پرش به محتوا
Home » قانون اساسی

قانون اساسی

به:

موضوع: مسئله قانونگذاری

خانم های عزیز/آقایان.

همانطور که در کشور اسرائیل به خوبی شناخته شده است، مانند بسیاری از نقاط دیگر، بسیاری از جمعیت ها وجود دارند که بقای آنها دشوار است و در مضیقه مالی شدیدی هستند، مانند افراد مسن یا معلول.

من این سوال را دارم که آیا حل و فصل موضوع در چارچوب قانون اساسی جامع می تواند به بهبود وضعیت منجر شود؟ منظورم تصویب «قانون اساسی حقوق اجتماعی» است – که همانطور که می دانید طی سالیان متمادی در رسانه های مختلف نیز مطرح شده است.

من در رابطه با این قانون به عنوان فردی که از سال 2007 در مبارزه با معلولان در اسرائیل شرکت کرده ام، این سوال را مطرح می کنم – و علاقه مندم بدانم نظر شما در این مورد چیست.

با احترام،

آصاف بنیامین.

A. در زیر ایمیلی است که من برای روزنامه نگار کرن نوباخ فرستادم. متأسفانه دومی به درخواست من پاسخ نداد.

 

—– پیام ارسال شده —–

توسط:اساف بنیامین < assaf197254@yahoo.co.il >

به: kereneubach@gmail.com < kereneubach@gmail.com >

ارسال شده در:چهارشنبه، 7 سپتامبر 2022، ساعت 11:21:07 بعد از ظهر به وقت محلی +3

موضوع:نامه های من به خانم کارن نوباخ.

 

درود به خانم کرن نوباخ:

موضوع: مشکل نظارت بر دارو.

خانم محترم .

من اسف بنیامینی، 49 ساله، در مسکن معلولان ذهنی انجمن “ریوت” در اورشلیم زندگی می کنم – در چارچوب مسکن برای معلولان ذهنی در جامعه که یک سبد توانبخشی به نمایندگی از وزارت بهداشت اجرا می کند. .

من داروهای روانپزشکی مصرف می کنم – و در سال های اخیر واقعیتی غیرقابل تحمل ظاهر شده است که در آن روانپزشکان مراکز بهداشت روان نظارت بر داروهای روانپزشکی را متوقف کرده اند (می دانم که این یک جورهایی پوچ به نظر می رسد – اما متأسفانه این واقعیتی است که من بارها و بارها با آن مواجه می شوم) . اما از آنجایی که من با درآمد بسیار کم زندگی می کنم – کمک هزینه از کارافتادگی از موسسه بیمه ملی – رفتن به پزشکان به صورت خصوصی برای من غیرممکن است.

اما امروز هیچ جایگزین دیگری وجود ندارد، زیرا حتی روان‌پزشکان در ایستگاه‌های سلامت روان، به دو دلیل، دیگر آدرسی برای من نیستند:

1) رویکرد مشکل‌ساز به درمان – هر زمان که به ایستگاه می‌رسید، مجروحان روانی به‌طور خودکار به‌عنوان افرادی که دارای اختلالات روانی نیز هستند درمان می‌شوند – چیزی که منجر به عدم گوش دادن کامل از سوی پزشکان می‌شود. از لحظه ای که من به ایستگاه می رسیدم، پزشکان از این فرض شروع می کردند که بدون اینکه حتی با یک آشنایی سطحی یا حداقلی با من آشنا شوند، دقیقاً متوجه چه مشکلاتی هستم. این امر بارها و بارها منجر به رفتارهای نادرست درمانی من شد و همچنین ناتوانی من در همکاری با نگرش تحقیرآمیز ناشی از آن. و چه چیزی بیشتر: حتی در مواردی که کارکنان کلینیک یا پزشکان من را می‌شناختند، درمان هنوز تغییر نکرده است – که مانع از هرگونه امکان درمان یا کمک و درگیری بی‌پایان با کارکنانی می‌شود که ظاهراً ” من همان «ردیابی» را ترک می‌کنم، ظاهراً به منظور جلوگیری از آسیب‌های بیشتر و رنج‌های روانی غیرضروری تحت عنوان «کمک» یا «درمان». من می دانم که این یک تعمیم است – اما چه کاری می توانید انجام دهید، این واقعیت است. من همان «ردیابی» را ترک می‌کنم، ظاهراً به منظور جلوگیری از آسیب‌های بیشتر و رنج‌های روانی غیرضروری تحت عنوان «کمک» یا «درمان». من می دانم که این یک تعمیم است – اما چه کاری می توانید انجام دهید، این واقعیت است.

2) وضعیت سلامت جسمانی – در اوایل سال 1998 در هتل “لاروم” اورشلیم که در آن زمان حدود سه ماه به عنوان بخشی از پروژه سازمان “الوین اسرائیل” در آنجا کار می کردم، دچار سانحه کار شدم – و از آن زمان تاکنون یک سری مشکلات فیزیکی ایجاد کرد که موسسه بیمه ملی هیچ یک از آنها را به رسمیت نمی شناسد. همچنین، در حال حاضر هیچ نهاد یا اداره دولتی دیگری وجود ندارد که این آسیب را تشخیص دهد.

پس از آن حادثه، وضعیت من به آرامی، اما به طور مداوم و به طور مداوم بدتر شده است – و امروز به وضعیتی رسیده‌ام که حتی از نظر جسمی رسیدن به ایستگاه‌های سلامت روان برای من مشکل و مشکل فزاینده‌ای است.

صندوق بیمه سلامت عمومی که من عضو آن هستم و همچنین وزارت بهداشت مدعی شد که هیچ راه حلی برای این وضعیت ندارند و خدمات روانپزشکی ندارند که در خانه کار کند.

 

در ماه های گذشته سعی کردم راه حلی را به روشی متفاوت بیابم: با مراجعه به یک داروساز. اما معلوم شد که فارماکولوژیست که من ملاقات کردم فقط تا حدی می تواند کمک کند و از آنجایی که او روانپزشک نیست توانایی کمک به من برای مرتب کردن داروهای روانپزشکی که مصرف می کنم ندارد.

علاوه بر این: برای من روشن شد که به دلیل تعداد کمی از پزشکان در این زمینه (برای مثال: در کل کلان شهر اورشلیم و اطراف آن فقط 2 پزشک در این زمینه وجود دارد – دکتر در کلینیک خود I. ویزیت شده در پزشکی دولتی و یک پزشک دیگر که می توان به صورت خصوصی با او تماس گرفت، وقتی که هر ویزیت چند صد مثقال هزینه دارد که من توانایی پرداخت آنها را دارم و نمی دانم که آیا او این کار را در خانه نیز انجام می دهد – و به دلایل واضح من در اینجا نام این پزشکان یا نام موسسات پزشکی محل کار آنها را نمی نویسم – بنابراین نظارت دارویی در واقعیت امروز امکان پذیر نیست. همانطور که می دانید در فارماکولوژی زیر شاخه ای به نام فارماکولوژی روانپزشکی نیز وجود دارد.

 

و به طور خلاصه: این شرایط فردی را در وضعیت من که به خدمات روانپزشکی که در خانه کار می کند نیاز دارد به بن بست کامل می کشاند – و با وجود نیاز فوری به نظارت بر داروهایی که مصرف می کنم، در حال حاضر هیچ پیشنهادی به من نمی شود. راه حل معقول

باید اشاره کنم که واقعاً یک روانپزشک در محیط مراقبت از سلامت روان جامعه وجود دارد – با این حال آنها سرسختانه اجازه نمی دهند او در خانه من بماند – چیزی که می توانست حداقل به طور موقت مشکل را حل کند. این امتناع دقیقاً به همین صورت و بدون هیچ دلیلی – و در نمایش بی تفاوتی کامل به وضعیت من و این واقعیت است که عدم پیگیری دارو حتی ممکن است زندگی من را به خطر بیندازد.

به هر حال من دنبال راه حل هستم. آیا ایده ای برای راه حلی دارید که هنوز بتوان در این شرایط یافت؟

من به این نکته اشاره می کنم که می دانم شما یک روزنامه نگار هستید و نه پزشک – بنابراین از شما توصیه پزشکی نمی خواهم. این یک مشکل بوروکراتیک است که به من اجازه نمی دهد تا درمان مورد نیاز خود را دریافت کنم – و شاید شما این فرصت را داشته باشید که در این مورد کمک کنید. من هم در صورت نیاز آماده خواهم بود که روی آنتن بروم.

می‌خواهم اشاره کنم که این مطالب را به‌عنوان کسی می‌نویسم که به بسیاری از برنامه‌هایی که ارائه می‌دهید گوش می‌دهم و از فعالیت‌های عمومی و رسانه‌ای شما در مورد مسائل مربوط به سلامت روان بسیار قدردانی می‌کنم. من به بسیاری از مقالاتی که در این زمینه تهیه کردید گوش دادم – و از آنجایی که همه وزارتخانه های دولتی راه حلی به من پیشنهاد نمی کنند و هیچ کاری جز انتقال من از یکی به دیگری انجام نمی دهند، پس چه کسی می داند – شاید دخالت شما بتواند در این امر کمک کند. ماده ای که برای چندین ماه گیر کرده است.

با احترام،

آساف بنیامینی،

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) آدرس ایمیل من: 029547403@walla.co.il

و: asb783a@gmail.com

و: assaf197254@yahoo.co.il

و: ass.benyamini@yandex.com

و: assaf002@mail2world.com

و: assaffff@protonmail.com

و: benyamini@yandex.com

و: assafbenyamini@163.com

3) محیط درمانی که من در آن هستم:

انجمن “رویت” – هاستل “آویویت”،

Ha Avivit St. 6,

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9650816.

شماره تلفن دفاتر خوابگاه: 6432551-2-972. و: 972-2-6428351.

آدرس ایمیل خوابگاه:

avivit6@barak.net.il

مددکار اجتماعی خوابگاه که به عنوان خانه دار در آپارتمان من کار می کند: خانم.

سارا استورا-972-55-6693370.

4) پزشک خانواده که تحت نظر هستم:

دکتر براندون استوارت،

“خدمات بهداشتی Clalit” – کلینیک “HATAYELET”،

خیابان دانیل یانوفسکی 6،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9338601.

شماره تلفن در مطب های کلینیک: 972-2-6738558.

شماره فکس در مطب های کلینیک: 972-2-6738551.

ب. مکاتبات من با گروه فیس بوک در زیر آمده است:

حرفه هالبردها، دستیاران و مردم من برای کارگاه ها، استراحتگاه ها، جشنواره ها و رویدادها“.

تیم مدیریت پست شما را در گروه یاوران، دستیاران و حرفه ای ها برای کارگاه ها، اعتکاف ها، جشنواره ها و رویدادها رد کرده است.

3 ساعت پیش

اساف بنیامینی یاوران، دستیاران و متخصصان را برای کارگاه‌ها، اعتکاف‌ها، جشنواره‌ها و رویدادها جمع‌آوری کرد.

