پرش به محتوا
Home » پلاگین optinmonster.com

پلاگین optinmonster.com

به:

موضوع: عملیات اضافی

خانم های عزیز/آقایان.

من صاحب وبلاگ disability5.com هستم که به موضوع افراد دارای معلولیت می پردازد. این وبلاگ بر روی سیستم wordpress.org ساخته شده و در سرورهای servers24.co.il ذخیره شده است

من وبلاگ را با حساب خود در google analytics که باز کردم، با استفاده از یک افزونه اختصاصی وردپرس برای این منظور پیوند دادم.

وقتی افزونه را نصب کردم (و قصد داشتم وبلاگ خود را فقط به Google Analytics پیوند دهم – و نه به هیچ عمل دیگری) – چندین افزونه دیگر نیز به طور خودکار در وبلاگ من نصب شدند:

امتیاز aiseo، wpforms، trustpulse و همچنین پلاگین optinmonster

چگونه می توان از این افزونه ها برای تبلیغ سایت در موتورهای جستجوی مختلف استفاده کرد؟ و اگر از این افزونه ها برای تبلیغ مستقیم سایت در موتورهای جستجو استفاده نشود، به هر حال چه استفاده هایی می توان از آنها کرد؟

با احترام،

اساف بنجامینی

پست اسکریپتوم 1) پیوند به وبلاگ من:https://disability5.com 

2) لینک دانلود افزونه optinmonster از فروشگاه افزونه وردپرس:

https://www.disability5.com/wp-admin/admin.php?page=optin-monster-settings

 

الف. پیامی که برای اساتید دانشگاه های مختلف در زمینه معارف عربی و اسلامی ارسال کردم در زیر آمده است:

 

به:

موضوع: درخواست دادم.

خانم های عزیز/آقایان.

من درخواست تجدید نظر را به جاهای مختلف ارسال می کنم. من علاقه مندم بدانم نظر شما در مورد موضوعی که در اینجا مطرح می کنم چیست.

با احترام،

آساف بنیامینی

پیامی که به جاهای مختلف فرستادم در زیر آمده است:

 

به:

موضوع: پیشنهادی برای موضوع تحقیق.

خانم های عزیز/آقایان.

من در رسانه ها (یادم نیست کجا و چه زمانی) در مورد موضوعی که در سطور بعدی خواهم نوشت – و شاید بتوان آن را به عنوان موضوعی برای تحقیق روزنامه نگاری مطرح کرد – شنیدم – البته اگر روزنامه نگارانی وجود داشته باشند که علاقه مند به برخورد با آن خواهد بود.

تاکید می کنم که من یک روزنامه نگار یا حرفه ای در این زمینه نیستم – و این پیام را فقط به عنوان یک پیشنهاد می نویسم – و چیزی فراتر از آن نیست.

و به خود موضوع:

 

همانطور که می دانیم، در جنگ شش روزه، در ژوئن 1967، دولت اسرائیل کرانه باختری، شبه جزیره سینا و بلندی های جولان را تصرف کرد. تا اندکی قبل از اشغال بلندی‌های جولان توسط اسرائیل، جمعیتی (احتمالاً ترکمن – اما ممکن است جمعیتی از ملیت یا مذهب دیگری باشد) در آنجا زندگی می‌کردند که تعداد آنها به چند ده هزار نفر می‌رسید.

وقتی نیروهای ارتش اسرائیل به منطقه رسیدند، این جمعیت آنجا نبود. موضوع بسیار گیج کننده است: هیچ کس توضیحی برای این معما ندارد: چگونه ممکن است یک جمعیت چند ده هزار نفری به سادگی ناپدید شوند؟

البته ممکن است چندین توضیح وجود داشته باشد، اما هیچ کس نمی داند واقعا چه اتفاقی افتاده است:

یک احتمال این است که اسرائیل آنها را به خاک سوریه اخراج کرده است، اما در این توضیح یک مشکل وجود دارد: اگر واقعاً چنین بود، پس چگونه ممکن است که رسانه های عربی در آن زمان (و همانطور که می دانیم تا حدی این کار را انجام می دهند). یا یکی دیگر حتی امروز) کاملاً نادیده گرفته شده – و در تمام سالهای پس از آن، این رسانه به این موضوع اشاره نکرده و سعی نکرده است از آن علیه اسرائیل استفاده کند – در چنین شرایطی می توان انتظار داشت؟

البته احتمال دوم این است که اندکی قبل از جنگ سازماندهی شده این جمعیت به مناطق دیگر سوریه رفته اند و اگر واقعاً این اتفاق افتاده باشد، این سوال مطرح می شود که آیا ممکن است نوعی هماهنگی بین آنها وجود داشته باشد. آنها و اسرائیل – و اگر چنین است، چه منافع مشترکی منجر به چنین حرکتی شده است.

و البته احتمال دیگر این است که رژیم سوریه، اندکی قبل از شروع جنگ، اطمینان حاصل کرد که این جمعیت منطقه را ترک کرده (یا در واقع آنها را بیرون رانده است) – سپس این سؤال مطرح می شود که چرا این کار انجام شد و چه منافعی داشت. خدمت کرد.

 

و نکته گیج کننده دیگر سکوت رسانه هاست: از آن زمان تا به امروز، به جز رسانه های عربی، همه رسانه های دیگر، چه در اسرائیل و چه در جهان، به این ماجرا اشاره ای نمی کنند و اگر حتی یک مورد منتشر شده پیدا کنید، مشکوک است. مقاله در مورد این موضوع – در اسرائیل یا در جهان. پس اینجا چه چیزی را می خواهند پنهان کنند؟ چه کسی حتی امروز علاقه دارد که این ماجرا را مسکوت نگه دارد و به آن اشاره نکند؟

 

و به طور خلاصه: سؤالات زیادی وجود دارد – و راز در 50 سالی که از آن زمان تا امروز – 12 اکتبر 2022 – گذشته است، یکسان باقی می ماند.

با احترام،

آساف بنیامینی،

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) آدرس ایمیل من: 029547403@walla.co.il یا: asb783a@gmail.com یا: assaf197254@yahoo.co.il یا: assafbenyamini@hotmail.com یا: assaf002@mail2world.com یا: ass.bemini @yandex.com یا: assaffff@protonmail. com یا: benyamini@vk.com یا: assafbenyamini@163.com

 

ب. در زیر مکاتبات من با وردان – یک مرد راهنما از خوابگاه “آویویت” آمده است:

 

14 اکتبر

داستان در کشور در مورد پناهندگان رمز و راز رامات جولان

یاهو/ارسال شد

به:

واردان

جمعه 14 مهر ساعت 17:13

واردان شالوم:

مقاله را خواندم. معلوم شد که رسانه های اسرائیلی به این موضوع پرداخته اند…

البته با توجه به اینکه واقعاً اخراج گسترده ساکنان توسط اسرائیل صورت گرفت، این سوال باقی می ماند که چگونه ممکن است رسانه های عربی در آن زمان سعی در استفاده گسترده از این پرونده برای حمله به اسرائیل و اسرائیل نداشته باشند. به این ترتیب سعی کنید علیه ما عمل کنید – همانطور که می توان از آنها انتظار داشت. اما البته برای بررسی این موضوع باید زبان عربی (و احتمالاً به خصوص عربی سوری) را در سطح بالایی بدانید…

برای جلسه بعدی سعی می کنم به موضوع/معمایی دیگری فکر کنم که به هیچ وجه به موضوع این مقاله مرتبط نیست تا آن را برای شما مطرح کنم.

با احترام،

و به برکت عید مبارک و شبات شالوم

اساف بنیامینی- ساکن مسکن سرپناه خوابگاه “آویویت”.

در روز جمعه 14 اکتبر 2022 ساعت 12:00:30 GMT +3، vardhan < bvardhan@gmail.com > نوشت:

کشور | سرنوشت 130 هزار شهروند سوری ساکن بلندی های جولان در ژوئن 1967 چه شد؟ سرنوشت 130 هزار شهروند سوری ساکن بلندی های جولان در ژوئن 1967 چه شد؟ بر اساس نسخه رسمی اسرائیل، اکثر آنها تا پایان جنگ به عمق سوریه گریختند. بر اساس اسناد نظامی و شاهدان عینی، هزاران نفر در حمل و نقلی که یادآور حمل و نقل ساکنان لود و رمله در سال 1948 بود، تبعید شدند.

 

در فیس بوک به اشتراک بگذارید به اشتراک بگذارید و دوستان شما مقاله را به صورت رایگان می خوانند مقاله را از طریق ایمیل به اشتراک بگذارید مقاله را از طریق ایمیل فراتر از گفتگوها به اشتراک بگذارید 17

 

نگاه داشتن

مقاله را در لیست خواندن ذخیره کنید

 

خواندن ذن مقاله‌ای از Shay Fogelman-Tserovhashi. فوگلمن در ایمیل خود برای مقالات Shay Fogelman هشدار دریافت کنید هشدارهای ایمیل 29 ژوئیه 2010 بوی انجیر رسیده به محض ورود به روستای راماتانیا، بینی را پر می کند. در اوج تابستان آنها خیلی رسیده اند و بوی تخمیر متراکم و ظالمانه است. در غیاب جمع کننده، انجیر روی درختان می پوسد. بدون موبر، شاخه‌ها وحشی رشد می‌کنند، دیوارهای بازالتی سیاه خانه‌ها را می‌شکنند و قاب پنجره‌های جابجا شده را می‌شکنند. ریشه های بی بند و بار آنها حصارهای سنگی را که حیاط ها را احاطه کرده اند فرو می ریزد. تمام کاشی های قرمز از پشت بام ها رفته اند. سنگفرش ها جابجا شدند. میله‌ها هنوز روی برخی از پنجره‌ها آویزان هستند، اما دیگر دری وجود ندارد. فقط مارهای تابستانی گهگاه از زیر سنگ های دیوار فروریخته بیرون می آیند، پرندگان به انجیرهای پوسیده نوک می زنند و گراز وحشی بزرگی ترسیده در طول مسیر می دود، لحظه ای می ایستد و سرش را به عقب برمی گرداند، گویی در حال بحث است که آیا مالکیت زمین را بخواهد یا برای جانش فرار کند. در پایان او فرار می کند.

 

از میان ده‌ها شهرک و روستای سوری که پس از جنگ شش روزه در جولان رها شده‌اند، رامطانیه بهترین روستای حفاظت‌شده محسوب می‌شود. احتمالاً بیشتر به دلیل استقرار کوتاه یهودیان در آنجا در پایان قرن 19 و کمتر به دلیل گذشته بیزانسی آن، بلافاصله پس از جنگ به عنوان یک مکان باستان شناسی اعلام شد و از دندان بولدوزرها نجات یافت.

 

در سرشماری جمعیت سوریه که در بلندی‌های جولان در سال 1960 انجام شد، 541 نفر در رامتانیا ساکن بودند. در آستانه جنگ شش روزه، حدود 700 نفر در آنجا زندگی می کردند. بر اساس اکثر برآوردها، بین 130000 تا 145000 ساکن در کل منطقه جولان اشغالی توسط اسرائیل در سال 1967 زندگی می کردند. در اولین سرشماری جمعیت اسرائیل که دقیقاً سه ماه پس از پایان جنگ انجام شد، تنها 6011 شهروند در این منطقه سرشماری شدند. تمام مناطق جولان اینها بیشتر در چهار روستای دروزی که تا به امروز ساکن هستند و اقلیت آنها در شهر قنیطره زندگی می کردند که پس از جنگ یوم کیپور به سوریه بازگردانده شد.

 

– تبلیغات –

 

تولد یک روایت

 

بهترین مقالات، به روز رسانی ها و نظرات، هر روز صبح به طور مستقیم به ایمیل *

nbnimrod@gmail.com

لطفا برای ثبت نام یک آدرس ایمیل وارد کنید

موشه دایان، وزیر وقت، نوشت: “آوارگی دسته جمعی ساکنان سوریه در طول جنگ و در بخشی از آن صورت گرفت. در اینجا حمله اسرائیل به صورت جبهه ای بود و سوری ها که گام به گام عقب نشینی کردند، مردم غیرنظامی را با خود با خود بردند.” دفاع، در مقاله «روز هفتم» که دو ماه پس از جنگ در مجله آمریکایی «لایف» منتشر شد. این مقاله به آینده سرزمین های اشغالی می پردازد، اما دایان به تفصیل روایت خود از ناپدید شدن ساکنان جولان را شرح می دهد. هنگامی که ارتش سوریه در مسیر خود به روستاهای زنجیره ای رسید، ساکنان به سرعت آنها را تخلیه کردند. آنها خانواده و خانواده هایشان را گرفتند و به سمت شرق گریختند تا مبادا بین خطوط قرار بگیرند و مورد اصابت گلوله های توپ و بمب های هواپیما قرار گیرند. . تهاجم اسرائیل به سوریه در تمام طول جبهه سوریه از مرز اردن تا لبنان و در عمق حدود بیست کیلومتری بود. و این منطقه، خارج از روستاهای دروز، اکنون خالی از غیرنظامیان است.”

 

سیاستمداران، پرسنل نظامی و دیگر سخنرانان رسمی در آن زمان نیز فرار جمعیت سوریه از جولان را به روشی مشابه توصیف کردند. به عنوان مثال، گیدئون رافائل، نماینده اسرائیل در سازمان ملل، در نامه ای به دبیرکل سازمان ملل متحد به ادعای نماینده سوریه مبنی بر اینکه هزاران غیرنظامی در ماه های پس از جنگ از خانه های خود رانده شدند، پاسخ داد و خاطرنشان کرد: «بیشتر جمعیت بلندی‌های جولان حتی قبل از خروج نیروهای سوری فرار کردند.

 

روزنامه های آن زمان نیز از همین روحیه پیروی می کردند. یوئل در یک ماه پس از جنگ در روزنامه «داور» نوشت: «اکثریت جمعیت عرب-مسلمان حتی قبل از ورود ارتش اسرائیل فرار کردند. به گفته وی، «این فرار تصادفی نبود، زیرا این شهرک‌ها ویژگی نیمه نظامی داشتند». در مقاله یهودا آریل در “هاآرتص”، در پایان ماه ژوئن، ادعا شد که “روستاهای رامه بدون استثنا همه از بین رفتند، همه از انتقام می ترسیدند”.