7 سپتامبر ساعت 22:43 ·

به: “یاران، دستیاران و متخصصان برای کارگاه ها، اعتکاف ها، جشنواره ها و رویدادها”.

موضوع: سخنرانی های ضبط شده

خانم های عزیز/آقایان..

من صاحب وبلاگ چند زبانه هستم https://disability5.comکه به مسائل بیماری و ناتوانی می پردازد.

این وبلاگ در سیستم wordpress.org ساخته شده است – و در سرورهای servers24.co.il ذخیره می شود.

من به دنبال وب‌سایتی هستم که در آن می‌توانید سخنرانی‌های ضبط‌شده‌ای را بیابید که می‌توان بدون مشکل کپی رایت استفاده کرد (مثلاً به وب‌سایت Google Scholar در زمینه مقالات).

آیا شما چنین خدماتی را می شناسید؟

با احترام،

آساف بنیامینی،

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

بازخورد

مربوط به گروه نیست

ج. در زیر 2 پیامی که در صفحه فیس بوک روزنامه نگار استی پرز بن امی گذاشتم آمده است:

1)آصاف بنیامین

به خانم استی پرز بن امی سلام: من هر روز به برنامه گفتگوی رادیویی گوش می دهم

בחצי היוםادیت در طول سفر خود به زمین افتاد و سکته کرد ویلسون جای او را گرفت. اگرچه او همانطور که ذکر شد، او در هیچ فرآیند دموکراتیکی بین سال‌های 1919 و 1920 انتخاب نشد – بالاخره در این دوره او رئیس‌جمهور برای همه مقاصد و مقاصد بود – تنها رئیس‌جمهور زن تا کنون در تاریخ آمریکا. با احترام، آصاف بنیامینی.

2)آصاف بنیامین

من مدخل مربوطه را از ویکی پدیا پیوست می کنم:https://he.wikipedia.org/…/%D7%90%D7%93%D7%99%D7%AA_%D7…

(مدخل به زبان عبری است (עברית – زبان اول من) – اما من مطمئن هستم که تقریباً در هر زبانی یافت می شود)

د. در زیر نامه ای است که من برای “دوقطبی – آنچه علاقه مند به اختلالات خلقی هستند – افسردگی، اضطراب و افسردگی شیدایی” فرستادم.

 

آصاف بنیامین< assaf197254@yahoo.co.il >

به:

bipolarit@mania-depression.co.il

دوشنبه 12 شهریور ساعت 16:18

به: “دوقطبی – آنچه علاقه مند به اختلالات خلقی است – افسردگی، اضطراب و افسردگی شیدایی.”

موضوع: مشکل نظارت بر دارو.

خانم های عزیز/آقایان.

من اسف بنیامینی، 49 ساله، در مسکن معلولان ذهنی انجمن “ریوت” در اورشلیم زندگی می کنم – در چارچوب مسکن برای معلولان ذهنی در جامعه که یک سبد توانبخشی به نمایندگی از وزارت بهداشت اجرا می کند. .

من داروهای روانپزشکی مصرف می کنم – و در سال های اخیر واقعیتی غیرقابل تحمل ظاهر شده است که در آن روانپزشکان مراکز بهداشت روان نظارت بر داروهای روانپزشکی را متوقف کرده اند (می دانم که این یک جورهایی پوچ به نظر می رسد – اما متأسفانه این واقعیتی است که من بارها و بارها با آن مواجه می شوم) . اما از آنجایی که من با درآمد بسیار کم زندگی می کنم – کمک هزینه از کارافتادگی از موسسه بیمه ملی – رفتن به پزشکان به صورت خصوصی برای من غیرممکن است.

اما امروز هیچ جایگزین دیگری وجود ندارد، زیرا حتی روان‌پزشکان در ایستگاه‌های سلامت روان، به دو دلیل، دیگر آدرسی برای من نیستند:

1) رویکرد مشکل‌ساز به درمان – هر زمان که به ایستگاه می‌رسید، مجروحان روانی به‌طور خودکار به‌عنوان افرادی که دارای اختلالات روانی نیز هستند درمان می‌شوند – چیزی که منجر به عدم گوش دادن کامل از سوی پزشکان می‌شود. از لحظه ای که من به ایستگاه می رسیدم، پزشکان از این فرض شروع می کردند که بدون اینکه حتی با یک آشنایی سطحی یا حداقلی با من آشنا شوند، دقیقاً متوجه چه مشکلاتی هستم. این امر بارها و بارها منجر به رفتارهای نادرست درمانی من شد و همچنین ناتوانی من در همکاری با نگرش تحقیرآمیز ناشی از آن. و چه چیزی بیشتر: حتی در مواردی که کارکنان کلینیک یا پزشکان من را می‌شناختند، درمان هنوز تغییر نکرده است – که مانع از هرگونه امکان درمان یا کمک و درگیری بی‌پایان با کارکنانی می‌شود که ظاهراً ” من همان «ردیابی» را ترک می‌کنم، ظاهراً به منظور جلوگیری از آسیب‌های بیشتر و رنج‌های روانی غیرضروری تحت عنوان «کمک» یا «درمان». من می دانم که این یک تعمیم است – اما چه کاری می توانید انجام دهید، این واقعیت است. من همان «ردیابی» را ترک می‌کنم، ظاهراً به منظور جلوگیری از آسیب‌های بیشتر و رنج‌های روانی غیرضروری تحت عنوان «کمک» یا «درمان». من می دانم که این یک تعمیم است – اما چه کاری می توانید انجام دهید، این واقعیت است.

2) وضعیت سلامت جسمانی – در اوایل سال 1998 در هتل “لاروم” اورشلیم که در آن زمان حدود سه ماه به عنوان بخشی از پروژه سازمان “الوین اسرائیل” در آنجا کار می کردم، دچار سانحه کار شدم – و از آن زمان تاکنون یک سری مشکلات فیزیکی ایجاد کرد که موسسه بیمه ملی هیچ یک از آنها را به رسمیت نمی شناسد. همچنین، در حال حاضر هیچ نهاد یا اداره دولتی دیگری وجود ندارد که این آسیب را تشخیص دهد.

پس از آن حادثه، وضعیت من به آرامی اما پیوسته و پیوسته بدتر شده است – و امروز به وضعیتی رسیده‌ام که حتی ورود فیزیکی به ایستگاه‌های سلامت روان برای من مشکل و مشکل‌ساز است.

صندوق بیمه سلامت عمومی که من عضو آن هستم و همچنین وزارت بهداشت مدعی شد که هیچ راه حلی برای این وضعیت ندارند و خدمات روانپزشکی ندارند که در خانه کار کند.

 

در ماه های گذشته سعی کردم راه حلی را به روشی متفاوت بیابم: با مراجعه به یک داروساز. اما معلوم شد که فارماکولوژیست که من ملاقات کردم فقط تا حدی می تواند کمک کند و از آنجایی که او روانپزشک نیست توانایی کمک به من برای مرتب کردن داروهای روانپزشکی که مصرف می کنم ندارد.

علاوه بر این: برای من روشن شد که به دلیل تعداد کمی از پزشکان در این زمینه (برای مثال: در کل کلان شهر اورشلیم و اطراف آن فقط 2 پزشک در این زمینه وجود دارد – دکتر در کلینیک خود I. ویزیت شده در پزشکی دولتی و یک پزشک دیگر که می توان به صورت خصوصی با او تماس گرفت، وقتی که هر ویزیت چند صد مثقال هزینه دارد که من توانایی پرداخت آنها را دارم و نمی دانم که آیا او این کار را در خانه نیز انجام می دهد – و به دلایل واضح من در اینجا نام این پزشکان یا نام موسسات پزشکی محل کار آنها را نمی نویسم – بنابراین نظارت دارویی در واقعیت امروز امکان پذیر نیست. همانطور که می دانید در فارماکولوژی زیر شاخه ای به نام فارماکولوژی روانپزشکی نیز وجود دارد.

و به طور خلاصه: این شرایط فردی را در وضعیت من که به خدمات روانپزشکی که در خانه کار می کند نیاز دارد به بن بست کامل می کشاند – و با وجود نیاز فوری به نظارت بر داروهایی که مصرف می کنم، در حال حاضر هیچ پیشنهادی به من نمی شود. راه حل معقول

باید اشاره کنم که واقعاً یک روانپزشک در محیط مراقبت از سلامت روان جامعه وجود دارد – با این حال آنها سرسختانه اجازه نمی دهند او در خانه من بماند – چیزی که می توانست حداقل به طور موقت مشکل را حل کند. این امتناع دقیقاً به همین صورت و بدون هیچ دلیلی – و در نمایش بی تفاوتی کامل به وضعیت من و این واقعیت است که عدم پیگیری دارو حتی ممکن است زندگی من را به خطر بیندازد.

به هر حال من دنبال راه حل هستم. آیا ایده ای برای راه حلی دارید که هنوز بتوان در این شرایط یافت؟

با احترام،

آصاف بنیامین

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) آدرس ایمیل من: 029547403@walla.co.il

و: asb783a@gmail.com

و: assaf197254@yahoo.co.il

و: ass.benyamini@yandex.com

و: assaf002@mail2world.com

و: assaffff@protonmail.com

و: benyamini@yandex.com

و: assafbenyamini@163.com

3) محیط درمانی که من در آن هستم:

انجمن “رویت” – هاستل “آویویت”،

Ha Avivit St. 6,

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9650816.

شماره تلفن دفاتر خوابگاه: 6432551-2-972. و: 972-2-6428351.

آدرس ایمیل خوابگاه:

avivit6@barak.net.il

مددکار اجتماعی خوابگاه که به عنوان خانه دار در آپارتمان من کار می کند: خانم

سارا استورا-972-55-6693370.

روانپزشک تیم خوابگاه: دکتر کتیا لوین.

4) پزشک خانواده که تحت نظر هستم:

دکتر براندون استوارت،

“خدمات بهداشتی کلالیت” – کلینیک تفرجگاهی،

خیابان

دانیل یانوفسکی 6،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9338601.

شماره تلفن در مطب های کلینیک: 972-2-6738558.

شماره فکس در مطب های کلینیک: 972-2-6738551.

ه- در زیر ابتدای نامه ای است که به جاهای مختلف می فرستم:

به:

موضوع: توصیه های روزنامه نگاری

خانم های عزیز/آقایان.

در سال 2007 به مبارزه معلولان در اسرائیل پیوستم و از 10 ژوئیه 2018 به عنوان بخشی از جنبش “ناتاگور” که به آن پیوستم این کار را انجام داده ام. در جنبش «ناتگبر» تلاش می‌کنیم تا حقوق «معلولان شفاف» را ترویج دهیم – افرادی مثل من که از معلولیت‌ها و مشکلات شدید سلامتی رنج می‌برند که از بیرون قابل مشاهده نیست – که باعث تبعیض در رابطه با سایر معلولان نیز می‌شود. .

اشاره می کنم که موفقیت ها در پیشبرد مبارزات بسیار محدود بود و حتی امروز (پنجشنبه 16 ژوئن 2022 این سخنان را می نویسم) مقامات مختلف در کشور اسرائیل با ما همکاری نمی کنند – و هیچ کاری جز انجام نمی دهند. ما را به عقب و جلو از یکی به دیگری ارجاع دهید.

پس از مراجعه های فراوان به رسانه های اسرائیلی و مقالات منتشر شده در آن (که نویسنده این نامه نیز در برخی از آنها مشارکت داشته است) کمکی نکرد، به فکر راه دیگری افتادم: توسل به رسانه های خارجی خارج از کشور اسرائیل. در تلاش برای یافتن روزنامه نگارانی از نقاط مختلف جهان که به این موضوع علاقه نشان می دهند.

بنابراین، می‌خواهم از شما بپرسم: آیا در مورد راه‌هایی که می‌توان این کار را انجام داد، نظری دارید؟

با احترام،

آصاف بنیامین.

 

و. در زیر برخی از کلمات توضیحی درباره جنبش اجتماعی که من در 10 ژوئیه 2018 به آن پیوستم، همانطور که در مطبوعات منتشر شد آورده شده است:

تاتیانا کادوچکین، یک شهروند عادی، تصمیم گرفت جنبش “Natgver” را برای کمک به کسانی که او آنها را “معلولان شفاف” می نامد تأسیس کند. تا کنون حدود 500 نفر از سراسر کشور به جنبش او پیوسته اند. او در گفت‌وگو با یومان از کانال هفت، از این پروژه و آن دسته از افراد معلولی می‌گوید که صرفاً به دلیل شفاف بودن از کمک‌های مناسب و کافی از سوی نهادهای مربوطه دریافت نمی‌کنند.

به گفته وی، جمعیت معلولان را می توان به دو دسته تقسیم کرد: معلولان با ویلچر و معلولان بدون ویلچر. او گروه دوم را «معلولان شفاف» تعریف می‌کند، زیرا به گفته او، آنها خدماتی مشابه معلولان با ویلچر دریافت نمی‌کنند، حتی اگر به عنوان معلول 75 تا 100 درصدی تعریف شوند.

او توضیح می دهد که این افراد نمی توانند به تنهایی امرار معاش کنند و به کمک خدمات اضافی نیاز دارند که معلولان با ویلچر از آن برخوردار هستند. به عنوان مثال معلولان شفاف از بیمه کل کشور کمک هزینه کم از کارافتادگی دریافت می کنند، مکمل های خاصی مانند کمک هزینه خدمات ویژه، کمک هزینه همراه، کمک هزینه تردد و همچنین کمک هزینه کمتری از وزارت مسکن دریافت می کنند.

طبق تحقیقات انجام شده توسط کادوچکین، این معلولان شفاف علیرغم تلاش برای ادعای اینکه در اسرائیل 2016 هیچ گرسنه نان وجود ندارد، گرسنه نان هستند. تحقیقاتی که او انجام داد همچنین بیان می کند که میزان خودکشی در بین آنها بالاست. در جنبشی که او تأسیس کرد، او برای قرار دادن معلولان شفاف در لیست انتظار مسکن عمومی تلاش می کند. این به این دلیل است که به گفته او، آنها معمولاً با وجود اینکه واجد شرایط هستند، وارد این لیست ها نمی شوند. او جلسات زیادی با اعضای کنست برگزار می کند و حتی در جلسات و بحث های کمیته های مربوطه در کنست شرکت می کند، اما به گفته او کسانی که می توانند کمک کنند گوش نمی دهند و کسانی که گوش می دهند در اپوزیسیون هستند و بنابراین نمی توانند کمک کنند. کمک.

اکنون او از افراد ناتوان “شفاف” بیشتر و بیشتری می خواهد که به او بپیوندند و با او تماس بگیرند تا بتواند به آنها کمک کند. به گفته وی، اگر وضعیت به همین منوال پیش برود، راه گریزی از تظاهرات معلولان که خواستار حقوق خود و شرایط اولیه معیشت خود هستند، نیست.

ز. شما می توانید با مدیر جنبش “Nitgaber”، خانم تاتیانا کادوچکین، از یکشنبه تا پنجشنبه بین ساعت 11:00 تا 20:00 به وقت اسرائیل، به جز تعطیلات یهودیان و تعطیلات مختلف اسرائیل، تماس بگیرید.

شماره تلفن هایی که می توانید برای تماس با آنها استفاده کنید

او: 972-52-3708001. و: 972-3-5346644.

ح. در زیر ابتدای نامه ای است که به جاهای مختلف می فرستم:

به:

موضوع: ایده هایی برای اسکریپت.

خانم های عزیز/آقایان.

من 9 داستان تخیلی نوشته شده در اینجا را نوشتم – و به دنبال وب سایت هایی هستم که نوعی “رقابت” را بین کاربرانی برگزار می کنند که ایده هایی را برای صنعت فیلم یا تلویزیون ارائه می دهند و می توان چنین داستان هایی را برای آنها ارسال کرد.

آیا چنین وب سایت هایی را می شناسید؟

با احترام،

آصاف بنیامین.

 

داستان شماره 1 – دمای مرگبار:

 

سال 2070 است. بحران آب و هوا در کشور اسرائیل و در سراسر جهان در حال تشدید است – با این حال، بشریت توانسته است از طریق ابزارهای فناوری بر مشکلاتی مانند کمبود آب غلبه کند و راهی برای حتی حفظ کشاورزی در این شرایط بیابد. در تمام طول سال درجه حرارت در ایالت اسرائیل (در سراسر کشور) در بعد از ظهر به 90 درجه سانتیگراد و در شب به حدود 70 درجه سانتیگراد افزایش می یابد. در چنین واقعیتی، مردم نمی توانند بدون تجهیزات حفاظتی خاص وجود داشته باشند – بدون آن، شخص در واقع به مرگ محکوم می شود. اما این یک تجهیزات علمی پیچیده و گران قیمت است – و در کشور اسرائیل یک بحث عمومی در حال توسعه است که به این سؤال می پردازد که چه گروه هایی باید اجازه داشته باشند یا اجازه دسترسی به این تجهیزات را نداشته باشند: آیا افرادی که مرتکب جنایت شده اند و به جامعه آسیب رسانده اند، خواهند آمد. ، همچنین حق استفاده از آن را دارید؟ آیا دولت باید تجهیزات گران قیمت و نجات دهنده را برای همه تأمین مالی کند – یا باید طبق قانون تعیین کند که چه کسی آن را دریافت می کند و چه کسی نمی گیرد (و تجهیزات جایگزینی برای این هدف وجود ندارد – علی رغم تلاش های بی پایان دانشمندان برای توسعه آن)؟ و نگرش نظام حقوقی نسبت به کسانی که از دسترسی شخص دیگری به تجهیزات حفاظتی – سهوا یا بدخواهانه – جلوگیری می کنند، چگونه است؟ و آیا دولت اسرائیل در این مورد به کشورهای جهان سومی که تجهیزات آنها مفقود یا نادرست است – که باعث مرگ و میر دسته جمعی می شود – کمک کند یا به دلیل قیمت بالای آن، دولت اسرائیل موظف است قبل از هر چیز این حمایت را از شهروندان خود ارائه دهد. – صرف نظر از وابستگی سیاسی یا ایدئولوژیک آنها؟ و چگونه رسانه ها: رادیو، تلویزیون،

و معضلات دیگری نیز در رابطه با همین تجهیزات حفاظتی وجود دارد: در برخی از کارخانه های تولید کننده آن، از روغن تولید شده از حیوانات غیر کوشر استفاده می کنند که بخشی ضروری از فرآیند تولید است که بدون آن نمی توان محصول نهایی را به دست آورد. خاخام های اعظم اجازه استفاده از این تجهیزات را به دلایل هلاکی نمی دهند – و بنابراین مردم مذهبی و افراطی ارتدوکس راهی برای تولید تجهیزات حفاظتی مشابه با استفاده از روغن تولید شده از حیوانات کوشر پیدا کردند – که کل فرآیند تولید را به میزان قابل توجهی گران تر می کند. . در این شرایط، تنش‌هایی بین عموم مردم سکولار که ادعا می‌کنند آمادگی تامین هزینه‌های مازاد تولید را ندارند، و افکار افراطی ارتدوکس که ادعا می‌کنند از آنجایی که دولت اسرائیل دولت قوم یهود است، به وجود می‌آید. و برای حفظ شخصیت یهودی دولت، همه مردم باید در این هزینه‌های اضافی مشارکت کنند. نیاز به تامین مالی این شرکت‌های خاص نیز در سیستم‌های مختلف انتخاباتی – در میان بحث‌های تلخ، بسیار پرشور و بی‌پایان بین احزاب مختلف – بروز می‌کند. البته در بین مسلمانان جهان نیز

و همچنین پیامدهای ژئوپلیتیکی نیز وجود دارد: بخش قابل توجهی از مسلمانان اروپا، که در عین حال اکثریت قاره را تشکیل داده اند، با تمام هزینه های اضافی از کارخانه های خود حمایت می کنند. جمعیت مسیحی از اطاعت خودداری می کنند – و در نتیجه شاهد درگیری های بی وقفه ای هستیم که به جنگ های مذهبی واقعی می کشد. وضعیت در این قاره به هرج و مرج کامل می رسد – و مداخله قدرت ها فقط به دلیل تضاد منافع زمانی که هر قدرت برای کمک به طرف دیگر در جنگ مداخله می کند وضعیت را تشدید می کند. دولت اسرائیل در آنچه اتفاق می افتد دخالت نمی کند – با این حال، سرویس های امنیتی در اسرائیل به دلیل نزدیکی نسبی برخی از مناطقی که نبردها در همان اتحادیه اروپا در حال وقوع است که از هر نظر در سطح غیرنظامی فعالیت خود را متوقف کرده است – بسیار نگران هستند. عرصه ای از جنگ بی پایان که در آن قربانیان بسیاری سقوط می کنند. در اسرائیل، تلاش‌های زیادی برای نجات یهودیان از مناطق جنگی و کمک به مهاجرت آنها به اسرائیل انجام می‌شود – با این حال، به دلیل منابع زیادی که خود دولت اسرائیل مجبور است برای تولید تجهیزات حفاظتی بپردازد، همچنان وجود دارد. بودجه بسیار کمی برای سرویس های امنیتی که با این فعالیت ها سروکار دارند. کارگران صنایع دفاعی به تظاهرات بزرگ می روند، تظاهرات عمومی بزرگی را راه اندازی کردند که سال ها ادامه دارد و آنها به دولت اسرائیل اعتقادی ندارند زیرا بودجه کافی برای عملیات نجات وجود ندارد. این اعتراضات موفقیت آمیز نبوده و به گفته معترضان، دولت های مختلف اسرائیل نسبت به آنها بی تفاوتی کامل نشان می دهند. آنها متاسفند و با توجه به این وضعیت غیرقابل تحمل که در آن عملیات امداد و نجات نمی تواند تأمین مالی شود، سرویس های امنیتی اسرائیل دائماً در تلاش هستند تا راه های خلاقانه و خلاقانه ای برای نجات یهودیانی که در مناطق نبرد در اروپای خونین گرفتار شده بودند بیابند: تلاشی برای جمع آوری کمک های مالی از طریق انجمن های خاص، و همچنین دعوت به جوانانی که در زمینه های فناوری در تماشای ایده های نوآورانه و خلاقانه برای این عملیات نجات هستند. این اعتراضات موفقیت آمیز نبوده و به گفته معترضان، دولت های مختلف اسرائیل نسبت به آنها بی تفاوتی کامل نشان می دهند. آنها متاسفند و با توجه به این وضعیت غیرقابل تحمل که در آن عملیات امداد و نجات نمی تواند تأمین مالی شود، سرویس های امنیتی اسرائیل دائماً در تلاش هستند تا راه های خلاقانه و خلاقانه ای برای نجات یهودیانی که در مناطق نبرد در اروپای خونین گرفتار شده بودند بیابند: تلاشی برای جمع آوری کمک های مالی از طریق انجمن های خاص، و همچنین دعوت به جوانانی که در زمینه های فناوری در تماشای ایده های نوآورانه و خلاقانه برای این عملیات نجات هستند. این اعتراضات موفقیت آمیز نبوده و به گفته معترضان، دولت های مختلف اسرائیل نسبت به آنها بی تفاوتی کامل نشان می دهند. آنها متاسفند و با توجه به این وضعیت غیرقابل تحمل که در آن عملیات امداد و نجات نمی تواند تأمین مالی شود، سرویس های امنیتی اسرائیل دائماً در تلاش هستند تا راه های خلاقانه و خلاقانه ای برای نجات یهودیانی که در مناطق نبرد در اروپای خونین گرفتار شده بودند بیابند: تلاشی برای جمع آوری کمک های مالی از طریق انجمن های خاص، و همچنین دعوت به جوانانی که در زمینه های فناوری در تماشای ایده های نوآورانه و خلاقانه برای این عملیات نجات هستند.