 

حییم ایزک، خبرنگار «داور» که حدود یک ماه پس از جنگ از طرف ارتش و با همراهی افسران به گردش مطبوعاتی در جولان رفته بود، از توصیف این موضوع شگفت زده شد. وی درباره بازدید آنها از پاسگاه و روستای جلبینه که به گفته فرمانده سوری در آستانه جنگ حدود 450 نفر در آنجا زندگی می کردند، نوشت: “سربازان کشته شدند یا اسیر شدند یا فرار کردند. و در بین فراریان. همچنین کل جمعیت غیر رزمی بود.زنان و کودکان و سالمندانی که اینجا بودند.تنها جانهایی که در این پاسگاه برای فرار باقی ماندند حیوانات مزرعه رها شده هستند که تشنه و گرسنه در مسیرها و بلوارها سرگردان هستند.گوساله کوچکی به ماشین ما نزدیک می شود. روبه‌رو ایستاده‌اند و ما را تماشا می‌کنند، دو الاغ لاغر هستند، و همانطور که از روستا خارج می‌شویم، سگی به ما خیره می‌شود که پارس کردن را فراموش کرده است.»

 

روث باندی در ویژه نامه “گفتگوی هفته” به مناسبت سالگرد اشغال جولان نوشت: “روستاهای عرب در کنار جاده ها متروکه شده اند… همه قبل از رسیدن ارتش اسرائیل به سوی آخرین مرد فرار کردند. این صحنه از ترس اشغالگر ظالم است. احساس با دیدن روستاهای متروکه بین تحقیر در مقابل کلبه های کهنه حمرا – همان چیزی که رژیم “مترقی” توانست به کشاورزانش بدهد – و بین غم و اندوه متفاوت است. منظره خانه های نسبتاً خوب روستای چرکس عین زیوان – احمق ها چرا باید فرار می کردند؛ بین احساس رفاه که سرزمین ها خالی از مردم است و همه مشکلات ما، 70 هزار مسلمان دیگر به فلات اضافه نشده اند،و بین احساس ناراحتی در مقابل یک تغار خشک و باغی متروک، در مقابل یک درخت انجیر بزرگ در نزدیکی خانه ای با سقف قرمز، در مقابل آن همه نشانه های کار و توجه، که به عنوان شاهدی بر افرادی باقی مانده است که خانه خود را دوست داشتند.”

 

در طول سال‌ها، این روایت در کتاب‌های غیرداستانی و تاریخی اسرائیل نیز نفوذ کرده است. ناتان شور محققی که بیش از بیست کتاب و بیش از صد مقاله در مورد تاریخ سرزمین اسرائیل نوشته است، در کتاب «تاریخ جولان» پنجمین نامه ای را که اسرائیل برای امنیت سازمان ملل ارسال کرده است، نقل کرده است. شورا در پاسخ به ادعاهای سوریه در خصوص اخراج غیرنظامیان. وی نوشت: “قبل از عقب نشینی، مقامات به ارتش سوریه دستور دادند که ساکنان روستاهای جولان خانه ها و دارایی های خود را رها کنند و بلافاصله روستاهای خود را برای تبعید به داخل خاک سوریه ترک کنند. فقط ساکنان روستاهای دروزی در سوریه هستند. جولان شمالی این دستور را اطاعت نکرد و از همه روستاهای دیگر، ساکنان مانند یک دست ناپدید شدند.»

 

در طول سال‌ها، هر از چندگاهی شهادت‌های دیگری نیز منتشر شد، داستان‌هایی از سربازان و غیرنظامیانی که در آن زمان در جولان بودند و شاهدان مستقیم بودند یا در اخراج غیرنظامیان شرکت فعال داشتند. و در کمال تعجب، حتی در مطالعات تاریخی که جدی تلقی می شوند، نویسندگان این شهادت ها را نادیده می گرفتند و به روایت گریز پایبند بودند. یک محقق بزرگ در این زمینه که چند سال پیش یکی از مهم‌ترین کتاب‌های نوشته شده درباره جولان را منتشر کرد، می‌گوید: شواهدی شنیدم که نشان می‌داد اوضاع آن‌طور که اسرائیل رسمی در تمام این سال‌ها به ما گفته بود، نبود. من آگاهانه با آن برخورد نکردم و تصمیم گرفتم به روایت موجود پایبند باشم. می ترسیدم که تمام تمرکزی که پیرامون کتاب ایجاد می شود، بر این موضوع متمرکز شود نه بر قلب تحقیق.»

 

مورخ دیگری رفتن خود را با این جریان توضیح داد که نمی‌خواست به او برچسب «مورخ چپ‌گرا» بزنند. او مدعی است که “فرار بوده و تبعید صورت گرفته است. اگرچه این موضوعی است که بحث برانگیز تلقی می شود، اما هرکسی که در این دوره تحقیق کرده باشد دقیقاً می داند که هر دو وجود داشته است. احتمالاً شواهدی مبنی بر تبعید و جلوگیری از بازگشت به من نیز رسیده است. من ابزاری برای بررسی عمیق آنها نداشتم و در مرکز تحقیقات من قرار نداشت. به همین دلیل است که هیچ فایده ای در کاوش در این موضوع و نوشتن در مورد آن نداشتم، عمدتاً برای جلوگیری از برچسب مورخ بودن. که در مورد این موضوع پیچیده موضع گیری کرد.”

 

فرار به مزارع

 

همانند جبهه مصر و اردن، پیروزی اسرائیل در سال 67 در صحنه سوریه نیز سریع و چشمگیر بود. ظرف 30 ساعت نبرد، از صبح 9 ژوئن تا زمان اجرای آتش بس، روز بعد در ساعت 18:00، نیروهای ارتش اسرائیل نواری از زمین به طول تقریبی 70 کیلومتر و عمق متوسط 20 کیلومتر را به کنترل گرفتند. ارتش سوریه که در تمام طول و عرض جبهه خود حفر شده بود و به خوبی تجهیز شده بود، حتی قبل از برخورد با نیروهای مهاجم تا حد زیادی از هم پاشید، با وجود اینکه از مزیت توپوگرافی برخوردار بود.

 

قبل از حمله زمینی سه روز گلوله باران و بمباران هوایی انجام شد. بسیاری از پاسگاه های سوریه و همچنین تعداد قابل توجهی از خانه ها، انبارها و تأسیسات غیرنظامی در روستاهای نزدیک به آنها آسیب دیدند. البته صدمات روحی هم داشت. این روزها، مهاجرت غیرنظامیان به سمت دمشق آغاز شده است – طبق اکثر برآوردها چندین هزار نفر.

 

پس از سه روز گلوله باران مداوم، روحیه رزمندگان سوری در پایگاه‌ها پایین بود. دستورات ستاد ارتش در دمشق مردد و گاه متناقض بود. هیچ نیروی کمکی در چشم نبود. از آن زمان بود که تجربه نظامی نیز آغاز شد. بر اساس شواهد جمع آوری شده در سوریه پس از جنگ، در ابتدا سربازان دولت از پایگاه خود فرار کردند. به دنبال آنها، افسران ارشد مقر لشکر در قنیطره و فرماندهان برخی از یگان های خط مقدم نیز عقب نشینی کردند. چند صد یا هزاران شهروند دیگر، اعضای خانواده هایشان، با آنها رفتند. با شروع حمله زمینی اسرائیل، موج پناهجویان افزایش یافت.

 

شکی نیست که بسیاری از شهروندان سوری قبل و بعد از حمله اسرائیل به نیروهای ارتش فراری پیوستند. خیلی ها، اما نه همه. بر اساس برآورد سوریه که حدود یک هفته پس از جنگ انجام شد، تنها حدود 56 هزار نفر از شهروندان جولان را در این نقطه ترک کردند. چند روز بعد، در 25 ژوئن، وزیر اطلاعات سوریه، محمد الزعبی، در یک کنفرانس مطبوعاتی در دمشق مدعی شد که تنها 45000 غیرنظامی مناطق اشغالی را ترک کرده اند. در گرماگرم نبرد، هیچ گزارش منظمی از کسانی که ترک کردند ثبت نشد و امروز تأیید یا تکذیب داده ها غیرممکن است، اما همچنین از شهادت سربازان اسرائیلی مشخص می شود که تعداد قابل توجهی از ساکنان سوری در سراسر جولان باقی مانده اند. .

 

الیشا شلم، فرمانده 98 گردان چتر نجات ذخیره می گوید: «به یاد دارم که ده ها و گاهی حتی صدها نفر از آنها را در مزارع، بیرون از روستاها دیدیم. پس از شرکت گردان او در اشغال شمال سامره، سربازان او در آخرین روز جنگ در جنوب جولان، در منطقه ای که اکنون کیبوتز میتزر در آن قرار دارد، از هلیکوپتر به پایین پرتاب شدند. او می‌گوید: «هدف ما این بود که قبل از اجرایی شدن آتش‌بس، تا حد امکان به عمق جولان نفوذ کنیم. “ما به سختی نگران اشغال پاسگاه ها یا روستاها بودیم. تعداد حوادث آتش سوزی با سوری ها در بخش ما بسیار کم بود، آنها عمدتاً مشغول عقب نشینی بودند. همزمان با فرود از هلیکوپترها، یک نیروی تانک و یک گروه گشت نیز از دره جردن آمدند و از لحظه ای که ما به وسایل نقلیه پیوستیم، به سرعت به سمت شرق، عمدتاً در جاده های اصلی حرکت کردیم. ما در راه معطلی نکردیم، بنابراین واقعاً نمی‌توانستیم میزان این پدیده را بسنجیم. اما در تمام طول حرکت ما به سمت شرق، تمام روستاهای بزرگ و کوچکی که رد شدیم متروک به نظر می رسیدند. اردوگاه های نظامی نیز کاملاً خالی بود، به جز چند سرباز انفرادی که با دیدن ما بلافاصله تسلیم شدند. اما با یقین به خاطر دارم که صدها ساکن در مزارع و بیرون روستاها را دیدیم. آن‌ها از میدان، از فاصله‌ای مطمئن، ما را تماشا می‌کردند تا ببینند آن روز چه خواهد شد. مردم غیرنظامی نه اینجا و نه هیچ جای دیگر بلندی های جولان در این بازی شرکت نکردند. اگرچه به طور رسمی این بخش دارای سلاح بود، ما نداشتیم

 

شلم تخمین می زند که اهالی به محض شروع گلوله باران روستاها را ترک کرده اند، اما به گفته وی احتمالاً پس از پایان جنگ در منطقه منتظر بوده اند تا به خانه های خود بازگردند: «این یک الگوی رفتاری است که ما در اشغال های قبلی می دانستیم. جنگ. در سامره، این یک الگوی نسبتاً رایج بود. ییشووها برای اینکه ببینند اوضاع به کجا می‌رود. اینها اکثراً افراد ساده‌ای بودند، مطمئناً سیاستمداران بزرگی نبودند و در غیاب هیچ رهبری، لازم‌ترین کار را انجام دادند. از خانه و اموال خود محافظت کنید.»

 

توضیحات شلم توسط اکثر شهادت های مبارزانی که برای مقاله مصاحبه شده اند پشتیبانی می شود. تقریباً همه کسانی که سر خود را از APC یا تانک خود بیرون آورده اند، صدها شهروند سوری را به یاد می آورند که در دو روز جنگ در جولان در خارج از شهرک ها تجمع کردند. بر اساس شواهد، بسیاری از شهروندان در کاروان هایی به سمت شرق حرکت کردند، گاهی اوقات همراه با ارتش در حال عقب نشینی، اما بسیاری از آنها باقی ماندند، به این امید که زندگی غیرنظامی حتی تحت حاکمیت اشغالگر به مسیر خود بازگردند.

 

نوستالژی چرکسی

 

نادی تی که در روستای راماتانیا به دنیا آمده و بزرگ شده است، می‌گوید: «روزی که تانک‌ها اشغال جولان را آغاز کردند، ما یک بسته کوچک از وسایل جمع کردیم و به مزارع رفتیم. 13 ساله بود که جنگ شروع شد. به گفته وی، به جز چند نفر از افراد مسن و بیمار که در خانه مانده بودند، همه اهالی روستا در آن روز چنین رفتاری داشتند. او می گوید: «ما چند چیز گرفتیم، عمدتاً مقداری غذا، پتو و لباس، زیرا شب های ژوئن ممکن است در جولان سرد باشد. همچنین می خواستم دفترچه هایم و دو کتاب را که از یکی از دوستان ساکن هوشنیه اما پدر امانت گرفته بودم، بردارم. گفت فایده ای ندارد، زیرا ما به زودی به خانه برمی گردیم و من فقط باید چیزهایی را بردارم که واقعاً باید.

 

نادی تا امروز پشیمان است که دفترچه ها را نگرفته است. او در آنها یک دفتر خاطرات کودکی نوشت که ناپدید شد. کتاب ها، دوچرخه جدیدی که عمویش در دمشق برایش خریده بود و مدال طلای مسابقه 100 متر که نادی چند ماه قبل از جنگ در یک مسابقه منطقه ای در قنیطره برنده شد، همراه او بود. اما خاطرات ناپدید نشدند. «ما در راماتانیا زندگی خوبی داشتیم، یک زندگی ساده و متواضعانه، بدون تلویزیون و همه تجملاتی که امروز بچه ها با آن بزرگ می شوند. شاید این نوستالژی شصت ساله باشد، اما تمام خاطرات من از راماتانیا فقط با رنگ های زیبا نقاشی شده است. از بچگی در چشمه ای که در مجاورت روستا بود برای حمام می رفتم تا امروز طعم آب آن را به یاد دارم در هیچ کجای دنیا به این آب خوب برخورد نکرده ام. در مزارع اطراف روستا هم زیاد قدم می زدم و در ده سالگی خانه ای چوبی بین شاخه های یکی از درختان انجیر که در حیاط خانه ما می رویید ساختم. دوستان زیادی در روستا و خوشانیه نزدیک داشتم و در خانه کتاب را مطالعه می کردم.

 

نادی می گوید: «کشاورزی منبع اصلی امرار معاش روستاییان بود. او می‌گوید: «در کودکی از کودکی در مزرعه کار می‌کردیم. برای ما بیشتر یک بازی بود و از کمک به والدینمان در زمین‌هایی که بسیار کوچک بودند لذت می‌بردیم. تراکتور یا تجهیزات مکانیکی دیگری برای کارهای کشاورزی وجود نداشت. تا جایی که یادم می آید حتی پمپ آب هم نبود، بیشتر زمین ها با کانال هایی که از یکی از دو چشمه نزدیک روستا بیرون می آمد آبیاری می شد، فقط غروب خانه ها برق می شد که آنها می آمدند. ژنراتور را روشن می‌کردیم، گاهی به قنیطره می‌رفتیم، آنجا سینمای بزرگ بود و مغازه‌های زیادی، پیاده یا با دوچرخه به خوشانیه می‌رفتیم، گاهی بر الاغ یا اسب سوار می‌شدیم.»

 

نادی به مدت سه روز با سگش خلیل، چهار برادرش، دو پدر و مادرش و مادربزرگ پیرش در مزارع نزدیک راماتانیا ماند و مراقب خانه بود و سعی کرد سرنوشت آنها را ارزیابی کند. او می‌گوید شب‌ها پدرش به روستا برمی‌گشت تا دو گاو خانواده را دوشیده و تکه‌های گوشت خشک و یک کوزه مربا را که مادرش از انجیر دم می‌کرد، بیاورد. اما او اجازه نداشت به پدرش بپیوندد و دیگر به خانه اش بازنگشت.

 

نادی پسر یکی از معدود خانواده های چرکسی بود که در رامتانیا زندگی می کردند. سایر اهالی روستا اصالتاً ترکمن بودند. امروز او در نیوجرسی زندگی می کند، در جامعه کوچک چرکسی که پس از جنگ به ایالات متحده مهاجرت کردند. برخی از اعضای خانواده او هنوز در سوریه زندگی می کنند، بنابراین او حاضر نیست نام کامل خود را فاش کند یا برای مقاله از او عکس بگیرند.

 

مشابه راماتانیا، در دیگر سکونتگاه‌های جولان نیز جمعیت عمدتاً همگن بودند. به عنوان مثال در پنج روستا در شمال، درست در دامنه کوه هرمون، دروزها زندگی می کردند. علویان در سه روستا در غرب آنها زندگی می کردند که یکی از آنها به نام ریگر تا به امروز باقی مانده است. در ناحیه شهر قنیطره 12 روستای چرکس نشین و در جنوب آن 14 روستای ترکمن نشین وجود داشت. مسیحیان عمدتاً در سکونتگاه های کنار جاده ای که از جنوب فلات به محل اتصال رافید منتهی می شد زندگی می کردند. ارمنی ها، کردها، مغرب ها و حورانی ها نیز در بلندی های جولان بودند.

 

تقریباً 80 درصد ساکنان آن را مسلمانان سنی تشکیل می دادند که عمدتاً از نوادگان قبایل عشایری بودند که در قرن نوزدهم برای چرای گله های خود آمده بودند. اکثر آنها خوب را دیدند و سکونتگاه های دائمی ایجاد کردند. تنها دو درصد از ساکنان فلات در سال 67 عشایر بودند. بیش از 7000 پناهجوی فلسطینی که روستاهایشان در جنگ استقلال ویران شد نیز در جولان زندگی می کردند.

 

اکثر اهالی در روستاهای کوچک کشاورزی با حدود 200 تا 500 سکنه زندگی می کردند. 20000 نفر ساکن شهر قنیطره نیز عمدتاً از تجارت محصولات کشاورزی یا فرآوری مواد خام محلی امرار معاش می کردند. برخلاف تصور رایج در اسرائیل، اما بر اساس اکثر مطالعات و شواهد، تنها اقلیت کوچکی از ساکنان در استخدام سیستم امنیتی سوریه بودند.

 

همانطور که از اسناد شعبه وزارت کشور سوریه در قنیطره مشخص شد، در آستانه جنگ، 3700 گاو، یک تا دو میلیون راس گوسفند و بز (بسته به فصل) و 1300 اسب در جولان وجود داشت. از اسنادی که به غنیمت گرفته شده است می توان فهمید که در سال 66 حتی یک تراکتور در کل جولان خریداری نشده است. تنها یک ابزار مکانیکی کشاورزی جدید در فهرست های آماری آن سال، تحت رده «سمپاش موتوری» دیده می شود.

 

ده روز اول

 

زیو شیف، نویسنده نظامی هاآرتص در 16 ژوئن گزارش داد: “روستاها به مکان های خود باز می گردند.” دیروز به روستائیانی که در منطقه مخفی شده بودند اجازه بازگشت به روستاهای خود را دادند. در جاده های همسطح روستاییان با تکان دهنده های خود به سمت روستاها راهپیمایی کردند و همچنین کامیون هایی را در اختیار زنان و کودکان قرار دادند تا آنها را ببرند. به روستاها.»

 

در پایان هفته، آدیت زرتال آنچه را که در داور هاشاو دیده است، چنین توصیف کرد: «از یکی از تپه‌هایی که در جاده فرود می‌آید، در مسیری باریک خاکی، ناگهان کاروان عجیبی ظاهر می‌شود، حداقل در چشم کسانی که دارند. هنوز چنین چیزهایی دیده نشده است زنان و کودکان و برخی از پیرمردها در حال راه رفتن یا سوار بر الاغ هستند و هر تکه پارچه سفید و هر کاغذ سفیدی را که در ظروف خود می یافتند به چوب آویزان می کردند و آنها را به نشانه تسلیم تکان می دادند. در جاده سوار شدند، یک اتوبوس تخم مرغی پر از سربازان اسرائیلی که به سمت دره پایین می آمد، به محل حادثه رسید، افراد کاروان که از ترس می لرزیدند، به کناره های اتوبوس چسبیدند، به آنها فشار دادند و دستان خود را به طرف اتوبوس تکان دادند. فریاد زدند: ذلکم! سربازان خسته و غبار آلود، که دیروز اینجا جنگید و کوه خطرناک را شکست داد، که امروز اینجا با سربازانی که در خانه‌های روستاییان پنهان شده بودند جنگیدند، سرشان را برگردانند. آنها نمی توانند منظره وحشتناک تحقیر و تسلیم را ببینند. یک افسر اسرائیلی به بازگشت‌کنندگان می‌گوید به خانه‌های خود بازگردند و به پیرمردی که در انتهای کاروان سوار بر الاغ می‌شود، قول می‌دهد، زیرا هیچ آسیبی به آنها نمی‌رسد.

 

اما نگرش ارتش قدرتمند و مأموریت حتی قبل از چاپ روزنامه ها تغییر کرد. در واقع، در همان روزی که خبرنگاران نظامی از جولان بازدید کردند و بازگشت اهالی به روستاها را توصیف کردند، سرهنگ دوم اشموئل ادمون، فرمانده نظامی مسئول منطقه، دستوری را صادر کرد که کل بلندی های جولان را یک منطقه اعلام کرد. منطقه بسته در این فرمان آمده است: «هیچ کس نباید از منطقه‌ای خارج از جولان وارد منطقه جولان شود و هیچ‌کس نمی‌تواند از منطقه جولان به منطقه‌ای خارج از آن خارج شود، مگر با مجوز فرمانده نیروهای ارتش اسرائیل در منطقه». و برای متخلفان پنج سال حبس تعیین شده است.

 

تردد شهروندان سوری ممنوع است. اسناد دولت نظامی نشان می دهد که چگونه ده ها تن از ساکنان که سعی در بازگشت به خانه های خود داشتند، هر روز دستگیر و به دادگاه قنیطره آورده می شدند. در آنجا اکثرشان شهادت دادند که فقط برای جمع آوری اموال باقی مانده آمده اند. برخی دیگر گفتند که قصدشان بازگشت به خانه است. همه بعداً ممنوع و تبعید شدند.

 

اما کسانی که موفق به نفوذ می شدند، گاهی متوجه می شدند که جایی برای رفتن ندارند. الاد پلد، فرمانده لشکر 36 در منطقه می گوید: «دقیقاً به خاطر ندارم که چه زمانی بود، اما چند روز پس از پایان جنگ، شاید کمتر از یک هفته، دستور شروع تخریب روستاها را دریافت کردیم. جنگ به مدت ده روز پس از پایان نبردها، لشکر وی مسئولیت منطقه اشغالی جولان را بر عهده داشت. پلد به خاطر نمی آورد نیروهایی که خانه ها را ویران کردند چه کسانی بودند. او می‌گوید: «مسئله اداری بود، من درگیر جنبه‌های جنگ بودم»، اما تخمین می‌زند که اینها تراکتورهای گردان مهندسی بودند که زیرمجموعه لشکر او بودند. او می گوید: «بعضی خانه ها اصلاً نیازی به تراکتور نداشتند، می شد این کار را با تراکتور انجام داد.

 

به گفته پلد، یک خط مشی روشن از فرماندهی وجود داشت، “و باید از سطح سیاسی پایین آمده باشد”، که به روستاهای دروز و چرکس در جولان آسیب نرساند. او می‌گوید: «به دلایل زیادی دولت علاقه داشت که آنها را در آنجا نگه دارد. کتاب اسناد این را می داند.

 

در پایان جنگ، افسران ستاد در لشکر پلد گزارش جنگی را تهیه کردند که روند نبردها را شرح می داد. در فصل آخر، در بخش تحت عنوان “کنترل دولتی”، اقدامات این لشکر در رابطه با جمعیت غیرنظامی طی ده روزی که جولان تحت کنترل آن بود، از جمله شرح داده شده است.

 

در این گزارش که طبقه بندی امنیتی آن “بسیار محرمانه” بوده و در حال حاضر در آرشیو ارتش اسرائیل است، آمده است: “از 11 ژوئن، دولت با تاکید بر اقلیت های دروزی و چرکسی با تاکید بر اقلیت های دروزی و چرکسی، برخورد با جمعیت باقی مانده در سرزمین های اشغالی را آغاز کرد.” . عواملی که اجازه می‌داد تا قبل از گذشت 50 سال، طبق معمول اسناد حساس، آن را برای عموم مشاهده کند، ادامه محاکمه را حذف کرد. ادامه حکم حذف شده همانطور که در سند اصلی مشاهده می شود «و همچنین تخلیه جمعیت باقی مانده» بوده است.

 

پلد نه بخش گزارش را به یاد می آورد و نه دستورات داده شده در این مورد. اما به گفته وی، در روزهای اول پس از جنگ، حدود 20 هزار غیرنظامی در بلندی‌های جولان باقی ماندند. زمانی که دیدند روستاها با بولدوزرها در حال ویران شدن است و جایی برای بازگشت ندارند، آنها را تخلیه یا ترک کردند.» پلد او نام روستاهایی که ویران شده اند و در کدام منطقه بوده اند را به خاطر نمی آورد، اما از شواهد جمع آوری شده توسط کمیته های مختلف سازمان ملل از شهروندان سوری در سال های اخیر، این امکان وجود دارد که در مرحله اول پس از جنگ، تنها روستاهایی که در این منطقه بوده اند. نزدیک مرز قدیمی تخریب شدند.

 

زوی راسکی که در طول جنگ فرمانده گوش تل های و یکی از نزدیک ترین افراد به ژنرال فرمانده دیوید (دادو) الازار بود، در تمام روزهای جنگ در فرماندهی PAK باقی ماند. به گفته وی، “ما نیز بلافاصله پس از پایان جنگ، تقریباً در هر جایی که می توانستیم خانه ها را منفجر کردیم.” یهودا هارل، یکی از اولین شهرک نشینان اسرائیلی در رامه، تخریب روستای نیاس بلافاصله پس از جنگ را به یاد می آورد. الی حلامی، که در آن زمان مسئول اطلاعات نظامی در سوریه، لبنان و عراق در امان بود، تخمین می‌زند که «این عمدتاً در مورد روستاهایی بود که ما از زمان جنگ آب با آنها حساب داشتیم، روستاهایی که از آنها آتش می‌باریدند. در مورد شهرک‌های اسرائیلی یا آن‌هایی که جوخه‌ها از آن‌ها برای انجام حملات و حملات در اسرائیل بیرون آمده‌اند».

 

آمنون عساف، یکی از اعضای کیبوتز مایان باروخ، که ظاهراً یکی از اولین شهروندان اسرائیلی بود که به فلات صعود کرد، تا حدودی پایان روند تخریب روستاهای نزدیک به مرز در جنوب فلات را روشن کرد. و سرنوشت ساکنان آنها. “در همان روزهای اول پس از جنگ بود. من با یکی از دوستانم از کیبوتز به بلندی‌های جولان رفتیم. دوستی از مشک داشتیم که در یک پاترول زرهی خدمت می‌کرد و از زمانی که آنها به سمت جولان رفتند دیگر خبری نداشتیم. هر چیزی از او باشد، به جز اینکه ممکن است در منطقه نتاف باشد، شهروندان اسرائیلی در آن روزها اجازه نداشتند به بلندی های جولان بروند، بنابراین ما روی جیپ خود گل ریختیم تا سربازان فکر کنند خودروی نظامی است. و ما را متوقف نکند. وقتی از جاده‌ای که اطراف Kinneret می‌پیچد، رد شدیم، در زیر صخره های فلات، در منطقه کورسی، شاهد تجمع بزرگ غیرنظامیان سوری بودیم. تخمین می زنم چند صد نفر بودند. آنها در مقابل میزهایی جمع شده بودند که سربازان پشت آنها نشسته بودند و ما ایستادیم و از یکی از سربازان پرسیدیم که آنها چه کار می کنند؟ او پاسخ داد که آنها قبل از اعزام ثبت نام می کنند.

 

“من آدم نرمدلی نیستم، اما حتی در آن لحظه احساس می‌کردم که اینجا اتفاقی اشتباه می‌افتد. یادم می‌آید تا به امروز، حتی آن زمان، این نمایشنامه تأثیر بدی روی من گذاشت. اما عملاً اینطور بود. در زمان جنگ استقلال در لود، رمله و جاهای دیگر بود، من در گردان سوم پالماچ در آن جنگ بودم و با اینکه قبل از اشغال لود و رمله در جنگ مجروح شده بودم، می دانستم که این چیزی است که دوستانم داشتند. وقتی به بیمارستان می‌آمدند و البته سال‌های بعد، از تبعید می‌گفتند.»

 

نادی تی و خانواده اش نیز در آن روزها جولان را ترک کردند. بعد از پایان جنگ، یک هفته دیگر نزد اقواممان در خوشنیه ماندیم، ورود ما به رامطانیه ممنوع شد، پدر همچنان هر شب مخفیانه بیرون می‌رفت تا گاوها را شیر کند، اما یک روز ناراحت برگشت و به سربازان گفت: او گفت که بنس از تیراندازی جان سالم به در برد و دید که یکی از اهالی که با او رفته بود مورد اصابت قرار گرفت و در مزرعه افتاد. یک پتو چند عکس قدیمی، کتاب مذهبی و مقداری از جواهرات مادرش که در یکی از دیوارها پنهان شده بود، شاید یکی دو روز بعد، سربازان اسرائیلی آمدند و تمام ساکنان خوشنیه را جمع کردند. مدت طولانی با پدر و سایر مردان صحبت کرد.