 

داستان شماره 2 – مزرعه حشرات:

 

در صنایع نظامی در سراسر جهان، نوع جدیدی از سلاح در حال توسعه است: حشرات الکترونیکی پرنده، که از راه دور توسط رایانه کنترل می شوند. تراشه های نصب شده در این حشره کوچک به گونه ای برنامه ریزی شده اند که روی یک هدف خاص (یعنی: سربازان ارتش دشمن) “نشسته” و سم مهلکی به آنها تزریق می کنند که در عرض چند ثانیه باعث مرگ آنها می شود. بلافاصله پس از آن، یک مکانیسم خود تخریبی عمل می کند که در آن حشره الکترونیکی در واقع از طریق یک انفجار کنترل شده “خود را از بین می برد”.

کشورهای مختلف مخفیانه این سلاح را تولید می کنند – زمانی که سرعت عمل حشره تشخیص آن را بسیار دشوار می کند – زمانی که تمام اقدامات آن – “ته نشین شدن” روی قربانی، تزریق خودکار سم و همچنین انفجار کنترل شده فقط طول می کشد. چند دهم ثانیه

اما برخی از سرویس‌های مخفی برخی از کشورهای جهان موفق به کشف وجود این سیستم‌ها در کشورهای دشمن می‌شوند – چیزی که کاملاً مخفیانه نگه داشته می‌شود.

سرویس های امنیتی در دولت اسرائیل تصمیم می گیرند به این “مد” بپیوندند، اما آنها کاری را انجام می دهند که منحصر به اسرائیل است – که در هیچ کشور دیگری وجود ندارد. در سرتاسر دنیا، امکاناتی که این حشرات الکترونیکی در آن تولید می‌شوند بسیار کوچک هستند – و بزرگترین آنها حداکثر به چند متر مکعب در هر واحد می‌رسد – و برای مثال: در اتاق نشیمن یک خانه معمولی در حداقل چند صد چنین امکاناتی. اما در کشور اسرائیل، واقعیت دیگری در حال رخ دادن است، و واقعیتی بسیار وحشتناک تر: تأسیسات عظیمی در مناطق وسیع ساخته می شود – که البته، به دلیل مخفی بودن آنها، هیچ کس نمی داند واقعاً با آنها چه می شود. . شهروندان اسرائیل درمانده می مانند: به دلیل مناطق وسیعی که به همه آن امکانات تولیدی اختصاص داده شده است (که البته لازم نیست: مطمئناً می توان این حشرات الکترونیکی را در مناطق صفر و بی نهایت کوچک تولید کرد) جایی برای نیازهای ضروری غیرنظامی مانند بیمارستان ها، مهدکودک ها، مدارس باقی نمانده است – و در واقع تمام اقتصاد اسرائیل به بردگی این رازها می رود. امکانات این منجر به اعتراضات عمومی گسترده می شود – با این حال، آنها با دست سنگین با استفاده از خشونت شدید از سوی پلیس سرکوب می شوند.

در این واقعیت، اعتراضات عمومی نیز تشدید می‌شود و سخت‌تر و خشونت‌آمیزتر می‌شود – و شامل موارد روزافزون تیراندازی مستقیم توسط نیروهای امنیتی می‌شود.

در نتیجه، دولت اسرائیل در یک جنگ داخلی واقعی گرفتار شده است که همه کشورهای دیگر منطقه را نیز به درون خود می کشاند – که منجر به ویرانی، ویرانی و نابودی در مقیاس وسیع می شود. صاحبان بنگاه های املاک بزرگ که تمام سود مالی حاصل از بهره برداری از تسهیلات نصیب آنها می شود و حتی برخی از آنها به نوعی شریک مخفی شده اند و به خوبی از فعالیت بیش از حدی که در آنها صورت می گیرد آگاه هستند، همچنان ادامه می دهند. حتی در این مرحله از جنگ داخلی با دولت همکاری کنید – و همیشه سود مالی هنگفت خود را بر اموال خود ترجیح دهید و همچنین جان هزاران نفر را که در این جنگ می میرند.

 

داستان شماره 3 – ماموران کره شمالی:

همانطور که می دانید در ارتش کره شمالی یک واحد “نظامی” با فعالیت های رسوایی به نام وجود داردتکینگی لذت. حاکم کره شمالی در مورد فعالیت بدخواهانه ماموران کره شمالی تصمیم می گیرد که در کشورهای جهان فعالیت می کنند و سعی می کنند زنان جوان را از کشورهای مختلف قاچاق کرده و با ابزارهای فریبکارانه به کره شمالی بیاورند. اکثریت این «عامل‌ها» با روش‌های پیچیده عمل می‌کنند و دستگیر نمی‌شوند – با این حال داستان‌هایی درباره این عوامل و روش‌های عملکرد آنها در مطبوعات جهانی منتشر می‌شود. در ابتدا، عموم کشورهای مختلف، داستان های ترسناک منتشر شده را باور نمی کنند – و هر رسانه ای که مقاله هایی در این زمینه منتشر می کند، به طور خودکار مظنون به انجام این کار در تلاش برای کسب رتبه های بیشتر است و نه چیز دیگر. با این حال، با افزایش تعداد موارد، و ماموران کره شمالی در نقاط مختلف جهان دستگیر و به حبس های طولانی محکوم می شوند و در برخی موارد حتی اعدام می شوند – و این همزمان با داستان های هولناکی که همچنان منتشر می شود، دولت های جهان مجبور می شوند همچنین در پی اعتراضات گسترده سازمان های زنان در کشورهای مختلف، به وجود مشکل اعتراف کرده و شروع به مبارزه با آن کردند. در عین حال، در همه موارد، عوامل دستگیر نمی شوند – و در بسیاری از مناطق جهان آنها در جلوگیری از آدم ربایی شکست می خورند. فضای عمومی در سراسر جهان سخت و ابری است، تحریم‌های اقتصادی شدید و کاملاً تهاجمی علیه کره شمالی اعمال می‌شود – البته به دلیل سلاح‌های هسته‌ای که هیچ کشوری در اختیار ندارد.

پس از چندین سال، دو مامور کره شمالی به اسرائیل می‌رسند و در مرحله‌ای از فعالیت‌هایشان توسط شین بت دستگیر می‌شوند – و بلافاصله اعتراض عمومی گسترده‌ای به دنبال اعدام آنها صورت می‌گیرد – همانطور که در بسیاری از کشورها انجام می‌شود. با این حال، این اتفاق نمی‌افتد: این دو مامور در واقع در محاکمه هستند و به خاطر انجام قاچاق انسان به جنایات جدی محکوم می‌شوند – و به حبس ابد محکوم می‌شوند – با این حال دادگاه عالی در کشور اسرائیل از محکومیت آنها به اعدام خودداری می‌کند. اسرائیل با این کار از تهدیدهای کره شمالی کوتاهی نمی کند، زیرا اگر اسرائیل بلافاصله این دو محکوم را آزاد نکند، جنگ هسته ای را آغاز خواهد کرد که کل جهان را نابود خواهد کرد. با انجام این کار، دولت اسرائیل به بهبود قابل توجهی در موقعیت خود در افکار عمومی بین المللی دست می یابد.

در عین حال، ادامه وجود این پدیده و عدم امکان ریشه کن کردن آن توسط جهان، به اضطرابی بزرگ و واقعیتی غیرقابل تحمل منجر می شود که در آن زنان در سراسر جهان هر لحظه از ربوده شدن بیم دارند. سازمان‌های اطلاعاتی در سراسر جهان نوعی «مناقصه» بین‌المللی منتشر می‌کنند که در آن جوایز مالی بالایی به هر کسی که بتواند راه‌های خلاقانه‌ای برای ریشه‌کن کردن پدیده آدم‌ربایی بیابد، ارائه می‌شود. نوعی “مسابقه” در حال توسعه است که در آن پرسنل اطلاعاتی از سراسر جهان شرکت می کنند – و هر سال یک مراسم مخفی برگزار می شود که در آن جوایز اهدا می شود. برندگان فرم های محرمانه را با طبقه بندی بسیار بالا امضا می کنند – و این در بحبوحه “جنگ ماموران” که در سراسر جهان در حال توسعه است:

 

 

داستان شماره 4 – امواج سرطان:

گروه کوچکی از دانشمندان از کشورهای مختلف جهان در حال توسعه یک روش درمانی نوآورانه هستند که همه انواع سرطان را درمان می کند. درمان، در مرحله اول، با شناسایی اثر صوتی ریز (که با گوش انسان قابل تشخیص نیست) جریان خون در بدن بیمار انجام می شود – شناسایی که حتی از فاصله هزاران کیلومتری امکان پذیر است. و با دستگاه هایی که می دانند چگونه این ادعاهای صوتی را شناسایی کنند و در عین حال امواج صوتی را که از بسیاری از منابع دیگر مانند سر و صدای ماشین ها، صدای پخش رادیویی یا تلویزیونی، مکالمه عادی بین افراد و غیره نادیده می گیرند. پس از اینکه دستگاه چاپ صدا را تشخیص داد. خون بیمار با توجه به ویژگی های منحصر به فرد خود می داند نوع سرطانی که بیمار از آن رنج می برد را شناسایی کند و در عرض چند ثانیه به “

اما این یک فناوری مخفی است که برای عموم مردمی که اصلاً از وجود آن اطلاعی ندارند در دسترس نیست. این فناوری برای تعداد بسیار محدودی از رهبران جهان مانند میلیاردرها و بزرگترین سرمایه داران، رئیس جمهور ایالات متحده یا رئیس جمهور روسیه قابل دسترسی است.