 

آخرین ساکنین

 

در ماه‌های ژوئیه و سپتامبر، ساکنان سوری گاهی در حال حرکت یا مخفی شدن در اطراف بلندی‌های جولان دیده می‌شدند، اما ارتش تمام تلاش خود را کرد تا حرکت آنها را محدود کند. در 4 ژوئیه، ژنرال فرمانده دستور منع آمد و شد غیرنظامی را در تمام مناطق جولان “از ساعت شش بعد از ظهر تا پنج صبح روز بعد” صادر کرد. او در همان روز دو دستور اضافی برای محدود کردن رفت و آمد شهروندان صادر کرد. یکی «منطقه مسکونی ساکنان شهر قنیطره» را تعریف کرد و آنها را فقط به محله مسیحی نشین شهر مشخص کرد. در فرمان دوم «حوزه روستا» را منطقه بسته اعلام کرد و ورود و خروج شهروندان از محدوده وسیعی در مرکز فلات و جنوب ممنوع شد.

 

مناخیم شانی، که یکی از اولین ساکنان هسته نهال در لایکا بود، در این دوره به این منطقه رسید. “اولین کار ما جمع آوری گاوهای رها شده بود که در سراسر بلندی های جولان بودند. در واقع عمدتاً گاو بودند، بلکه گوسفند و بز نیز بودند. بیشتر ساکنان روستاها فرار کردند و حیوانات را رها کردند تا آزادانه پرسه بزنند. ما آنها را در یک مکان جمع آوری کردیم. راهروی بزرگ نزدیک به منبع سکونت ما.”

 

برای این منظور شانی و دوستانش عمدتاً در منطقه ای که «از خوشانیه در جنوب تا منطقه روستاهای دروزی در شمال» شروع می شود، پرسه می زدند. شانی به یاد می آورد که «یک بار در منطقه روستای عین زیوان با گروهی از جوانان آشنا شدیم، آنها با یک شتری که مبل، فرش و احتمالاً تمام دارایی خود را روی آن گذاشته بودند، راهی سوریه شده بودند. ساکنان سندیانا و غیره در تعدادی از روستاهایی که قبلاً نام آنها را فراموش کرده ام. گاهی اوقات به روستاهایی می رسیدیم که به نظر می رسید ساکنان آنها را تنها چند روز قبل از رسیدن ما ترک می کردند. در خانه ها کوزه هایی با مربا و مقداری آجر پیدا می کردیم. در ورودی هر خانه دیگ هایی برای آب آشامیدنی چیده شده بود که برخی از آن ها هنوز پر بود، ساکنانی که در روستاها می ماندند بسیار تنها بودند.

 

“ما قطعه زمینی را سکنی گزیدیم که در آن زمان در قلب اتفاق نظر بود. مردم به عنوان اولین مهاجران به ما با تحسین نگاه می کردند. ما احساس می کردیم پیشگام هستیم. ما با تجهیزات مکانیکی که برای ساخت مسیر استفاده شده بود اندازه گیری شدیم. و او مدام ادعا می کرد که گرفتن زمین، شخم زدن آن است. او می گفت: “شیار چیزی است که انسان را به زمین پیوند می دهد”.

 

به یاد دارم که یک بار با یک تراکتور بزرگ آلیس با زنجیر در منطقه روستای چرکسی منصوره رانندگی می‌کردم و زمین‌ها را با هم متحد می‌کردیم. مردم سوریه زمین را در قطعات کوچک و بدون وسایل مکانیکی کشت می‌کردند و ما نرده‌هایی را که بین زمین‌ها قرار داشت پاکسازی کردیم. زمین های بزرگ و مناسب برای کار با تراکتور ایجاد کنید در منصوره شاید یکی از آخرین خانواده ها باقی مانده بود و وقتی نزدیک به تخریب حصارهای قطعه او شدم، روستایی به سمت من آمد و با دستان بلند جلوی من آمد. و در مقابل این هیولا ایستاد. او در آن لحظه در مقابل مردی ایستاده بود که خود را عادل ترین در جهان احساس می کرد و دید که چگونه تمام قطعه کوچک ذرت او توسط زنجیر تراکتور زیر گرفته شد.”

 

آمنون عساف که بلافاصله پس از جنگ برای جستجوی دوست خود از گشت زرهی خارج شد، نیز مدت کوتاهی بعد به جولان بازگشت. او در یکی از دو تیم نقشه بردار اداره آثار باستانی که برای بررسی زمین های اشغالی رفته بودند کار می کرد. روزها روستایی به روستای دیگر می‌رفتیم و به دنبال بقایای باستان‌شناسی و نشانه‌هایی می‌گشتیم که نشان‌دهنده سکونت‌گاه‌های باستانی با ساخت ثانویه بود؛ یعنی سنگ‌هایی که از محوطه‌های باستان‌شناسی برای ساختن خانه‌های موجود برداشته می‌شد. گاهی اوقات رد پای انسان را می‌دیدیم. گاهی اوقات نشانه‌هایی از من تخمین می زنم که اکثر شهروندان سوری در این مدت کسانی که در جولان مانده بودند از ما پنهان می شدند. ما سوار جیپ می شدیم و آنها نمی دانستند ما کی هستیم و احتمالاً می ترسیدند. مثلاً در روستای سوریمان که روستای زیبای چرکسی در جنوب قنیطره بود. یک مسجد بسیار چشمگیر وجود داشت. چندین بار از آن بازدید کردیم. در ابتدا هنوز غیرنظامیان وجود داشتند، اما پس از مدتی همه آنها ناپدید شدند. حتی در راماتانیا دو ماه پس از جنگ مردم تنها را دیدم.

 

چند هفته پس از اولین دیدار خود از راماتانیا، عساف به روستا بازگشت و متوجه شد که این روستا قبلا متروکه است. این روستا انگار چند ساعت پیش متروک شده بود. بیشتر خانه‌ها هنوز دارایی، اثاثیه، ظروف آشپزخانه، ملافه، فرش و وسایل شخصی مردم ساکن آنجا بودند. اسب‌ها و گاوها گرسنه و تشنه بیرون از خانه سرگردان بودند. دهکده سگهای ولگرد زیادی هم آنجا بودند روستای چشمگیری بود نسبتاً با ساخت و سازهای بسیار متراکم و ساختمانهای سنگی زیبا عمدتاً به یاد دارم که به اصطبل بزرگی رسیدیم که دیوارهایش با سنگهای کنده کاری شده و تزئین شده بود که احتمالاً از یک اصطبل گرفته شده بود. کنیسه ویران شد. مدت زیادی طول کشید تا اینکه راهی برای عکاسی از آنها در تاریکی پیدا کردم. از سنگ های مشابه به عنوان قاب پنجره برای خانه ها استفاده می شد.”

 

شهادت‌های دیگری از اسرائیلی‌هایی وجود دارد که در ماه‌های اول پس از جنگ در جولان حضور داشتند و بر اساس آن ساکنان روستاهای جالبینه، هوشنیه، پیک، دباچ، ال‌ال، غرب، منصوره، کله و زعورا نیز دیده شدند. . امانوئل (مانو) شاکد که حدود یک ماه و نیم پس از پایان جنگ به سمت فرماندهی منصوب شد، می گوید: «دو ماه پس از جنگ، هنوز کشاورزانی بودند که در زمین های خود کار می کردند. فلات او در طول جنگ نیز شاهد فرار روستاییان به مزارع بود و حالا کارش تخلیه آنها بود.

 

او می گوید: «وقتی سربازان عرب زبان ما فرستاده شدند تا با آنها صحبت کنند و به آنها توضیح دهند که باید روستاها را تخلیه کنند، به نظر نمی رسد که آنها نسبت به ما عصبانی یا خصومت خاصی داشته باشند. “بعد از روشن شدن همه چیز، آنها را گروهی جمع کردیم. به آنها اجازه دادیم چند مال در کوله پشتی ببرند و حتی گاهی اوقات با کامیون به آنها کمک می کردیم. بیشتر آنها پیاده و برخی با گاری های اسبی می رفتند. در قنیطره ما آنها را به صلیب سرخ و سازمان ملل تحویل دادند، آنها مراقب انتقال آنها از مرز به سمت سوریه بودند.

 

شاکد می گوید: «مواردی بود که برخی اعتراض می کردند و فریاد می زدند، اما هیچکس جرأت مقاومت و مبارزه با ما را نداشت. او موردی را به یاد می آورد که در یکی از روستاها اتفاق افتاد که در آن “بعضی از پیرمردها گفتند که در آنجا به دنیا آمده اند و آنجاست که می خواهند بمیرند. یکی از آنها می گوید قصد ماندن دارد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. سربازان عرب زبان با آنها صحبت کردند و ما آنها را متقاعد کردیم. من درگیر نشدم. امروز ممکن است شنیدن همه اینها خیلی خوب نباشد، اما این چیزی است که به یاد دارم.”

 

Shaked اصرار دارد که او و نیروهایی که زیر نظر او عمل می کردند حتی یک شهروند سوری را اخراج نکردند، اما تأیید می کند که طبق دستوری که از فرماندهی دریافت کرده است، هر روستایی که در قلمرو تحت کنترل او بود به قنیطره و از در آنجا با هماهنگی صلیب سرخ یا سازمان ملل او را به خاک سوریه منتقل کردند. ده ها مورد از این دست به تنهایی. سخنگویان صلیب سرخ ادعا می کنند که هر شهروندی که پس از جنگ از طریق آنها به خاک سوریه منتقل شده است، باید سندی را امضا کند که نشان می دهد او داوطلبانه این کار را انجام می دهد. آنها حاضر نیستند اسناد امضا شده یا داده هایی را که نشان دهنده تعداد افرادی است که در این شرایط به سوریه می روند تا زمانی که 50 سال منتقل شوند، ارائه دهند.

 

جلوگیری از بازگشت

 

فاطما کتیا ظاهرا آخرین غیرنظامی بود که از بلندی های جولان به خاک سوریه منتقل شد. او یک روستایی نابینای سی و چند ساله بود که در طول جنگ به مزارع فرار کرد و راه خود را گم کرد. او به مدت سه ماه از علف‌ها و میوه‌های یک درخت انجیر تغذیه کرد که در زیر آن سایه پیدا کرد تا اینکه توسط گشتی از سربازان ارتش اسرائیل پیدا شد. امانوئل آلانکوا، خبرنگار “یدیوت آحرونوت” در گزارشی که در سوم سپتامبر منتشر شد، گفت: “خوشبختانه چشمه کوچکی نیز در آنجا پیدا شد، بنابراین او از تشنگی نمرده است.” در این مقاله آمده است که کتیا با وزن تنها 32 کیلوگرم به بیمارستان فوریا منتقل شد. چند هفته بعد، پس از بازگشت به اتنا، با کمک صلیب سرخ به سوریه منتقل شد.

 

تا پایان تابستان 67، تقریباً هیچ شهروند سوری در سراسر بلندی‌های جولان باقی نمانده بود. نیروهای ارتش اسرائیل از بازگشت ساکنان جلوگیری کردند و کسانی که در روستاها مانده بودند با واسطه ها به سوریه منتقل شدند. در 27 آگوست، ژنرال فرمانده دستوری صادر کرد که 101 روستا در جولان را “مرکود” تعریف کرد و ورود به قلمرو آنها را ممنوع کرد. شلیک یا هر دو مجازات».

 

هر دو هفته یکبار گزارشی از خلاصه امور غیرنظامی تحت حکومت نظامی در جولان تهیه می شود. به عنوان مثال در خلاصه دو هفته پایانی شهریور ماه نوشته شده است که «در دوره مورد بررسی، نیروهای ما 22 بار برای بیرون راندن چوپانان و عوامل نفوذی که به پاسگاه ما نزدیک شده بودند، آتش گشودند. در عملیات های تکمیلی، سه نفوذی سوری و دو نفر. نفوذی های لبنانی دستگیر، دستگیر و برای بازجویی برده شدند.” تاکید بر این نکته ضروری است که در گزارش ها به صراحت آمده است که این افراد غیرنظامی غیرمسلح بوده اند.

 

رئیس دولت در این گزارش اظهار داشت که “در مقایسه با چند هفته گذشته، تعداد نفوذها از خاک سوریه کاهش یافته است – این در سایه هوشیاری نیروهای ما است که به سمت نفوذی ها و چوپانان نزدیک می شوند.” هر گزارش برخی از موارد را شرح می داد. روز ششم شهریورماه “رصد گلانی 15 نفر را در روستای دواخ شناسایی کرد که یک کاترپیری که به داخل روستا رفته بود به سمت آنها شلیک کرد و پس از شلیک گلوله ها متواری شدند.” روز بیست و یکم ماه، یک کمین در منطقه الحمیدیه به سمت سه زن تیراندازی کرد. آنها نیز از محل متواری شدند. روز بعد یک کمین دیگر توسط جولانی به روی دو شخصیت شلیک کرد. یکی کشته و دیگری برای بازجویی در قنیطره برده شد. بر اساس این گزارش، هر دو غیرنظامی غیرمسلح بودند. روز بعد گزارش شد که پاسگاه 11 به دو غیرنظامی غیرمسلح شلیک کرده است. و دو روز بعد در ساعت 10 صبح، پاسگاه 13 به چهار زن و یک الاغ تیراندازی کرد. آنها از تیراندازی پناه گرفتند و در ساعت 12:20 دوباره به سمت آنها شلیک کردند تا تلاش کنیم

 

هفت روستا در آن دو هفته اسکن شدند. همه رها شده پیدا شدند. در این گزارش همچنین آمده است که در همان ماه درخواستی مبنی بر بازگرداندن مرد نابینا و همسرش به قنیطره دریافت شد. این درخواست رد شد و بدین ترتیب از سابقه بازگشت ساکنان به قنیطره جلوگیری شد.» بر اساس این گزارش، در این دو هفته 24 نفر توسط صلیب سرخ به خاک سوریه منتقل شدند.

 

در گزارش جمع بندی دو هفته آینده یعنی دو هفته اول مهرماه به بیش از 20 مورد تیراندازی برای دفع نفوذی ها اشاره شده است. در روز هفتم ماه، یک پست در منطقه جباته الحشک، چندین دسته ماگ را به سمت یک گروه 25 نفری عرب که در نزدیکی کار می کردند، در فاصله 500 متری شلیک کرد. اعراب فرار کردند. در هشتم ماه، پاسگاه 10 در منطقه اوپانیا سه گلوله ماگ به سمت یک گله گاو و یک چوپان غیرمسلح شلیک کرد. گله و چوپان فرار کردند.

 

در آن دو هفته، طبق کتاب مقدس، یک گشت دولتی هفت روستا را تفتیش کرد. در یکی از آنها، کاتزرین، یک خانواده، یک پدر و چهار فرزند و همچنین یک پیرمرد فلج پیدا شد. این گزارش حاکی است که پیرمرد به خاک سوریه منتقل شده است. از سرنوشت اعضای خانواده چیزی نوشته نشده بود.

 

در همین دو هفته، علیه 14 نفر از ساکنان جولان کیفرخواست تنظیم شد. هفت مورد برای ورود به منطقه فلات از خاک سوریه و هفت مورد برای حرکت در جهت مخالف. بر اساس گزارش ارتش، هفت نفر همزمان به خاک سوریه منتقل شدند.

 

همه وقایع گزارش شده توسط سانسور برای انتشار در روزنامه های آن زمان ممنوع شد. تنها مواردی که در آن نیروهای ارتش اسرائیل با غیرنظامیان یا جنگجویان مسلح مواجه شدند به تفصیل پوشش داده شد. گاه اخبار کوچکی از کار دربار قنیطره نیز به چشم می خورد. در 23 ژوئیه، یهودا آریل در “هاآرتص” نوشت که “دادگاه نظامی در بلندی‌های جولان اکنون با سرعت بیشتری کار خود را آغاز کرده است، به دلیل پرونده‌های متعددی که در پیش گرفته شده است… ساکنان بلندی‌های جولان که در حال سرگردانی در جولان دستگیر شده‌اند. روستاها به زندان مجاور کلانتری قنیطره فرستاده شدند». یک هفته بعد، گزارش شد که «دو کودک 12 ساله که هر کدام در روستای دروزی بوکاتا اقوام دارند. به اتهام نفوذ از سوریه به بلندی های جولان در دادگاه نظامی قنیطره به دو ماه و نیم زندان محکوم شدند. هر دو کودک اعتراف کردند که از سوی بزرگسالان برای نفوذ هم برای تماس با اقوام و هم برای غارت فرستاده شده اند.» همه زندانیان زندان نظامی قنیطره پس از گذراندن دوران محکومیت خود به سوریه منتقل شدند.

 

در خلاصه جلسه کمیته مسئول امور عمرانی در سرزمین های اشغالی که در تاریخ 12 مهرماه در دفتر وزیر دفاع تشکیل شد، سخنی نادر ظاهر شد. اخراج طبق دستور جلوگیری از نفوذ انجام خواهد شد (و نه آنطور که طبق «قانون» که فقط در اسرائیل اعمال می شود نوشته شده است.» اما در سطح رسمی، اسرائیل هرگونه تخلیه یا اخراج غیرنظامیان را رد کرد. موشه دایان در مقاله خود در مجله «لایف» مدعی شد: «بعد از جنگ، صلیب سرخ واقعاً درخواست کرده بود که ساکنان به روستاهای خود بازگردند، اما دولت سوریه از این ادعا حمایت نکرد. دولت دمشق فقط به تجدید جنگ علیه اسرائیل و مردم جولان علاقه مند است و می باشد.

 

بدون ساکنین

 

در صبح روز 9 ژوئن 1967، روز حمله اسرائیل به بلندی های جولان، رئیس ستاد ارتش اسحاق رابین جلسه ای را در بال عملیات HML تشکیل داد. سرلشکر رهاوام زعیوی که معاون مجمع عمومی عادی بود، گفت: این فلات جمعیت زیادی ندارد و زمانی که فاقد ساکن باشد باید آن را پذیرفت. ارتش اسرائیل آنقدر که زیوی می‌خواست فلات را خالی نپذیرفت، اما او مطمئن شد که اینطور است. 20 سال بعد، زیوی در مقاله ای که در آن از دکترین انتقال خود دفاع کرد، در یدیعوت آحارونوت نوشت: «مرحوم پالماچای دیوید الازار (دادو) پس از جنگ شش روزه تمام روستاییان عرب را از بلندی های جولان خارج کرد و او این کار را کرد. بنابراین با تأیید رابین رئیس ستاد، وزیر دفاع دایان و نخست وزیر اشکول».

 

سکوت مرگبار اکنون در راماتانیا حاکم است. فقط پژواک پوسته‌های تانک‌هایی که در نزدیکی آموزش می‌بینند، گاهی بین خانه‌های روستایی شنیده می‌شود که از دیوارها طنین‌انداز می‌شود. بنا به توصیف نادی ت، خانه ای که در آن بزرگ شد همچنان پابرجاست و انباری نیز پابرجاست. سقف ها ویران شده است. علف های هرز و خار در اتاق ها رشد می کنند. درخت انجیری که در حیاط روییده، یکی از دیوارها را فرو می ریزد، نه از خانه درختی که نادی در بالای آن ساخته بود، نه از باغ سبزی که با مادرش زیر شاخه هایش پرورش داده بود، اثری نیست. چشمه هم خشک است و استخر ویران شده است. طعم آب دیگر ممکن نیست.*

 

درمان ویژه

 

سربازان ارتش اسرائیل دستورات صریح دریافت کردند که به دروزی ها و چرکس ها آسیب نرسانند

 

در طول جنگ، سربازان ارتش اسرائیل دستور صریح دریافت کردند که به ساکنان دروزی و چرکس جولان آسیب نرسانند. آنهایی که از این بخشنامه اطلاعی نداشتند مانند سایر روستاییان جولان رفتار کردند و اکثر آنها خانه های خود را رها کردند تا اینکه خشم آنها از بین رفت. و هنگامی که از تخم بیرون آمد، آنها برای زندگی نزد بستگان خود در مجدال شمس نقل مکان کردند.

 

بر خلاف دیگر ساکنان جولان، چند روز پس از جنگ به آنها اجازه داده شد که به روستاهای خود بازگردند. تقریباً همه دروزی ها برگشتند. تنها چند صد نفر از آنها که در آن زمان در خاک سوریه بودند، اجازه بازگشت نداشتند. بیشتر چرکس ها برنگشتند. بسیاری از آنها از بستگان پرسنل ارتش سوریه بودند که حتی پس از جنگ نیز به خدمت سربازی خود ادامه دادند. عده معدودی که در قنیطره مانده بودند، چند ماه بعد به دلیل شرایط سخت زندگی که در شهر بر آنها تحمیل شده بود و جامعه آنها پس از جنگ متلاشی و پراکنده شده بود، تخلیه یا ترک شدند.

 

به نظر افسر اطلاعاتی الی حلهامی، رفتار ویژه «سیاستی بود که به دلیل اتحاد خونی که با این دو قوم در دوران جنگ استقلال برقرار کردیم» بود. احتمالا ملاحظات دیگری نیز وجود داشته است. در آرشیو وزارت دفاع هنوز نقشه های یگال آلون برای ایجاد دولت دروزی ها در قلمرو بلندی های جولان یافت می شود که بر اساس دیدگاه او این بود که کشوری دوست اسرائیل باشد که بین آن قطع شود. اعراب

 

آخرین تخلیه

 

در سال 1970 به ساکنان روستای دروزی ساخیتا دستور داده شد تا آنجا را ترک کنند

 

آخرین روستای سوری باقی مانده در بلندی های جولان ساخیتا بود. در سرشماری اسرائیل که در اوت 1967 انجام شد، 32 خانوار، از جمله 173 شهروند، که همگی دروزی بودند، شمارش شد. سه سال پس از جنگ، ارتش اسرائیل به دلیل نزدیکی به خط مرزی، تصمیم گرفت ساکنان خود را تخلیه و خانه های آنها را ویران کند. در دستور تخلیه که توسط سرلشکر مردخای گور امضا شده است، آمده است که “به دلایل ضرورت نظامی انجام شده است.”

 

علی سلامه، 77 ساله، اهل روستا، می گوید: «سخیتا روستای کوچک و نسبتاً فقیرانه ای بود، خانه ها معتدل بود، بیشتر آنها از سنگ سفید ساخته شده بود که از سنگ بازالتی که رایج بود ارزان تر به حساب می آمد. در روستاهای بزرگ‌تر. بیشتر زمین‌ها متعلق به کشاورزانی بود که آن را به عنوان بخشی از اصلاحات ارضی دولت سوریه دریافت کردند. این زمین‌ها زمین‌های کوچکی بودند که عمدتاً در آن گیلاس، بادام و سیب می‌کشیدیم.»

 

به گزارش سلام، «حدود یک ماه بعد از جنگ، یک افسر به روستا آمد، فکر کنم از دولت نظامی بود، همه مردان را در میدان اصلی روستا جمع کرد و اعلام کرد که در خط مرزی هستیم و به همین دلیل نمی‌توانستیم اینجا بمانیم، او قول داد که خانه‌هایی در روستا، رستوران، خانه‌ای برای خانه‌ای به ما پیشنهاد دادند که آواره‌هایی که فرار کرده بودند، اما هیچ‌کس حاضر نشد چنین خانه‌ای را بپذیرد. خانه‌هایی را که افسران ارتش سوریه در روستای رستوران رها کرده بودند به ما دادند و همچنین قول دادند که خانه‌های ما به جای خود باقی می‌مانند و در آینده در صورت بهبود وضعیت می‌توانیم به آنها بازگردیم.»

 

امروزه این روستا در قلمرو مین گذاری شده قرار دارد و ورود به آن یا زمین های آن غیرممکن است. صاحبان آنها مجبورند به چند مزرعه باقی مانده در بیرون از میدان های مین بسنده کنند و از دور به بقایای خانه هایشان نگاه کنند.

 

لینک به مقاله

 

www.vardhanlezuz.org.il

 

ج. در زیر پیامی است که به جاهای مختلف ارسال می کنم:

 

به:

موضوع: جستجوی اطلاعات

خانم های عزیز/آقایان.

من صاحب وبلاگ disability5.com هستم که در زمینه افراد دارای معلولیت فعالیت می کند. من به دنبال پلتفرم‌ها و/یا وب‌سایت‌هایی می‌گردم که بتوانم محتوایی درباره افراد دارای معلولیت پیدا کنم که بتوانم آن‌ها را در وبلاگ خود منتشر کنم – رایگان و بدون مشکل حق چاپ.

لازم به ذکر است که وبلاگ من بر روی پلت فرم wordpress.org ساخته شده و در سرورهای servers24.co.il ذخیره شده است.

سوال من از شما این است: چگونه می توانم اطلاعاتی در مورد چنین سایت هایی پیدا کنم؟ چه کسی می تواند در این مورد کمک کند؟

با احترام،

آساف بنیامینی،

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) من اعلام می کنم که با درآمد بسیار کم زندگی می کنم – کمک هزینه از کارافتادگی از موسسه بیمه ملی. بنابراین، من نمی توانم برای سرویس مکان یابی اطلاعاتی که در اینجا بحث می شود، پرداخت کنم. و چه چیزی بیشتر: به دلیل جدی بودن وضعیت من، حتی تخفیف های بسیار بالا نیز کمکی نمی کند.

2) شماره شناسنامه من: 029547403.

3) آدرس های ایمیل من:029547403@walla.co.il   یا: asb783a@gmail.com یا: assaf197254@yahoo.co.il  یا:  ass.benyamin@yandex.com یا:  assafbenyamini@hotmail.com 

یا: assaf002@mail2world.com  یا: assaffff@protonmail.com  یا: benyamini@vk.com  یا: assafbenyamini@163.com 

 

د. ایمیلی که برای مراو کوهن وزیر زن اسرائیل فرستادم در زیر آمده است:

نامه من به دفتر وزیر مراو کوهن.

اساف بنیامین< assaf197254@yahoo.co.il >

به:

sara@mse.gov.il

یکشنبه 25 مهر ساعت 10:07

به: دفتر وزیر مراو کوهن.

موضوع: کفش های ارتوپدی.

خانم های عزیز/آقایان.

اخیراً (پنجشنبه 13 اکتبر 2022 این کلمات را می نویسم) مجبور شدم کفش ارتوپدی را به مبلغ NIS 600 بخرم – که برای فردی مثل من که با درآمد بسیار کم زندگی می کند بار مالی سنگینی دارد – کمک هزینه از کار افتادگی. از موسسه بیمه ملی

سوال من در این زمینه این است: آیا صندوق خیریه، موسسه غیرانتفاعی یا موسسه ای را می شناسید که از آن بتوان برای بازپرداخت چنین هزینه ای درخواست داد؟

با احترام،

آساف بنیامینی،

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) من به درخواست خود از شما فایلی را پیوست می کنم که شامل:

I. فتوکپی کارت شناسایی من

II. تاییدیه کمک هزینه ای که از موسسه بیمه ملی دریافت می کنم.

III. فتوکپی رسید خرید کفش ارتوپدی توسط.

2) وب سایت من:https://disability5.com/

3) شماره شناسنامه من: 029547403.

4) آدرس ایمیل من: 029547403@walla.co.il یا: asb783a@gmail.com یا: assaf197254@yahoo.co.il یا: assafbenyamini@hotmail.com یا: assaf002@mail2world.com

یا: assaffff@protonmail.com یا: ass.benyamini@yandex.com یا: benyamini@vk.com یا: assafbenyamini@163.com

5) متذکر می شوم که هیچ سازمان، انجمن یا اداره دولتی که به آن مراجعه می کنم حاضر به کمک در این زمینه نیست.

در زیر نمونه ای از یکی از پاسخ هایی که در این زمینه دریافت کردم آورده شده است:

 

ما نمی توانیم بازپرداخت کفش های ارتوپدی را بررسی کنیم

فقط شما از این موضوع مطلع می شوید

با احترام،

Orit Moked SRP

_____________________________________

مخفی کردن پیام اصلی

توسط: اساف بنیامینی < assaf197254@yahoo.co.il >

ارسال شده: یکشنبه 16 اکتبر 2022 ساعت 09:42

به: Moked < moked@sharapplus.co.il >

موضوع: Re: Re: نامه من به “sharapplus.co.il”.

 

این چیزی نیست که من در مورد آن سوال کردم. من قبلاً کفش های ارتوپدی خریداری کرده ام – و در مورد واجد شرایط بودن بازپرداخت کفش هایی که قبلاً خریداری کرده ام و نه در مورد معاینه توسط پزشک سؤال کردم.

در یکشنبه، 16 اکتبر 2022، ساعت 09:22:18GMT+3، Moked < moked@sharapplus.co.il > نوشت:

سلام

در مورد کفش های ارتوپدی باید به پزشک ارتوپد مراجعه کنید و او در مورد آن تصمیم گیری می کند

با احترام،

Orit Moked SRP

 

E. مکاتبات کوتاهی که در صفحه فیس بوک فعال اجتماعی ایتالیایی FRANCA VIOLA داشتم در زیر آمده است:

 

در 10 ژوئیه 2018، من به جنبش Nitgaber که به افراد دارای معلولیت نامرئی اختصاص داشت پیوستم.

تعهد ما به عنوان مثال ترویج حقوق اجتماعی برای افرادی است که تحت تأثیر یک معلولیت نامرئی قرار دارند. افرادی مانند من که از ناتوانی ها و آسیب شناسی های جدی رنج می برند که بلافاصله برای دیگران آشکار نمی شود. این کاهش دید حتی در مقایسه با سایر جمعیت های دارای معلولیت باعث تبعیض می شود.