یک مامور اسرائیلی موساد به سرطان بیمار لاعلاجی است – و وقتی پزشکان به او اطلاع می دهند که تنها شش ماه از عمرش باقی مانده است، مهارت های منحصر به فرد خود را فعال می کند و موفق می شود وجود روش درمانی منحصر به فرد را کشف کند – و مرد این موضوع را با او در میان می گذارد. پزشکانی که در ابتدا او را باور نمی کنند، با تحقیر با او رفتار می کنند و تشخیص می دهند که او روح بیماری دارد و ارتباطش با واقعیت را از دست می دهد. اما این مرد برای محیط زیست مضر نیست و خطرناک نیست – به همین دلیل او را به زور در بیمارستان روانی بستری نمی کنند – و با توجه به اینکه هنوز زمان زیادی برای زندگی دارد تصمیم می گیرند او را به حال خود رها کنند. . مرد موساد که از رفتار مخفیانه فراتر می رود، توسط دوستانش در جامعه اطلاعاتی نیز آشکارا مورد تحقیر قرار می گیرد – و آنها به سادگی به او می گویند که “بیهوده حرف نزن”. مرد تصمیم می گیرد، در تلاش برای نجات جان خود، تماس مستقیم با توسعه دهندگان درمان ابتکاری، و موفق می شود ضمن ارتکاب یک جرم جنایی جدی، به آنها رشوه دهد تا بتواند درمان های پزشکی مورد نیاز خود را از آنها دریافت کند. وضعیت او به سرعت در حال بهبود است – چیزی که با تعجب کامل در بین همه اطرافیانش پذیرفته می شود – و این اتفاق همزمان با فاش شدن عمل جدی رشوه خواری رخ می دهد. وقتی پلیس اسرائیل شروع به تحقیق در مورد این پرونده می کند، افراد بیشتری در سیستم شروع به ادعا می کنند که در اینجا نمی تواند یک تصادف صرف باشد و باید بین این دو ارتباط وجود داشته باشد. مردی از موساد که مبتلا به سرطان بود و پس از درمان ابتکاری بهبود یافت، برای تحقیقات زیادی مورد بررسی قرار گرفت – و به دلیل بهبود قابل توجه در سلامتی او، آنها تصمیم گرفتند که بیشتر و شدیدتر از او تحقیق کنند – و در یک مقطع زمانی او در تحقیقات شکست خورد و بازرسان را به روش هایی هدایت کرد که او برای به دست آوردن درمان دریافت کرد. بازرسان در این مرحله متقاعد شده اند که در این شرایط دلیلی برای ادامه تحقیقات و رهاسازی فوری موضوع وجود ندارد. در همان زمان، به دلایل ایدئولوژیک، تصمیم می‌گیرند که روش درمانی ابتکاری را فاش کنند و آن را به مطبوعات برسانند. مردی از موساد که مبتلا به سرطان بود و از درمان ابتکاری بهبود یافته بود، برای تحقیقات زیادی تحت نظر قرار گرفت – و به دلیل بهبود چشمگیر سلامتی او، آنها تصمیم گرفتند که او را بیشتر و بیشتر مورد بررسی قرار دهند – و در یک مقطع زمانی او را شکستند. تحقیقات، محققان را به روش‌هایی که او برای دستیابی به درمانی که دریافت کرده بود هدایت کرد. بازرسان در این مرحله متقاعد شده اند که در این شرایط دلیلی برای ادامه تحقیقات و رهاسازی فوری موضوع وجود ندارد. در همان زمان، به دلایل ایدئولوژیک، تصمیم می‌گیرند که روش درمانی ابتکاری را فاش کنند و آن را به مطبوعات برسانند. مردی از موساد که مبتلا به سرطان بود و از درمان ابتکاری بهبود یافته بود، برای تحقیقات زیادی تحت نظر قرار گرفت – و به دلیل بهبود چشمگیر سلامتی او، آنها تصمیم گرفتند که او را بیشتر و بیشتر مورد بررسی قرار دهند – و در یک مقطع زمانی او را شکستند. تحقیقات، محققان را به روش هایی که او برای به دست آوردن درمانی که دریافت کرده بود هدایت کرد. بازرسان در این مرحله متقاعد شده اند که در این شرایط دلیلی برای ادامه تحقیقات و رهاسازی فوری موضوع وجود ندارد. در همان زمان، به دلایل ایدئولوژیک، تصمیم می‌گیرند که روش درمانی ابتکاری را فاش کنند و آن را به مطبوعات برسانند.

در ابتدا هیچ کس این داستان را باور نمی کند، اما با ارائه شواهد بیشتر و بیشتر از وجود فناوری نوآورانه شفا، تصویر عمومی آن در عرض چند سال تغییر می کند و مشروعیت می یابد. با این حال، علیرغم مشروعیت عمومی گسترده، مرد سابق موساد و همچنین بازرسان وی به اتهامات متعددی از جمله به دست آوردن چیزی از طریق کلاهبرداری در شرایط تشدیدکننده، نقض وظیفه محرمانگی متصدیان دفتر و غیره دستگیر و محاکمه می شوند. . مردم خواستار آزادی متهمان هستند و تظاهرات زیادی در حمایت از آنها برگزار می شود. اما هیچ چیز کمکی نمی کند – و دادگاه عالی در دولت اسرائیل متهم را به حبس های طولانی مدت می فرستد، در حالی که به طور کامل بسیاری از شرایط تخفیف دهنده، از جمله لزوم افشای فناوری ویژه شفابخش برای نجات جان افراد را نادیده می گیرد.

در پایان، نتیجه تلخ است: فناوری درمانی منحصر به فرد دیگر یک راز نیست، اما به دلیل قیمت نجومی آن – 80 میلیون دلار – برای افراد بسیار کمی در دسترس است. همچنین همان افرادی که آن را فاش کردند، مامور سابق موساد و بازجویانش تا پایان عمر در زندان می مانند – و دادگاه در اینجا بر رعایت قانون خشک اصرار دارد و اصرار دارد که متهمان به دلیل جنایاتی که انجام داده اند در زندان بمانند. – و البته شرایط تسکین دهنده بسیار مهم برای نجات یک زندگی از نظر قضات در کشور اسرائیل ارزشی ندارد.

 

داستان شماره 5 – مرگ پروفسور:

گروهی از محققان مغز اسرائیلی و آمریکایی با هم کار می کنند – در سخنرانی ها، کنفرانس های علمی مشترک و حتی کار در بیمارستان های اسرائیل و ایالات متحده در بخش هایی که بیماران مبتلا به بیماری های عصبی را درمان می کنند: پارکینسون، آلزایمر، مولتیپل اسکلروزیس، و غیره. محققان اسرائیلی در تحقیقات خود به دستاوردهای علمی بی‌سابقه‌ای دست می‌یابند – که باعث ایجاد حس حسادت شدید در یکی از همکاران آمریکایی‌اش می‌شود – و دکتر اسرائیلی اصلاً از آن اطلاعی ندارد و اگرچه حسادت دکتر آمریکایی به سرعت به نفرت واقعی نسبت به اسرائیلی‌اش تبدیل می‌شود. همکار، دومی نمی تواند از این موضوع مطلع باشد، بنابراین در این مرحله که هیچ نشانه ای از این در واقعیت وجود ندارد و اتفاقات در حال وقوع است، ظاهراً طبق معمول.

پروفسور آمریکایی تصمیم می گیرد به شیوه ای تکان دهنده از همکار اسرائیلی خود انتقام بگیرد: او به اسرائیل می آید، ظاهراً برای ملاقات با یکی از بیماران پزشک اسرائیلی – مردی که از یک بیماری جدی عصبی رنج می برد – مرد جوانی که هیچ بستگانی ندارد. کارکنان بیمارستان در اسرائیل تحت تأثیر ژست به اصطلاح انسان دوستانه قرار می گیرند – و هیچ کس عملی را که پزشک آمریکایی با جزئیات برنامه ریزی کرده بود تصور نمی کند. با توجه به اعتماد زیادی که دکتر ارشد دارد، اجازه دارد با بیمار پزشک اسرائیلی در یک اتاق تنها بماند. دکتر آمریکایی از اعتماد بزرگی که به او داده شده استفاده می کند و یک قیچی کوچک را بیرون می آورد که اقدامات امنیتی بیمارستان نتوانست آن را تشخیص دهد و با آن لوله ای را که از طریق آن اکسیژن به بیمار پزشک اسرائیلی دریافت می کند – می برد – که باعث می شود مرگ در چند ثانیه با توجه به بار سنگین در بیمارستان های اسرائیل و همچنین به دلیل این واقعیت که هیچ کس تصور نمی کرد که این قصد واقعی پزشک آمریکایی بوده است، پرونده تنها چند ساعت بعد فاش می شود – و تیم پرستاری که کشف می کنند وحشت بلافاصله پلیس را درگیر می کند – که فقط دو روز بعد تحقیقات را آغاز می کند – در نتیجه حجم کاری که امکان برخورد فوری با این حادثه را با وجود شدت آن غیرممکن می کند. پلیس اسرائیل در تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که پزشک آمریکایی واقعاً مرتکب این عمل است – اما مدت زمانی که گذشت تا زمانی که پلیس در اسرائیل شروع به کار کرد به خوبی توسط پزشک آمریکایی استفاده شد که در این بین موفق می شود از اسرائیل فرار کند و به خانه خود در ایالات متحده بازگردد. و همچنین با توجه به این واقعیت که هیچ کس تصور نمی کرد که این قصد واقعی پزشک آمریکایی بوده است، پرونده تنها چند ساعت بعد فاش می شود – و تیم پرستاران که وحشت را کشف می کنند بلافاصله پلیس را درگیر می کنند – که فقط تحقیقات را آغاز می کند. دو روز بعد – در نتیجه حجم کاری که برخورد فوری با حادثه را با وجود شدت آن غیرممکن می کند. پلیس اسرائیل در تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که پزشک آمریکایی واقعاً مرتکب این عمل است – اما مدت زمانی که گذشت تا زمانی که پلیس در اسرائیل شروع به کار کرد به خوبی توسط پزشک آمریکایی استفاده شد که در این بین موفق می شود از اسرائیل فرار کند و به خانه خود در ایالات متحده بازگردد. و همچنین با توجه به این واقعیت که هیچ کس تصور نمی کرد که این قصد واقعی پزشک آمریکایی بوده است، پرونده تنها چند ساعت بعد فاش می شود – و تیم پرستاران که وحشت را کشف می کنند بلافاصله پلیس را درگیر می کنند – که فقط تحقیقات را آغاز می کند. دو روز بعد – در نتیجه حجم کاری که برخورد فوری با حادثه را با وجود شدت آن غیرممکن می کند. پلیس اسرائیل در تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که پزشک آمریکایی واقعاً مرتکب این عمل است – اما مدت زمانی که گذشت تا زمانی که پلیس در اسرائیل شروع به کار کرد به خوبی توسط پزشک آمریکایی استفاده شد که در این بین موفق می شود از اسرائیل فرار کند و به خانه خود در ایالات متحده بازگردد. پرونده تنها چند ساعت بعد فاش می شود – و تیم پرستاران که وحشت را کشف می کنند بلافاصله پلیس را درگیر می کنند – که فقط دو روز بعد تحقیقات را آغاز می کند – در نتیجه حجم کاری که باعث می شود با وجود این حادثه برخورد فوری با این حادثه غیرممکن شود. شدت آن پلیس اسرائیل در تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که پزشک آمریکایی واقعاً مرتکب این عمل است – اما مدت زمانی که گذشت تا زمانی که پلیس در اسرائیل شروع به کار کرد به خوبی توسط پزشک آمریکایی استفاده شد که در این بین موفق می شود از اسرائیل فرار کند و به خانه خود در ایالات متحده بازگردد. پرونده تنها چند ساعت بعد فاش می شود – و تیم پرستاران که وحشت را کشف می کنند بلافاصله پلیس را درگیر می کنند – که فقط دو روز بعد تحقیقات را آغاز می کند – در نتیجه حجم کاری که باعث می شود با وجود این حادثه برخورد فوری با این حادثه غیرممکن شود. شدت آن پلیس اسرائیل در تحقیقات خود به این نتیجه می رسد که پزشک آمریکایی واقعاً مرتکب این عمل است – اما مدت زمانی که گذشت تا زمانی که پلیس در اسرائیل شروع به کار کرد به خوبی توسط پزشک آمریکایی استفاده شد که در این بین موفق می شود از اسرائیل فرار کند و به خانه خود در ایالات متحده بازگردد.