دعوت برای پیوستن به جنبش برای همه آزاد است و برای این امر می توانید با شماره تلفن های زیر با رئیس جنبش در شخص خانم تاتیانا کادوچکین تماس بگیرید:

972-52-3708001 یا 972-3-5346644

یکشنبه تا پنجشنبه بین ساعت 11:00 تا 20:00 (به وقت اسرائیل) به استثنای تعطیلات ملی یهودیان و اسرائیل.

اساف بنیامینی – نویسنده نامه.

بیشتر بدانید:

https://www.nitgaber.com

https://disability5.com

 

آنتونیو لومباردی

نویسنده

assaf benyamini سلام، من و پسرم نیز در پروژه های زیادی در زمینه معلولیت، به خصوص موارد نامرئی مشغول هستیم، با شماره 3934041051 تماس بگیرید.

 

آنتونیو لومباردی

من عبری صحبت می کنم – و دانش من در مورد سایر زبان ها بسیار محدود است. به همین دلیل توانایی من برای توضیح و جزئیات موارد در مکالمه هنوز بسیار مشکل ساز است (من با یک شرکت ترجمه حرفه ای تماس گرفتم تا پیامی را که برای شما ارسال کردم بنویسم). در هر صورت از شما متشکرم که با اهداف جنبش ما همذات پنداری کردید و خواستید در فعالیت شرکت کنید و کمک کنید. با احترام، آساف بنیامینی.

 

F. ایمیلی که من به جاهای مختلف ارسال می کنم در زیر آمده است:

 

به:

موضوع: ابزارهای تکنولوژیکی

خانم های عزیز/آقایان.

از سال 2007، من در مبارزه معلولان در اسرائیل شرکت کرده ام – مبارزه ای که همانطور که می دانید در رسانه ها نیز به طور گسترده پوشش داده می شود.

یکی از ابزارهایی که برای پیشبرد مبارزه تلاش می کنیم استفاده از ابزارهای مختلف تکنولوژیک است: نوشتن در شبکه های اجتماعی، باز کردن وب سایت ها و تلاش برای ارتقا و بهبود آنها، مدیریت جوامع مجازی و غیره.

سوال من در این زمینه این است: آیا ممکن است شرکت یا سازمان شما ابزارهای تکنولوژیکی را ارائه دهد که بتواند به ما در مبارزه کمک کند؟ و اگر چنین است – در کدام حوزه ها و چگونه؟

با احترام،

آصاف بنیامین

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) وب سایت من: https://disability5.com/

3) در 10 ژوئیه 2018، من به یک جنبش اجتماعی به نام “Nitgaber” پیوستم – معلولان شفاف. ما سعی می‌کنیم حقوق معلولان شفاف را ارتقا دهیم، یعنی افرادی مانند من که از مشکلات پزشکی و بیماری‌های بسیار جدی رنج می‌برند که در بیرون قابل مشاهده نیستند – عدم دید خارجی که باعث تبعیض بسیار شدید علیه ما می‌شود.

مدیر جنبش، که موسس آن نیز هست، خانم تاتیانا کادوچکین است و می توان با شماره تلفن 972-52-3708001 تماس گرفت.

ساعت پاسخگویی تلفنی: یکشنبه تا پنجشنبه از ساعت 11:00 الی 20:00. زمان اسرائیل – به جز تعطیلات یهودی یا تعطیلات مختلف اسرائیل.

4) در زیر برخی از سخنان توضیحی در مورد جنبش ما که در مطبوعات آمده است آورده شده است:

تاتیانا کادوچکین، یک شهروند عادی، تصمیم گرفت جنبش “Natgver” را برای کمک به کسانی که او آنها را “معلولان شفاف” می نامد تأسیس کند. تاکنون حدود 500 نفر از سراسر کشور اسرائیل به جنبش او پیوسته اند. او در گفت‌وگو با یومان از کانال هفت، از این پروژه و آن دسته از افراد معلولی می‌گوید که صرفاً به دلیل شفاف بودن از کمک‌های مناسب و کافی از سوی نهادهای مربوطه دریافت نمی‌کنند.

به گفته وی، جمعیت معلولان را می توان به دو دسته تقسیم کرد: معلولان با ویلچر و معلولان بدون ویلچر. او گروه دوم را «معلولان شفاف» تعریف می‌کند، زیرا به گفته او، آنها خدماتی مشابه معلولان با ویلچر دریافت نمی‌کنند، حتی اگر به عنوان معلول 75 تا 100 درصدی تعریف شوند.

او توضیح می دهد که این افراد نمی توانند به تنهایی امرار معاش کنند و به کمک خدمات اضافی نیاز دارند که معلولان با ویلچر از آن برخوردار هستند. به عنوان مثال معلولان شفاف از بیمه کل کشور کمک هزینه کم از کارافتادگی دریافت می کنند، مکمل های خاصی مانند کمک هزینه خدمات ویژه، کمک هزینه همراه، کمک هزینه تردد و همچنین کمک هزینه کمتری از وزارت مسکن دریافت می کنند.

طبق تحقیقات انجام شده توسط کادوچکین، این معلولان شفاف علیرغم تلاش برای ادعای اینکه در اسرائیل 2016 هیچ گرسنه نان وجود ندارد، گرسنه نان هستند. تحقیقاتی که او انجام داد همچنین بیان می کند که میزان خودکشی در بین آنها بالاست. در جنبشی که او تأسیس کرد، او برای قرار دادن معلولان شفاف در لیست انتظار مسکن عمومی تلاش می کند. این به این دلیل است که به گفته او، آنها معمولاً با وجود اینکه واجد شرایط هستند، وارد این لیست ها نمی شوند. او جلسات زیادی با اعضای کنست برگزار می کند و حتی در جلسات و بحث های کمیته های مربوطه در کنست شرکت می کند، اما به گفته او کسانی که می توانند کمک کنند گوش نمی دهند و کسانی که گوش می دهند در اپوزیسیون هستند و بنابراین نمی توانند کمک کنند. کمک.

اکنون او از افراد ناتوان “شفاف” بیشتر و بیشتری می خواهد که به او بپیوندند و با او تماس بگیرند تا بتواند به آنها کمک کند. به گفته وی، اگر وضعیت به همین منوال پیش برود، راه گریزی از تظاهرات معلولان که خواستار حقوق خود و شرایط اولیه معیشت خود هستند، نیست.

5) آدرس های ایمیل من: 029547403@walla.co.il و: asb783a@gmail.com و: assaf197254@yahoo.co.il و: ass.benyamini@yandex.com و: assaffff@protonmail.com 

و: assafbenyamini@hotmail.com و: assaf002@mail2world.com و: benyamini@vk.com و: assafbenyamini@163.com 

 

6) در زیر چند پیوند به نمایه های من در شبکه های اجتماعی مختلف وجود دارد:

 https://soundcloud.com/user-912428455?utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing

 

https://www.pond5.com?ref=assaf197254749

 

https://share.socialdm.co/assftt

 

https://actionnetwork.org/petitions/disabled-people-worldwide?source=direct_link&

 

https://aff.pays.plus/827f6605-9b3c-433d-b16f-5671a4bba62a?ref=

 

https://link.protranslate.net/9UCo

 

https://www.facebook.com/groups/545981860330691/

 

https://www.youtube.com/channel/UCN4hTSj6nwuQZEcZEvicnmA

 

https://www.webtalk.co/assaf.benyamini

 

https://assafcontent.ghost.io/

 

https://anchor.fm/assaf-benyamini

 

https://www.youtube.com/watch?v=sDIaII3l8gY

 

https://www.youtube.com/channel/UCX17EMVKfwYLVJNQN9Qlzrg

 

https://twitter.com/MPn5ZoSbDwznze

 

https://www.facebook.com/profile.php?id=100066013470424

 

ز. مکاتبات من با “استودیو گال یام” در زیر آمده است:

 

برای Assaf – درخواست خود را به Galyam Studio دنبال کنید

سه شنبه 18 مهر ساعت 10:47

شما پست‌های وب‌سایت من را به‌عنوان شکلی از “شرم‌انگاری” می‌بینید – با این حال باید 2 چیز را درک کنید:

1) من اجازه دارم آنچه را که می خواهم در وب سایت خود پست کنم – و لازم نیست از کسی بپرسم.

2) دولت اسرائیل ما (جامعه ناتوانان شفاف) را به وضعیتی رسانده است که هیچ انتخاب یا گزینه دیگری برای ما باقی نمانده است.

آیا چیزها با شما دشمنی کردند؟ تضاد با ما به صورت خودکار وجود دارد – بنابراین کلمات شما برای من معنایی ندارند.

و با تمام احترام، چه چیزی مهمتر یا مهمتر است: احساس دشمنی شما و بسیاری از افراد دیگر – یا افراد ناتوانی که ممکن است در خیابان به سر ببرند و در آنجا بمیرند؟

و من از شما انتظار ندارم که به آن پاسخ دهید – و موضوع تضاد را رها کنید و من موارد را به اختصار خلاصه می کنم:

من کارها را به این ترتیب انجام می دهم زیرا هیچ گزینه یا گزینه دیگری باقی نمانده است (بالاخره، انتظار دارید ما چه کار کنیم: سعی نکنیم با سیاستی مبارزه کنیم که به مردم اجازه نمی دهد زنده بمانند؟).

با احترام،

آساف بنیامینی

پست اسکریپتوم تاکید می کنم که من هم قصد ندارم مکاتباتمان را مخفی نگه دارم – بالاخره در اینجا هیچ چیز پنهانی وجود ندارد. آنچه لازم است را بنا به قضاوت خود منتشر خواهم کرد.

در روز سه شنبه 18 اکتبر 2022 ساعت 10:34:09 GMT +3، Gal Yam Studio < naor@galyam-studio.co.il > نوشته شده توسط:

مخفی کردن پیام اصلی

سلام عساف

من می بینم که شما در سایت خود به مکاتبات با شرکت هایی که از آنها کمک می گیرید استناد می کنید، که باعث شد من به طور خودکار مخالف باشم.

این با ارزش‌های ما مطابقت ندارد و من آن را برای همه مقاصد «شرم‌انگیز» می‌دانم (اگر شرکتی علاقه‌ای به ارائه خدمات رایگان به شما ندارد، آیا به عنوان افشای مناسبی که منتشر خواهید کرد به شرکت اطلاع می‌دهید. مکاتباتی که پیش روی آن قرار دارد به همه مربوطه؟)

انتظار دارم مکاتبات من با شما منتشر نشود و فقط بین من و شما باقی بماند!

با توجه به سوال شما، همانطور که فکر می کردید، بله خدمات ما هزینه دارد.

ما تیمی متشکل از 10 کارمند هستیم که باید از این خدمات امرار معاش کنیم، چون یک سازمان غیرانتفاعی است من البته حاضرم تخفیف بدهم اما متاسفانه نمی توانم به آنها یارانه بدهم.

با احترام،

نور گل یام | مدیر عامل

مدیر عامل | ناور گال یام

www.galyam-studio.co.il

به تماشای توصیه مشتریان خوش آمدید

 

سه شنبه 18 اکتبر 2022 ساعت 10:22 توسط عساف بنیامینی <‪assaf197254@yahoo.co.il >:‬

این می تواند عملاً برای سایت من disability5.com که به موضوع افراد دارای معلولیت می پردازد مرتبط باشد.

اما یک مشکل در اینجا وجود دارد: من فرض می کنم که این یک سرویس پولی است. من به این نکته اشاره می کنم که من از این موضوع شکایتی ندارم – ظاهراً شما از این طریق امرار معاش می کنید – و البته این کاملاً خوب است. اما به دلیل درآمد پایینم (با کمک هزینه از کارافتادگی بیمه ملی زندگی می کنم) توان پرداخت آن را ندارم. بسیاری از اعضای جنبش ما هستند که وضعیت اقتصادی آنها بسیار بدتر از من است – کاملاً واضح است که افرادی که مجبور هستند روزانه بین خرید مواد غذایی اولیه و خرید داروهای ضروری تصمیم بگیرند و حتی در خطر هستند. به دلیل ناتوانی در پرداخت اجاره بها به خیابان پرتاب می شود، قادر به پرداخت هزینه خدمات گرافیکی نخواهد بود.

با احترام،

آساف بنیامینی

در روز سه شنبه 18 اکتبر 2022 ساعت 10:13:09 GMT+3، Gal Yam Studio< naor@galyam-studio.co.il > نوشته شده توسط:

ما می دانیم که چگونه خدمات گرافیکی و طراحی، شخصیت پردازی و توسعه وب سایت ها و صفحات فرود و تبلیغات ارگانیک برای وب سایت ها را ارائه دهیم.

آیا یکی از خدماتی که برای شما نوشتم به شما مربوط است؟

با تشکر

با احترام،

 

نور گل یام | مدیر عامل

مدیر عامل | ناور گال یام

www.galyam-studio.co.il

به تماشای توصیه مشتریان خوش آمدید

 

سه شنبه 18 اکتبر 2022 ساعت 10:10 توسط عساف بنیامینی <‪assaf197254@yahoo.co.il >:‬

من از سال 2007 در مبارزه معلولان در اسرائیل شرکت کرده ام. از 10 ژوئیه 2018، این کار را به عنوان بخشی از جنبش “ناتاگور” – افراد ناتوان شفاف انجام می دهم.

من از شما می پرسم که آیا می توانید ابزارهای فن آوری را به ما ارائه دهید که می تواند به ما کمک کند؟

البته سوال کلی است و خاص نیست.

با احترام،

آساف بنیامینی

پست اسکریپتوم مدیر جنبش ما خانم تاتیانا کادوچکین است و

شماره تلفن های او: 972-52-3708001. و: 972-3-5346644.

او در روزهای یکشنبه تا پنجشنبه بین ساعت 11:00 تا 20:00 به تلفن پاسخ می دهد.

او روسی را در سطح بسیار بالایی از زبان مادری صحبت می کند – اما همچنین عبری.

در روز سه شنبه 18 اکتبر 2022 ساعت 10:01:40 GMT+3، Gal Yam Studio< naor@galyam-studio.co.il > نوشته شده توسط:

سلام اصاف

نام من Naor از استودیو نوت بوک Galyam است، شما از طریق وب سایت ما در مورد “ابزارهای فناوری” با ما تماس گرفتید.

تو ایمیلت زیاد نوشتی ولی من نفهمیدم چطوری میتونیم بهت کمک کنیم؟

اگر بتوانید در درخواست/نیازهای خود دقیق باشید ممنون می شوم

متشکرم و روز خوبی داشته باشید

با احترام،

نور گل یام | مدیر عامل

مدیر عامل | ناور گال یام

www.galyam-studio.co.il

به تماشای توصیه مشتریان خوش آمدید

 

assaf benyamini< assaf197254@yahoo.co.il >

به:

استودیو گال یام

سه شنبه 18 مهر ساعت 10:50

و در پایان: من نمی توانم به خدمت شما ملحق شوم – نمی توانم پرداخت کنم.

من فکر می کنم که این چیزها را خلاصه می کند.

با احترام،

آساف بنیامینی

‫در روز سه شنبه 18 اکتبر 2022 ساعت 10:01:40 GMT+3، Gal Yam Studio< naor@galyam-studio.co.il > نوشته شده توسط:‬

سلام عساف

نام من Naor از یک نوت بوک GalyamStudio است، شما از طریق وب سایت ما در مورد “ابزارهای فناوری” با ما تماس گرفتید.

تو ایمیلت زیاد نوشتی ولی من نفهمیدم چطوری میتونیم بهت کمک کنیم؟

اگر بتوانید در درخواست/نیازهای خود دقیق باشید ممنون می شوم

متشکرم و روز خوبی داشته باشید

با احترام،

نور گل یام | مدیر عامل

مدیر عامل | ناور گال یام

www.galyam-studio.co.il

به تماشای توصیه مشتریان خوش آمدید

 

ح. در زیر پستی است که در روز سه شنبه 18 اکتبر 2022 در شبکه اجتماعی فیس بوک آپلود کردم:

 

همانطور که می دانید این روزها جنگ بین روسیه و اوکراین ادامه دارد. هفته گذشته، رئیس جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، دستور/دستور عملیات گسترده ای را برای استخدام از میان شهروندان روسیه صادر کرد. با این حال، بسیاری از شهروندان روسیه مخالف جنگ هستند و سعی می کنند راهی پیدا کنند تا به جبهه اعزام نشوند – بسیاری از آنها سعی می کنند از کشور فرار کنند، و معلوم می شود که یک پدیده گسترده وجود دارد که در اسرائیل بسیار کمتر در مورد آن شنیده می شود: شهروندان روسیه که خود را مثله کرده و از کار افتاده انتخاب می کنند – و این برای اینکه به ارتش فراخوانده نشوند و بخشی از جنایاتی را که این روزها انجام می دهند ارتش روسیه است. این همان چیزی است که او در اینترنت به زبان روسی خواند (بخش بزرگی از شبکه های اجتماعی به دستور مقامات در آنجا مسدود شده اند – اما برخی از اینترنت کار می کند.

باید به این نکته اشاره کنم که من روسی بلد نیستم (و همچنین ترجمه روسی عبارت How to break a hand را از گوگل ترنسلیت گرفتم و البته خودم ترجمه نکردم) – و تمام پست ها به زبان روسی که من در شبکه اجتماعی vk.com قرار دادم، متون مربوط به مبارزه با معلولین است که از شرکت های ترجمه به دست آورده ام.

به هر حال، وقتی در نوار جستجوی وب vk.com عبارت را تایپ کردم

Как сломать руку-چگونه دست را بشکنم نتایج زیادی گرفتم.

در برخی از جوامع به in vk.com می رسم پس از وارد کردن این عبارت جستجو، از قبل شروع به ارسال پیام کردم.

این هم یک اقدام دیگر (کمی آشفته و کج…) که من پیدا کردم.

هر کسی که بخواهد به این دلیل به من حمله کند خوش آمدید – من واقعاً اهمیتی نمی دهم.

 

I. پستی که در صفحه فیس بوک “رایانه برای اهدای رایگان” آپلود کردم در زیر آمده است:

 

اساف بنیامینی

به: “رایانه برای اهدای رایگان”.

موضوع: بازرسی تجهیزات

خانم های عزیز/آقایان.

حدود شش ماه پیش یک کامپیوتر نوت بوک pcdeal.co.il خریدم.

اخیراً (من این کلمات را در 21 اکتبر 2022 می نویسم) رایانه من چندین نقص داشته است که به طور تصادفی رخ می دهد: صفحه سیاهی که ناگهان ظاهر می شود ، رایانه ای که ناگهان یخ می زند و کلیدهای روی صفحه کلید که ناگهان پاسخ نمی دهند.

شرکتی که من کامپیوتر را از آن خریدم (شرکت pcdeal.co.il) در منطقه شمالی واقع شده است – و از آنجایی که من در اورشلیم زندگی می کنم، ظاهراً رایانه را برای آنها آورده ام، تجهیزات را در آزمایشگاه آزمایش می کنم و سپس تجهیزات را برمی گردانم و نصب مجدد آن در محل من یک فرآیند بسیار دست و پا گیر خواهد بود که زمان زیادی طول خواهد کشید (و بنابراین احتمالاً امکان پذیر نخواهد بود – و اگرچه گارانتی برای همه تجهیزات وجود دارد) – و این به این دلیل است که در اینجا دو مشکل اضافی وجود دارد:

1) من ماشین یا گواهینامه رانندگی ندارم – بنابراین نمی توانم خودم کامپیوتر را به آنها بیاورم. به دلیل ناتوانی جسمی، مشکلات اقتصادی و همچنین مسافت قابل توجه جغرافیایی، آوردن وسایل به شرکت با تاکسی امکان پذیر نیست.

2) به دلیل ناتوانی جسمی قادر به بسته بندی وسایل در منزل به تنهایی در کارتن قبل از انتقال به آزمایشگاه نیستم. دقیقاً به همین دلیل، من نمی توانم پس از بازگشت کامپیوتر از آزمایش، از نصب مجدد آن مراقبت کنم.

بنابراین من به دنبال یک شرکت فعال در منطقه بیت المقدس هستم که بتوان این خدمات را از آن دریافت کرد.

برای من کاملاً واضح است که گارانتی رایانه در چنین موردی مرتبط نخواهد بود – با این حال، از آنجایی که این روزها توانایی کار با رایانه یک چیز ضروری است، من نمی توانم یک دوره طولانی چند هفته ای یا شاید حتی را بپردازم. بیشتر که در آن من به رایانه دسترسی نخواهم داشت (این تنها رایانه ای است که در خانه دارم – و در شرایط من نمی توانم رایانه دیگری بخرم). و یک مشکل/مشکل دیگر وجود دارد: من با درآمد بسیار کم زندگی می کنم – کمک هزینه از کارافتادگی از موسسه بیمه ملی. بنابراین، من نمی توانم به جای کامپیوتری که اکنون دارم، یک کامپیوتر جدید بخرم، که تمام ایراداتی را که توضیح دادم دارد. و چه چیزی بیشتر: به دلیل شدت وضعیت من،

به نظر شما در چنین شرایطی چه راه حلی می تواند باشد؟

با احترام،

آصاف بنیامین

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن های من: در منزل-972-2-6427757. Mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) آدرس های ایمیل من: asb783a@gmail.com یا: ass.benyamini@yandex.com یا: assaf002@mail2world.com یا: assafbenyamini@hotmail.com یا: assaffff@protonmail.com یا: benyamini@vk.com یا: assafbenyamini@163.com

 

J. در زیر مکاتبات من از گروه فیس بوک “Asia4: ترجمه ها و به روز رسانی ها از جهان آسیایی از یکشنبه، 23 اکتبر 2022، ساعت 7:20 صبح است:

 

فعال،

assaf benyamini به اشتراک گذاشته شده در گروه.

 

دقیقه یک

به: “Asia4: ترجمه ها و به روز رسانی ها از جهان آسیایی”.

من مالک وبلاگ disability5.com هستم-وبلاگ چند زبانه به زبانهای: ازبکی، اوکراینی، اردو، آذری، ایتالیایی، اندونزیایی، ایسلندی، آلبانیایی، آمهری، انگلیسی، استونیایی، ارمنی، بلغاری، بوسنیایی، برمه ای، بلاروسی، بنگالی، باسکی، گرجی ، آلمانی، دانمارکی، هلندی، مجارستانی، هندی، ویتنامی، تاجیکی، ترکی، ترکمنی، تلوگو، تامیلی، یونانی، ییدیش، ژاپنی، لتونیایی، لیتوانیایی، مغولی، مالایی، مالتی، مقدونی، نروژی، نپالی، سواحیلی، سینهالی، چینی ، اسلوونیایی، اسلواکی، اسپانیایی، صربی، عبری، عربی، پشتو، لهستانی، پرتغالی، فیلیپینی، فنلاندی، فارسی، چکی، فرانسوی، کره ای، قزاقستانی، کاتالان، قرقیزی، کرواتی، رومانیایی، روسی، سوئدی و تایلندی.

از آنجایی که چنین است، همانطور که در وبلاگ چندزبانه ذکر شد، من از خدمات ترجمه خودکار مانند Google Translate – و همچنین خدمات ترجمه خودکار سایر موتورهای جستجو مانند خدمات ترجمه خودکار ofbing.com، ترجمه خودکار بسیار استفاده می کنم. خدمات Yandex.com و همچنین خدمات ترجمه خودکار microsoft.com

متوجه شدم که در تمام این خدمات ترجمه، و بدون استثنا، ترجمه به ترکمنی یا از آن، ترجمه هایی هستند که همیشه خطاهای آنها بیشتر از ترجمه به یا از هر زبان دیگری است (و البته این را نباید با ترجمه به ترکی اشتباه گرفت – ترکی و ترکمنی بالاخره دو زبان متفاوت هستند…).

به نظر شما چه توضیحی برای این موضوع می تواند داشته باشد؟

در هر صورت من به این نکته اشاره می کنم که من ترکمنی (حتی یک کلمه) را نمی دانم – و همچنین اشاره می کنم که من برنامه نویس کامپیوتر نیستم و در مورد مکانیسم الگوریتم های خدمات ترجمه خودکار چیزی نمی دانم. .

با احترام،

آساف بنیامینی

 

تامار شای چوردکار.

هوم من نفهمیدم.. اگه زبان بلد نباشی از کجا میدونی تو ترکمنی (ترکی؟) اشتباهاتی هست؟

تا آنجا که من می دانم.. مترجمان در وب سایت ها از زبان مبدأ ترجمه نمی کنند بلکه از انگلیسی ترجمه می کنند.

اما معلوم نیست دقیقا چه چیزی می خواستید بپرسید/بگویید؟

پسندیدن

پاسخ

5 ساعت

آساف بنیامینی

نویسنده

 

تامار شای چوردکار. در ترجمه به ترکمنی – نه در ترجمه به ترکی – مشکلات زیادی وجود دارد. ترجمه به ترکی در سیستم های ترجمه خودکار خوب کار می کند (تا آنجا که من می دانم ترکی و ترکمنی دو زبان متفاوت هستند – و اگر اینجا اشتباه می کنم قطعاً می توانید اصلاح کنید – دوست دارم بدانم). من زبان را نمی دانم – با این حال، از آنجایی که متن هایی که در ترجمه های خودکار ترجمه می کنم نسبتاً بسیار طولانی هستند (دارای چند ده هزار کلمه) مواردی وجود دارد که حتی بدون دانستن زبان نیز قابل توجه هستند، به عنوان مثال: مشخصات شخصی من. که حذف شده اند و در ترجمه ها ظاهر نمی شوند، آدرس های ایمیل من که به اشتباه نمایش داده می شوند (بالاخره، آنها باید همانطور که در هر زبانی هستند نمایش داده شوند، به عنوان مثال: آدرس ایمیل من asb783a@gmail.comباید به این شکل در هر زبانی نمایش داده شود). و من این سؤال را مطرح می کنم: چرا دقیقاً در ترجمه های ترکمنی یا ترکمنی این همه اشتباه وجود دارد و بیش از ترجمه های هر زبان یا هر زبان دیگری – نمی دانم دلیل این امر چه می تواند باشد؟ و نکته دیگری که حتی بدون دانستن زبان قابل توجه است: در سیستم های ترجمه خودکار اغلب وقتی می خواهید از ترکمنی به زبان های دیگر یا از هر زبانی به ترکمنی ترجمه کنید، اغلب پیام خطا دریافت می کنید و سیستم این کار را انجام نمی دهد. عملیات – و این اغلب در مقایسه با هیچ زبان دیگری اتفاق نمی افتد. نمی‌دانم دلیل این که دقیقاً در ترجمه‌ها به ترکمنی یا از ترکمنی، سیستم پیام‌های خطای زیادی را نشان می‌دهد، جزئیات زیادی را که باید در هر زبانی دقیقاً یکسان باشد، حذف می‌کند، چه می‌تواند باشد. البته، از آنجایی که من زبان را نمی دانم، توانایی بررسی چیزهای فراتر از آن را ندارم. با احترام، آساف بنیامینی.

پسندیدن

پاسخ

1 نازک

فعال

آساف بنیامینی

تامار شای چوردکار. در سیستم‌های ترجمه خودکار، ترجمه‌ها همیشه از انگلیسی نیستند – و می‌توانند با توجه به ترجیحات کاربران، از هر زبانی به هر زبانی ترجمه کنند.

 

تامار شای چوردکار.

آساف بنیامینی هههه خوب من نمیدونستم ترکمنی هست و دکتر گوگل تایید کرد که هست..

من یکی از مترجمان زن نیستم، اما وقتی می خواهم به چینی ترجمه کنم، ترجیح می دهم از انگلیسی به چینی ترجمه کنم تا از عبری به چینی. شاید این اولین قدمی باشد که باید بردارید.

دوم، گوگل نمی تواند جایگزین (حتی) گوشت و خونی که این زبان را می فهمد، بگیرد، بنابراین وقتی به زبان های زیادی ترجمه می کنید به این صورت است که “شما خیلی زیاد را گرفتید، نگرفتید”. من پیشنهاد می کنم روی انگلیسی سرمایه گذاری کنید. ترجمه، کسانی که می خواهند وبلاگ را بخوانند تلاش می کنند خودشان را در گوگل ترجمه کنند. وقتی این کار را به تنهایی انجام می دهید، البته به نظر شخصی من غیرحرفه ای به نظر می رسد.