مقامات کشور اسرائیل به همتایان آمریکایی خود مراجعه می کنند و خواستار استرداد این مرد می شوند تا وی را در اسرائیل به دلیل اقدام جدی خود تحت پیگرد قانونی قرار دهند. اما مقامات ایالات متحده قاطعانه از استرداد او امتناع می ورزند و قاطعانه اصرار دارند که محاکمه او باید در ایالات متحده انجام شود نه در اسرائیل. در ایالات متحده، یک روند قانونی فاسد و ناعادلانه در حال انجام است – که در پایان پروفسور از تمام اتهامات سنگین تبرئه می شود و حتی مجوز خود را از دست نمی دهد و به درمان بیماران در ایالات متحده ادامه می دهد. در طول محاکمه او، اتهامات ضدیهودی آشکاری نیز در مورد “انتقام موجه” دکتر آمریکایی، به اصطلاح، از یهودیان شنیده شد. همکاران او در اسرائیل بسیار عصبانی هستند و ارتباط خود را با او قطع کرده اند – و در عین حال آنها در حال مبارزه عمومی با هدف استرداد پروفسور جنایتکار آمریکایی به اسرائیل هستند. اما، همانطور که می دانیم، دولت اسرائیل به کمک های آمریکا وابسته است، بنابراین دستانش بسته است و امکان اقدام بسیار محدود است – اگر اصلاً باشد.

چند ماه پس از پایان مراحل قانونی در آمریکا، همسر پروفسور جوان آمریکایی روزی جسد او را در حیاط منزلشان پیدا می کند – با علائم شدید خشونت روی جسد. او البته بلافاصله با پلیس محلی تماس می گیرد – و تحقیقات در حال انجام است که به بن بست می رسد و هیچ کس سرنخی از هویت قاتل ندارد. همچنین تحقیقات سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، سیا و اف‌بی‌آی نیز به بن‌بست می‌رسند و حتی به ضعیف‌ترین سرنخی برای هویت قاتل نمی‌رسند.

بسیاری از سؤالات بی پاسخ مانده است: محل اقامت آن استاد به خوبی توسط دروازه های برقی محافظت می شد، یک سیستم شناسایی هوشمند (به این دلیل که حتی برای بستگانش ورود به خانه آنها بسیار دشوار بود) – پس چگونه قاتلان توانستند به حیاط برسند، بکشند. استاد آنجا بود و او را به قتل رساند – و بیشتر زمانی که هیچ کس متوجه این عمل در زمان واقعی نشد؟ اصلاً چطور ممکن است چنین وضعیتی وجود داشته باشد؟ و چرا سیا و اف بی آی با توجه به اینکه این یک پرونده جنایی خصوصی است و به امنیت ملی اسرائیل یا ایالات متحده مربوط نمی شود، حتی تحقیقاتی را آغاز کردند یا درگیر شدند؟ آیا شرکای اسرائیلی سابق او کسانی بودند که باعث مرگ او شدند – با توجه به خشم شدید آنها از خیانت او به آنها، عمل جنایتکارانه او، اظهارات یهودستیزانه در جریان محاکمه بعدی او و همچنین در نتیجه روند قانونی فاسدی که طی آن وی تبرئه شد؟ و اگر واقعاً چنین است، چرا هیچ کس در کشور اسرائیل به آنها مشکوک نیست و هیچ تحقیقات پلیسی علیه آنها آغاز نمی شود؟ آیا ممکن است که به اصطلاح “تحقیقات” سیا و اف بی آی یک تحقیق واقعی نبوده بلکه یک اقدام صحنه سازی شده باشد؟ و اگر واقعاً چنین بود – چرا CIA و FBI حتی در ارائه چنین اظهارنظر نادرستی علاقه داشتند؟ یا احتمال دیگری وجود دارد: بیمار خودشیفته ای که پروفسور آمریکایی او را به قتل رساند در واقع یکی نبود. و او ارتباطاتی داشت که هیچ کس در بیمارستان از آنها خبر نداشت؟ و آیا این افراد (که هیچ کس نمی داند کیستند) کسانی هستند که تصمیم گرفتند از استاد آمریکایی انتقام بگیرند و او را به قتل برسانند؟ آیا چنین وضعیتی می تواند وجود داشته باشد؟

 

داستان شماره 6 – سیستم:

در سرتاسر جهان، بسیاری از مرگ و میرها به طور ناگهانی رخ می دهند که منشأ یا علت آن را هیچ کس نمی داند. پس از چندین ماه بررسی پرونده ها توسط تمام نیروهای پلیس جهان، آنها در نهایت موفق می شوند متوجه شوند که همه متوفیان در واقع با شلیک گلوله کشته شده اند – و تحقیقات در حال انجام است که در آن کسانی که مطمئناً همه قتل ها را انجام داده اند، محکوم می شوند. اما هیچ کس نمی داند چگونه توضیح دهد که چگونه نرخ جرم و جنایت می تواند به طور ناگهانی بدون هیچ توضیح یا دلیل منطقی به شدت افزایش یابد. در نتیجه این وضعیت، زندان های بیشتری مجبور به ساختن می شوند – و صنعت زندان سازی به صنعت اصلی در کل اقتصاد جهانی تبدیل می شود که ثروتمندان جهان شروع به مدیریت آن می کنند.

پس از چندین سال که تعداد قربانیان به میلیون‌ها نفر می‌رسد، پلیس جهان با تلاش فزاینده‌ای در بررسی این پرونده‌ها همکاری می‌کند تا علت واقعی افزایش شدید نرخ جرم و جنایت را کشف کند – و کشفی شگفت‌انگیز واقعیت در عجیب بودنش: همه تیراندازی ها و بدون استثنا توسط جنایتکاران گوشتی و خونی انجام نشده است، بلکه توسط یک سیستم تشخیص چهره رایانه ای صورت گرفته است که به دلیل یک نقص نرم افزاری، به طور خودکار شروع به تیراندازی به هر شخصی می کند که یک دستگاه قرار می دهد. لبخند بر لبانشان تلاش‌های مکرر بهترین متخصصان برای رفع اشکال در نرم‌افزار به‌شدت با شکست مواجه می‌شوند – تا اینکه در نهایت جهان مجبور می‌شود با وجود سیستم وحشتناکی که قربانیان بیشتری می‌گیرد، کنار بیاید.

کارگاه هایی در سراسر جهان برگزار می شود که در آنها سعی می شود به شهروندان آموزش دهند که لبخند نزنند – و از این طریق جان خود را نجات دهند. این کارگاه‌ها به عنوان کارگاه‌های بقا تعریف می‌شوند که به همه جا می‌رسند: محل‌های کار، مدارس و همچنین رسانه‌ها دائماً آنها را پخش می‌کنند – و هر رسانه‌ای که جرأت ارائه مطالبی را داشته باشد، در مورد هر موضوعی که طنز باشد، بلافاصله به دستور مقامات تعطیل می‌شود. یک واقعیت اجتماعی تلخ ایجاد شده است که در آن طبق قانون گفتن یا انتشار هرگونه جوک یا اظهارات بدبینانه ممنوع است – و کسانی که از این دستورالعمل ها عدول می کنند به طور دسته جمعی اعدام می شوند. و پیامدهایی در بسیاری از زمینه های دیگر زندگی وجود دارد:

از سوی دیگر، این سرمایه داران قاطعانه از هرگونه پیشنهادی مبنی بر کاهش تعداد بسیار زیاد امکانات زندان و آزادی تمامی زندانیانی که حتی قبل از اینکه دنیا بدانند این قتل ها توسط سیستم کامپیوتری انجام شده است و نه قاتلانی که می آیند، محکوم شده اند، امتناع می ورزند. از جامعه بشری، و حتی اگر خودشان به طور دسته جمعی به ضرب گلوله کشته شوند. و چه چیزی بیشتر: حتی وقتی مشخص است که این سرمایه داران قربانیان بعدی خواهند بود، آنها هنوز آماده آزادی هیچ زندانی نیستند تا مبادا به سود مالی آنها لطمه وارد شود. داستان های زیادی درباره سرمایه دارانی منتشر می شود که حتی در آخرین لحظات زندگی خود نیز با این امر موافق نبودند.

این واقعیت در بسیاری از عرصه‌های دیگر زندگی نیز به تغییرات اساسی منجر می‌شود: وجود اجرای شعر، نمایش تئاتر یا فیلم در سینماها اکیداً و کاملاً ممنوع است. همچنین تمامی شرکت هایی که به توسعه بازی های رایانه ای و یا بازی های خلاقانه از هر نوع مشغول هستند به دستور دولت های جهانی بلافاصله تعطیل می شوند. تمامی فروشگاه های فروش کتاب یا اسباب بازی برای کودکان نیز تعطیل هستند. پلیس مستقر در خیابان ها به شدت ممنوعیت های شادی را اجرا می کند – هر کسی که این ممنوعیت را نقض کند بلافاصله دستگیر می شود. به عنوان بخشی از تلاش های نجات، جلوگیری از شادی مردم به هر قیمتی ضروری است – و به همه رسانه ها دستور داده شده است که فقط نمایش های ترسناک را پخش کنند.