آساف بنیامینی

تامار شای چوردکار. نمی دانم واقعا متوجه محتوای حرف های من شده اید یا نه. من ترجمه نمی‌کنم، در یک شرکت ترجمه کار نمی‌کنم – و اصلاً موضوع این نیست. من یک سوال در مورد رفتار عجیب مترجمان خودکار (الگوریتم یا نرم افزار آنها) که دقیقاً در ترجمه به ترکمنی یا ترکمنی در نتیجه دادن مشکل دارند و بسیار بیشتر از ترجمه به هر زبان دیگری پیغام خطا می دهند. اگر جواب آن را نمی‌دانید، مطمئناً مشروع است – هیچ‌کس همه چیز را نمی‌داند… در واقع، یک زبان ترکمنی (کشوری به نام ترکمنستان، که همانطور که می دانیم، تا اوایل دهه 1990 بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود) وجود دارد. چون ترکمنی و ترکی بلد نیستم نمی دانم که آیا این دو زبان زبان های مشابهی هستند یا نه. من فقط یک سوال در مورد رفتار عجیب و غریب خدمات ترجمه خودکار در مورد ترکمنی مطرح کردم – و نه بیشتر. و مطمئناً می توانید از “لُل” صرف نظر کنید – من مطمئناً سعی نکردم جوک بگویم – و این سؤال خود یک سؤال جدی است و یک شوخی نیست. با احترام،

 

تامار شای چوردکار. و من کاملاً با شما موافقم که خدمات ترجمه خودکار واقعاً نمی تواند جایگزین مترجم انسانی شود – مخصوصاً وقتی صحبت از متون بسیار طولانی است که من ترجمه می کنم. من به دلیلی کاملاً متفاوت مجبورم از خدمات مترجم انسانی صرف نظر کنم: درآمد کم و ناتوانی در پرداخت. من کاملاً آگاه هستم که به این ترتیب نتیجه بسیار کمتری به دست می‌آورم – اما همانطور که گفته شد، وضعیت مالی دشوار من به سادگی به من اجازه نمی‌دهد کار دیگری انجام دهم.

 

و چرا نوشتی “من هههههههههه من نمیدونستم زبان ترکمنی هست و دکتر گوگل تایید کرده که هست…” – واقعا اینو نمیدونستی؟ به عنوان کسی که با ترجمه زبان های آسیایی سروکار دارد؟ من بسیار شک دارم اگر این را نمی دانید – احتمالاً نوشته اید که به عنوان یک نکته بدبینانه، زبان ترکمنی یکی از مهم ترین زبان های کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق است، بنابراین برای من سخت است که باور کنم کسانی که در این زمینه تخصص دارند. ترجمه زبان های آسیایی واقعاً نمی دانم که چنین زبانی وجود دارد. در هر صورت به نظر من خیلی عجیب است…

 

شارون ملامد

کارگردان

کارشناس گروه در زمینه تلویزیون و فیلم [CTX].

+3

من هدف پست را متوجه نشدم و چه ارتباطی با آن دارد؟

پسندیدن

شارون ملامد. بنابراین (دوباره) اشاره می کنم که من در اینجا در مورد خدمات ترجمه خودکار سؤال می کنم و به نظر شما چه توضیحی می تواند برای این واقعیت باشد که ترجمه از یا به ترکمنی دارای مشکلات و اشکالات زیادی است – بیشتر از ترجمه از هر زبان یا هر زبان دیگری (دوباره) تاکید می کنم که من ترجمه نمی کنم و برای یک شرکت ترجمه کار نمی کنم و تنها هدف از پست مطرح کردن سؤال در مورد رفتار گیج کننده ترجمه های خودکار در رابطه با زبان ترکمنی است.

شارون ملامد

کارگردان

کارشناس گروه در زمینه تلویزیون و فیلم [CTX].

+3

از آنجایی که اینجا کسی از ترکمنی ترجمه نمی کند، من شک دارم که بتوانید پاسخی برای این موضوع پیدا کنید. این گروه مناسبی نیست.

شارون ملامد. گروه مناسب کدام است؟

شارون ملامد

کارگردان

کارشناس گروه در زمینه تلویزیون و فیلم [CTX].

+3

به دنبال چیزی در مورد مترجمان ترکی باشید

 

شارون ملامد. ترکی ترکمنی نیست – این دو زبان متفاوت هستند. در ترجمه‌ها به ترکی یا از ترکی، مترجم‌های خودکار به درستی کار می‌کنند – و به اندازه ترجمه‌ها به ترکمنی یا از ترکمنی خطا وجود ندارد.

 

ک. در زیر پیامی است که به جاهای مختلف فرستادم:

به:

موضوع: پیوندهای ثابت

خانم های عزیز/آقایان.

من مالک وبلاگ disability5.com هستم – وبلاگی که به موضوع افراد دارای معلولیت می پردازد که بر اساس سیستم wordpress.org ساخته شده است – و در سرورهای servers24.co.il ذخیره شده است.

هر پست در وبلاگ من یک پیوند دارد که به آن منتهی می شود – که پیوند ثابت است.

من به دنبال نرم افزار یا سیستمی در اینترنت هستم که از طریق آن بتوانم تمام پیوندهای ثابت خود را تا حد امکان به طور گسترده در اینترنت توزیع کنم.

آیا چنین سیستم ها یا نرم افزارهایی را می شناسید؟

با احترام،

آساف بنیامینی،

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن: در منزل-972-2-6427757. mobile-972-58-6784040. فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) پیوندهای دائمی blog disability5.com:

 

لیست شماره گذاری شده:

https://docs.google.com/document/d/1hCnam0KZJESe2UwqMRQ53lex2LUVh6Fw3AAo8p65ZQs/edit?usp=sharing

 

یا:

https://dev-list-in-the-net.pantheonsite.io/2022/10/10/Permalinks-of-post…om-list-numbered/‎

 

لیست بدون شماره:

https://docs.google.com/document/d/1PaRj3gK31vFquacgUA61Qw0KSIqMfUOMhMgh5v4pw5w/edit?usp=sharing

 

یا:

https://dev-list-in-the-net.pantheonsite.io/2022/10/09/Permalinks-your-Fuss…-disability5-com/‎

 

2) آدرس ایمیل من: 029547403@walla.co.il یا: asb783a@gmail.com یا: assaf197254@yahoo.co.il

یا: ass.benyamini@yandex.com یا: assafbenyamini@hotmail.com یا: assaf002@mail2world.com  یا:  assaffff@protonmail.com  یا:benyamini@vk.com

یا: assafbenyamini@163.com

 

L. پیام ایمیلی که به کمیته “سال شیکم” منطقه اورشلیم وزارت بهداشت ارسال کردم در زیر آمده است:

 

و من فکر می‌کنم بسیار صحیح‌تر خواهد بود که خود مسائل را به شیوه‌ای واقعی مورد بررسی قرار دهیم – و نیاز به آزمایش یا اصلاح نقص‌هایی را که به آن اشاره کردم صرفاً به این دلیل که من به عنوان معلول ذهنی تعریف شده‌ام را نادیده نگیریم.

من شک ندارم که اگر دقیقاً همان مطالب را یک متخصص – مددکار اجتماعی، روانشناس و غیره برای شما ارسال می کرد، به طور واقعی و جدی با آن برخورد می کردید – اما به خود اجازه می دهید. زمانی که شخصی که کمبودها را مطرح می کند از نظر عاطفی آسیب دیده است، از آن خلاص شوید.

من بسیار متاسفم که این رفتار است – و از این بابت بسیار عصبانی هستم.

مطمئناً، سیستمی که به این روش اجرا می شود، هرگز اعتمادی به دست نخواهد آورد – حداقل برای من.

با احترام،

آصاف بنیامین.

 

اساف بنیامین< assaf197254@yahoo.co.il >

به: «سال شیکم»، اورشلیم.

دوشنبه 24 مهر ساعت 11:07

سال‌هاست که در تمام موضوعاتی که شما را مورد خطاب قرار داده‌ام – و بدون استثنا- تحقیق عمیقی توسط من انجام شده است.

اگر واقعاً می‌توانست در هر یک از موضوعاتی که به آن می‌پردازم، پاسخ‌های معقول دریافت کنم، در وهله اول اصلاً به شما مراجعه نمی‌کردم.

با احترام،

آساف بنیامینی

 

دوشنبه، 24 اکتبر 2022، ساعت 10:38:49 به وقت گرینویچ +3، “سال شیکم”، اورشلیم < jershikum@moh.health.gov.il > نوشته شده توسط:

 

 

29 در تشری، 2018

24 اکتبر 2022

مرجع: 959424822

 

به افتخار

آقای عساف بنیامینی

 

موضوع: درخواست شما به بخش حقوقی

 

در مورد درخواست شما از بخش حقوقی درخواست شده است که در آنجا شکایت دارید که امکان تماس با تیم پشتیبانی “Avivit” وجود ندارد.

به نظر می رسد که مشکل موقتی در ایمیل مکان وجود دارد، اما می توانید از طریق دیگری با آنها تماس بگیرید. همچنین، از آنجایی که هفته ای 3 بازدید از تیم دریافت می کنید، می توانید از تیمی که به خانه شما می آید نیز کمک بگیرید.

من درک می کنم که شما درگیر مسائل زیادی هستید، اما پاسخ دادن به سوالات زیادی که از طرف شما به دفتر ما می رسد دشوار است و اگر بتوانید قبل از مراجعه به احزاب مختلف و متعدد، یک تحقیق عمیق تر انجام دهید، سپاسگزار خواهم بود. با چنین فرکانس بالایی

با احترام،

مایکل کوهن

مدیر توانبخشی روانپزشکی

منطقه اورشلیم

 

کپی: اداره حقوقی وزارت بهداشت

وکیل شارونا اوور هادانی، مشاور حقوقی

خانم بات شوا کوهن، هماهنگ کننده تحقیقات عمومی، ص. روانپزشک منطقه

خانم شیرا بیگون، هماهنگ کننده پرس و جوهای عمومی، سال شیکم

 

م. پیامی که به جاهای مختلف فرستادم در زیر آمده است:

 

به:

موضوع: دوره های آزمایشی

خانم های عزیز/آقایان.

از سال 2007 من در مبارزه معلولان در اسرائیل شرکت کرده ام – و از 10 ژوئیه 2018 این کار را به عنوان بخشی از جنبش “Nitgaber” – معلولان شفاف که به آن پیوستم، انجام داده ام.

با این حال، هنگامی که صحبت از انتشار پیام های خود در اینترنت و شبکه های اجتماعی به میان می آید، با مشکل بسیار مهمی مواجه می شویم: بسیاری از ما مجبور هستیم روزانه بین خرید مواد غذایی اولیه و خرید دارو تصمیم بگیریم – و در این شرایط، واضح است. که ما نداریم و در آینده ای قابل پیش بینی نمی توانیم بودجه ای برای تبلیغات داشته باشیم.

من به این فکر افتادم که با پیوستن به سیستم های تبلیغاتی نرم افزارهایی که در مرحله توسعه هستند، از این سختی عبور کنم و بنابراین در دوره آزمایشی که مطمئن نیستید واقعاً سیستم کار می کند یا نه، ما نیز هزینه ای برای آن دریافت نمی کنیم. استفاده از آن.

بنابراین، سوال من این است: آیا سایت یا سیستمی را در نت می شناسید که بتوانید لیست منظمی از این گونه سایت ها را پیدا کنید؟

با احترام،

آصاف بنیامین

115 خیابان کاستاریکا،

ورودی A-فلت 4،

کریات مناخیم،

اورشلیم،

اسرائیل، کد پستی: 9662592.

شماره تلفن: در منزل-972-2-6427757. mobile-972-58-6784040.

فکس-972-77-2700076.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) آدرس های ایمیل من:  029547403@walla.co.il  و: asb783a@gmail.com   و:  assaf197254@yahoo.co.il و: ass.benyamini@yandex.com  و: assaf002@mail2world.com   و:    assafbenyamini@hotmail.com و: assaffff@protonmail.com و: assafbenyamini@163.com و: benyamini@vk.com

3) وب سایت من: disability5.com

 

N. در زیر پیامی را که برای مددکار اجتماعی همراه من در مسکن سرپناه در روز سه شنبه 25 اکتبر 2022 در ساعت 20:09 ارسال کردم آمده است:

 

یاهو

/

ارسال شد

 

اساف بنیامین < assaf197254@yahoo.co.il >

به:

sarahstora26@gmail.com

 

دوشنبه 24 مهر ساعت 16:47

 

سلام سارا:

در آخرین بازدید از منزل که دیروز برگزار شد، مجدداً در مورد امکان بستری شدن در یک خانه روانپزشکی بحث کردیم – و این در تلاش برای حل مشکل عدم پیگیری داروهای روانپزشکی که مصرف می کنم. همانطور که توضیح دادم صندوق بیمه سلامت عمومی که من عضو آن هستم یارانه ندارد – و هزینه های بستری در چنین خانه ای امروز به حدی است که به هیچ وجه نمی توانم پرداخت کنم. همچنین، تغییر به دیگریساعتسازمان نگهداری سلامتبرای من مطرح نیست: اگر به دیگری نقل مکان کنمساعتسازمان نگهداری سلامتتمام پولی که برای بیمه مراقبت طولانی مدت در Clalit پرداخت کرده امساعتسازمان نگهداری سلامت(که به نام “کلالیت مشلم”) از 10 فوریه 1998 به این برنامه ملحق شدم، از آب خارج می شود و برای من حساب نمی شود – و اگر به صندوق سلامت بپیوندم، باید تمام مراقبت های طولانی مدت را شروع کنم. بیمه از ابتدا من در حال حاضر 50 سال سن دارم – و البته در چنین سنی شروع مجدد بیمه مراقبت طولانی مدت و صرف نظر از بیش از 24 سالی که برای بیمه مراقبت طولانی مدتی که در آن هستم پرداخت کرده ام بسیار ارزش ندارد. در اصطلاح حرفه ای اقتصاددانان (من نه اقتصاددان هستم و نه متخصص در اقتصاد – من این اصطلاح را کاملاً تصادفی می دانم) به آن می گویند “

فکر کردم تلاش کنم و شاید از جهت دیگری راه حلی پیدا کنم: انجمنی به نام «انجمن گروه» وجود دارد. افراد حرفه ای مانند مددکاران اجتماعی، روانشناسان، روانپزشکان یا سایر رشته های مراقبت پزشکی می توانند برای تامین هزینه درمان های پزشکی که در سبد سلامت گنجانده نشده اند، درخواست خود را به این انجمن ارائه دهند.

درک این نکته مهم است که بستری شدن در خانه روانپزشکی در اکثر موارد در سبد مراقبت های بهداشتی گنجانده نشده است – و امروز نمی توانم هزینه این خدمات را به صورت خصوصی پرداخت کنم. در مورد من هم اینطور است. البته، این رفتار دولت اسرائیل حتی از نظر صرفاً اقتصادی نیز بسیار زیان آور است، زیرا زمانی که مردم به دلیل شرایط غفلت تدریجی در بیمارستان بستری می شوند، هزینه ها بسیار بیشتر خواهد بود – اما این واقعیت است که ما نمی توانیم. تغییر دادن.

“انجمن گروه” درخواست کمک را فقط از اعضای کادر پزشکی می پذیرد و هرگز مستقیماً از بیماران – و به همین دلیل تمام درخواست های قبلی من از آنها بررسی یا بررسی نشد.

آیا می توانید برای کمک در