یک واقعیت اجتماعی پر هرج و مرج ایجاد می شود که در آن تمام جهان در برابر سیستم مرگبار بی پناه می ایستد. آیا بشریت همچنان راهی برای خروج از بحران پیدا خواهد کرد – یا آن سیستم مرگبار تشخیص چهره باعث انقراض تمام بشریت خواهد شد؟ آیا کسی وجود خواهد داشت که موفق شود حق ثبت اختراعی را پیدا کند که انسان ها را از سیستم و فناوری که خود توسعه داده اند نجات دهد؟

داستان شماره 7 – ماشین:

در جایی ماشین عجیبی اختراع می شود که تنها اقدام آن آسیب جدی به هر کسی است که از آن عبور می کند. گروهی از بیماران روانی دستگاه عجیب و غریب را پیدا می کنند، وارد آن می شوند – و بعد از اینکه با صدمات جدی از آن خارج می شوند (و هیچ کس دلیل آن را نمی فهمد، زیرا این گروه کوچک از مردم تنها کسانی هستند که در تمام جهان از وجود آن اطلاع دارند. آنها با آخرین قدرت خود موفق به کمک گرفتن می شوند و ماه ها در بیمارستان بستری می شوند و همه بدن خود را با گچ می گیرند – وقتی به تیم های پزشکی معالج می گویند که به طور فعال خود را مجروح کرده اند – با این حال وجود دستگاه توسط آنها مخفی نگه داشته می شود – و حتی پس از گفتگوهای زیاد با آنها، تیم های پزشکی قادر به درک علت آسیب شدید آنها نیستند. کادر پزشکی در طول مدت بستری با مردم با فداکاری زیادی برخورد می کنند.

سرانجام این دسته از افراد بهبود می یابند – و با وجود همه رنجی که نصیبشان شد، دوباره به همان دستگاه برمی گردند و دوباره از آن عبور می کنند و به شدت مجروح می شوند – اما این بار از جراحات جدی جان سالم به در نمی برند و می میرند. غیبت گروه در محل زندگی آنها احساس می شود، پلیس گزارشی در مورد آن دریافت می کند – و شروع به جستجوی آنها می کند. پس از ماه‌ها جستجو، سرانجام پلیس اجساد افراد را پیدا می‌کند – و همچنین متوجه وجود آن ماشین عجیبی می‌شود که برای معاینه برده می‌شود. داستان عجیب منتشر می شود – و سپس عملیات عجیب ماشین مرگبار نیز کشف می شود و شروع به بررسی می کند تا بفهمیم چه کسی مسئول اختراع آن است و قصد دارد آنها را به دست عدالت بسپارد.

اما تحقیقات به بن بست می رسد – و هیچ کس نمی تواند به این سوال پاسخ دهد که چه کسی ماشین عجیب و غریب را اختراع کرده و چرا حتی ساخته شده است. این علامت سوال تنها با توجه به این واقعیت افزایش می یابد که هیچ حزبی از فعالیت آن سود نمی برد – و از آن برای هیچ هدفی استفاده نمی شد مگر برای آسیب رساندن به کسانی که از آن عبور می کردند. چیزها همچنان یک راز باقی می مانند. قربانیانی وجود دارد – اما هیچ مجرمی وجود ندارد که بتوان آنها را به دست عدالت آورد – و از آنجایی که هیچ کس نمی تواند بفهمد این ماشین چگونه ساخته شده است، چرا ساخته شده است و چه کسی مقصر ساخت آن است، آنها تصمیم می گیرند آن را تخریب کنند – و راز مربوط به آن خواهد شد. برای همیشه و همیشه حل نشده باقی می ماند.

 

داستان شماره 8 – ساختمان ها:

همانطور که می دانیم، به دلیل گرم شدن زمین، پایداری بسیاری از ساختمان های مسکونی تضعیف می شود: آهن موجود در اسکلت ساختمان ها منبسط می شود، بتن ترک می خورد و آنچه از نظر فنی منجر به فروریختن کل ساختمان می شود. در نتیجه بدتر شدن قابل توجه وضعیت، بسیاری از ساختمان های مسکونی در سراسر جهان دیگر برای زندگی مناسب نیستند – و جمعیت بزرگتر و بزرگتر مجبور به تحمل کاهش قابل توجه استاندارد زندگی می شوند – به زندگی در گل و لای روی می آورند. خانه‌ها یا حتی غارها – و از آنجایی که در برخی موارد حتی این راه‌حل‌های مسکونی امکان‌پذیر نیست و جمعیت زیادی مجبور به مدیریت تمام زندگی خود در زیر آسمان هستند.

در این شرایط ثروتمندان جهان مخفیانه دور هم جمع می شوند و مبالغ هنگفتی را به بنگاه های معماری می پردازند تا روش های ساخت و ساز جایگزینی برای آنها ابداع کنند که از طریق آن بتوان خانه هایی را ساخت که در شرایط جدید ماندگار شوند. معماران در سراسر جهان بالاخره یک فناوری مناسب برای آن سرمایه داران پیدا می کنند – و فناوری جدید و همچنین ارتباطات بین دفاتر معماران و سرمایه داران مخفی نگه داشته می شود و این اطلاعات برای جمعیت در حال رشد که هیچ مکان های بیشتری برای زندگی دارند یک شاخه کامل از اقتصاد جهانی بر اساس ساخت این ساختمان های خاص ایجاد شده است.

عموم مردم متوجه می شوند که سرمایه داران خانه هایی دارند که ماندگار هستند و فرو نمی ریزند – اما هیچ کس توضیحی برای این پدیده که برای بسیاری بسیار عجیب به نظر می رسد ندارد. سوء ظن عموم مردم و همچنین کنجکاوی فراوانی که با این معما همراه است باعث می شود که عموم مردم به تحقیق و بررسی بپردازند و تلاش کنند تا بفهمند چرا آن افراد ثروتمند چنین خانه های ثابتی دارند. سرانجام حقیقت آشکار می شود – که منجر به خشم شدید و تقاضای صریح آن سرمایه داران می شود که فناوری که به آنها اجازه می دهد در خانه های ثابت زندگی کنند، از این پس برای عموم مردم قابل دسترسی باشد – و نه تنها برای آنها.

با این حال، صاحبان سرمایه، علیرغم وعده های مکرر خود مبنی بر انجام این کارها – بالاخره در عمل این اتفاق نمی افتد و فناوری ساخت و ساز منحصر به فرد فقط برای این گروه محدود در جمعیت قابل دسترسی است – که باعث می شود خشم عمومی غالب شود. و آغاز تهاجم خشونت آمیز به مجتمع های مسکونی ویژه. سرمایه داران به دلیل علاقه به محافظت از خود، از پول خود برای استخدام نوعی نیروی پلیس خصوصی استفاده می کنند – و این پس از درخواست آنها از پلیس یا نیروهای نظامی در کشورهایشان به دلیل خواست پلیس یا سربازان پاسخ داده نمی شود. اکثریت قریب به اتفاق آنها نیز پس از فروریختن خانه هایشان جایی برای زندگی ندارند، پاسخ داده نمی شود. سربازان در این نوع ارتش های خصوصی در ازای اعمال خود دریافت می کنند

اما در کمال تعجب، نیروهای نظامی و پلیس منظم قادر به شکست ارتش خصوصی سرمایه داران نیستند – و این “جنگ های مسکونی” بلاتکلیف مانده و ده ها میلیون قربانی می گیرد. ثروتمندان جهان هنوز آماده سازش نیستند – و علیرغم حمام خون گسترده و وحشتناک، آنها با تمام توان کنترل فناوری ساخت و ساز را در دست دارند که به آنها اجازه می دهد راه حل مسکنی را که از صدها میلیون نفر در سراسر جهان ربوده شده است، در دست داشته باشند. جهان

آیا در هیچ کدام جرقه ای از انسانیت می بینیم؟ آیا هیچ یک از ثروتمندترین افراد جهان واقعاً مایل خواهند بود که فناوری ساخت و ساز منحصر به فرد را برای عموم مردم و با قیمت های مناسب عرضه کنند – که می تواند به جنگ های فرسایشی بلاتکلیف بین ارتش آنها و ارتش کشورهای مختلف جهان پایان دهد؟ یا حتی در چنین واقعیت افراطی، خط سود تنها چیزی است که تعیین می کند؟

 

داستان شماره 9 – باستان شناسی از آینده:

آیا همه در کلاس حضور دارند؟ خوب. در درس های قبلی به طور گسترده در مورد حفاری های انجام شده در منطقه پادشاهی اردن صحبت کردیم، که روشن می کند و دانش ما را در مورد آنچه در این پادشاهی در آغاز قرن بیست و یکم و در اواسط آن رخ داده است، بسیار گسترش می دهد. ما همچنین اطلاعات مهمی در مورد فرهنگ، زبان و روابط پیچیده ای که بین آنها و پادشاهی همسایه اسرائیل، چه در دوران سلطنت بنیامین نتانیاهو و چه در سال های پس از آن حاکم بود، دریافت کردیم. کسانی که مایل به گسترش این موضوع هستند می توانند مقاله آموزنده و آموزنده پروفسور ماشرا توکادو را که همانطور که می دانید سال ها در دانشگاه ما تدریس می کند، مطالعه کنند. همچنین توصیه می کنم کتاب مهم نویسنده قرن بیست و سوم شاتوتو کرواتو به نام “

همانطور که اشاره کردیم، انقلاب روباتیک و کامپیوتر در آغاز خود بود – و ماشین‌ها، کامیون‌ها، هواپیماها و حتی بخش بزرگی از قطارها از رانندگان انسان برای سفر و رانش خود استفاده می‌کردند و نه ماشین‌هایی که امروزه در سال 2540 می‌شناسیم. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد انواع فعالیت‌های دیگر مانند تمیز کردن خانه‌ها و ساختمان‌ها، توزیع بسته‌ها یا پست و همچنین اجرای قانون راهنمایی و رانندگی توسط انسان‌ها و نه ماشین‌ها انجام شده است. در عین حال، شواهد متناقضی در مورد نقش پرینترهای سه بعدی وجود دارد – و برای ما کاملاً روشن نیست که چرا یا تحت چه شرایطی اختراع شده اند، و حتی مناطقی از زندگی که در آنها استفاده شده است نیز مشخص نیست. ما

ما شواهدی از تصادفات جاده ای داریم – که در این مدت سهمی از جمعیت کل جهان را تشکیل می دادند – و باید به خاطر داشت که سیستمی که می داند چگونه از آنها به طور کامل جلوگیری کند، که ما امروز آن را به عنوان “سیستم اطلاعاتی ابرخودرو” می شناسیم. تنها در دهه 1940 توسط مهندسان خودرو که ابرخودروهایی را اختراع کردند که تا به امروز مورد استفاده قرار می گیرند، اختراع شد. من در اینجا عکس هایی از عواقب وخیم تصادفات در آن روزها را به شما نشان می دهم – و در وب سایت دانشگاه نیز می توانید ویدیوهایی را پیدا کنید که نحوه وقوع آنها را نشان می دهد.

در قسمت آخر سخنرانیمان به حفاری هایی که در محوطه جنوب شهر اورشلیم در حال انجام است اشاره می کنم – جایی که با یافته های جالبی روبرو شدیم. در قسمت های زیادی از محوطه کاوش به کتیبه های «کریات مناخیم»، «کیریات موشه»، «هستل آویویت»، «محله بیت حکارم» و همچنین کتیبه «انجمن یاد ساره» برخورد کردیم که هنوز معنی آن را نمی دانیم. از این کتیبه ها این است: آیا این ساختمان های عمومی بزرگ بودند؟ نام جوامع؟ نام سازمان های بزرگ – شاید مانند سایر سازمان های بزرگ مانند “حزب لیکود” که ما از این دوره بین سال های 2010 تا 2020 می دانیم؟ امروز ما فقط حدس هایی داریم – اما هنوز نتوانسته ایم معنای واقعی این کتیبه ها را بفهمیم – که با حروف کاملاً متفاوت نوشته شده اند از خط جدید دیجیتال عبری در حال استفاده تا به امروز که قبلاً در سال 2080 اختراع شده است.

متذکر می شویم که معنای برخی کتیبه های دیگر مانند «رژه غرور»، «کمیته مرکزی انتخابات کنست» و همچنین کتیبه «مردم فلسطین» برای ما امروز روشن نیست – و ما هنوز نمی دانیم معنی آن چیست. یکی از این مفاهیم در همان روزهای آغاز قرن بیست و یکم بود. در عین حال، ما به کاوش‌ها ادامه می‌دهیم – سایت کاوشی که توسط مدرس باستان‌شناسی شوتیو کروتی مدیریت می‌شود و می‌توانید با او مشورت کنید یا از او سؤال بپرسید.

بنابراین تا کلاس بعدی، می توانید مطالبی را که در آنها سعی کردم کنجکاوی شما را برانگیخته ام مرور کنید – و در کلاسی که هفته آینده برگزار می شود ملاقات خواهیم کرد.

 

I. در زیر نامه ای است که به جاهای مختلف ارسال می کنم:

به:

موضوع: اقدامات در سایت.

خانم های عزیز/آقایان.

من صاحب سایت چند زبانه هستم https://disability5.comکه به موضوع افراد دارای معلولیت می پردازد.

سایت من بر روی یک سیستم ofwordpress.org ساخته شده است – و در سرورهای servers24.co.il ذخیره شده است.

من علاقه مند به خدمات ارائه مقالات به وب سایت – با توجه به موضوعات انتخاب شده توسط صاحب وب سایت هستم. به عنوان مثال (که مربوط به وبلاگ من نیست و فقط به منظور توضیح موضوع داده شده است: وقتی وبلاگی با صنعت خودرو سر و کار دارد، در همان زمان وب سایت به طور خودکار مقالاتی را برای وبلاگ خود از همان وب سایتی دریافت می کند که در آن مقالات منتشر می شود).

آیا سایت یا سیستمی در اینترنت می شناسید که چنین خدماتی را ارائه دهد؟

با احترام،

آصاف بنیامین

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) آدرس ایمیل من: 029547403@walla.co.il

و: asb783a@gmail.com

و: assaf197254@yahoo.co.il

و: ass.benyamini@yandex.com

و: assaf002@mail2world.com

و: assaffff@protonmail.com

و: benyamini@vk.com

3) وبلاگ من شامل 67 زبان است:ازبکی، اوکراینی، اردو، آذری، ایتالیایی، اندونزیایی، ایسلندی، آلبانیایی، آمهری، انگلیسی، استونیایی، ارمنی، بلغاری، بوسنیایی، برمه ای، بلاروسی، بنگالی، باسکی، گرجی، آلمانی، دانمارکی، هلندی، مجارستانی، هندی، ویتنامی، تاجیکی، ترکی، ترکمنی، تلوگو، تامیلی، یونانی، ییدیش، ژاپنی، لتونیایی، لیتوانیایی، مغولی، مالایی، مالتی، مقدونی، نروژی، نپالی، سواحیلی، سینهالی، چینی، اسلوونیایی، اسلواکی، اسپانیایی، صربی، عبری، عربی، پشتو، لهستانی، پرتغالی، فیلیپینی، فنلاندی، فارسی، چکی، فرانسوی، کره ای، قزاقستانی، کاتالان، قرقیزستانی، کرواتی، رومانیایی، روسی، سوئدی و تایلندی.

 من به دنبال وب سایت یا سیستمی در اینترنت هستم که بتواند به صورت خودکار مقالات را به این زبان ها اضافه کند.

4) من اعلام می کنم که افزونه “” را با هزینه یکباره NIS 25 Enhanced Media Library” خریداری کردم – و در اینجا پیوند را به صفحه وب پیوست می کنم که می توانید نرم افزار را دانلود کنید و سپس آن را به عنوان آپلود کنید. افزونه به وردپرس

 https://wordpress.org/plugins/tinymce-advanced/

چه اقداماتی را می توان با این افزونه انجام داد؟ اون به چه دردی میخوره؟

J. مکاتبات من با راهنمای هاستل “Avivit” :972-54-2604842 در زیر آمده است.

آخرین حضور امروز در ساعت 17:24

چهارشنبه 14 سپتامبر 2022

پیام ها به صورت سرتاسر رمزگذاری می شوند. برای هرکسی خارج از این چت، حتی به واتس اپ، خواندن یا گوش دادن به آنها امکان پذیر نیست. برای جزئیات بیشتر کلیک کنید.

سلام واردان: فردا حدود ساعت 10 صبح قرار است یک متخصص پدیکور به آپارتمانی که برای درمان با او تماس گرفتم بیاید (تا امروز هر از گاهی برای چنین درمان هایی به موسسه “شول” می آمدم – با این حال، به دلیل وخامت بیشتر وضعیت سلامتی‌ام، از این پس باید به جای مراجعه فیزیکی به مؤسسه در مرکز اورشلیم، در صورت لزوم یک متخصص پدیکور را به خانه خود دعوت کنم. بنابراین امکان داشتن خانه در کور در این ساعات وجود نخواهد داشت. در سرماخوردگی خانگی از اواخر صبح یا بعد از ظهر شروع می شود (این درمانی است که من قبلاً بارها تحت درمان قرار گرفته ام – و تقریباً بین 20 دقیقه تا نیم ساعت طول می کشد). و برای اطلاعات کلی: این درمان در سبد سلامت بیمه شدگان صندوق سلامت – به استثنای بیماران دیابتی که می توانند در چارچوب صندوق های سلامت درمان شوند، لحاظ نمی شود. تنها گزینه برای همه بیمه شدگان دیگری که به این درمان نیاز دارند این است که درمان را به صورت خصوصی دریافت کنند – مانند امروز. این نکته را متذکر می شوم که اطلاعی از میزان یارانه ای که بیماران دیابتی از صندوق های بیمه سلامت برای این درمان دریافت می کنند، ندارم. درود بر اساف بنیامینی دیر از مسکن سرپناه خوابگاه آویویت. این نکته را متذکر می شوم که اطلاعی از میزان یارانه ای که بیماران دیابتی از صندوق های بیمه سلامت برای این درمان دریافت می کنند، ندارم. درود بر اساف بنیامینی دیر از مسکن سرپناه خوابگاه آویویت. این نکته را متذکر می شوم که اطلاعی از میزان یارانه ای که بیماران دیابتی از صندوق های بیمه سلامت برای این درمان دریافت می کنند، ندارم. درود بر اساف بنیامینی دیر از مسکن سرپناه خوابگاه آویویت.

19:45

پنج شنبه

باشه بعدا ترتیب میدیم

7:02

در این بین تانا (آشپزخانه تانا اتیوپیایی) امروز صبح رسید – حدود نیم ساعت پس از پایان درمان. با احترام، آساف بنیامینی.

 

ک. روماتولوژیست از بیمارستان “هداسا عین کرم” که با او تحت نظر هستم: دکتر هاگیت پلگ.

آدرس ایمیل او:hagitp@hadassah.org.il

L. در زیر 2 پیامی که در صفحه فیس بوک ارائه دهنده اینترنت خود، Bezeq نوشتم، آمده است:

آصاف بنیامین

سلام به بزق: چی میشه؟ چرا (دوباره) قطع‌های مکرر از اینترنت، سایت‌های کاملاً قانونی که (دوباره) بدون دلیل مسدود شده‌اند، و مرور بسیار کند وجود دارد – و این پس از آن است که من چندین بار با این مشکلات با شما تماس گرفتم، هر بار که بودید، بنابراین صحبت کردن، “مراقبت کردن” – و این مشکلات همیشه بعد از مدت کوتاهی دوباره تکرار می شوند!! خسته شدم!!!! بنابراین من متوجه نمی شوم: من برای یک سرویس فیبر نوری به شما پول می دهم، که در آن قرار است یک سرویس اینترنت پایدار دریافت کنم – و وقتی مشتری برای یک محصول هزینه می کند، قطعاً باید آن را دریافت کند!!! و بدون این همه ترفندهای غیر ضروری!! پس مشکلت چیه که حلش کنی و یه بار برای همیشه مشکلت رو حل کنی؟؟؟ به قولت وفا کن و دروغ نگو: من آیا برای فیبرهای نوری و یک سرویس اینترنت پایدار به شما پول می دهم؟ بنابراین این دقیقاً همان چیزی است که من باید به دست بیاورم – و تمام!!! و دست از زرنگی بردارید – من باید چیزی را که برایش پول می دهم دریافت کنم – و شما به کسی لطفی نمی کنید – این همان چیزی است که قول داده اید!!! آصاف بنیامین.

 پسندیدن

  

 پاسخ

  13 ساعت

  فعال

  آصاف بنیامین

 و منتظرم یکبار برای همیشه به مشکل رسیدگی کنید!!! شماره تلفن های من:

در خانه-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

M. در زیر چندین لینک وجود دارد که از طریق آنها می توانید اطلاعات بیشتری در مورد من و مبارزه معلولان در اسرائیل که در آن شرکت می کنم بیابید:

https://sites.google.com/view/shlilibareshet/%D7%91%D7%99%D7%AA

https://sites.google.com/view/raayonotonline/%D7%91%D7%99%D7%AA

https://www.youtube.com/channel/UCX17EMVKfwYLVJNQN9Qlzrg

https://www.youtube.com/watch?v=ABXTP51Crzs

https://www.youtube.com/watch?v=TNLEE5KIdK4

https://shavvim.co.il/2021/07/22/%d7%90%d7%a0%d7%99-%d7%9c%d7%90-%d7%90%d7%95%d7%9b %d7%9c%d7%aa-%d7%99%d7%9e%d7%99%d7%9d-%d7%a9%d7%9c%d7%9e%d7%99%d7%9d-%d7% aa%d7%9b%d7%99%d7%a8%d7%95-%d7%90%d7%aa-%d7%94%d7%a0%d7%9b%d7%99%d7%9d/

https://anchor.fm/assaf-benyamini

https://www.nitgaber.com/

 

 

 

Print Friendly, PDF & Email

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *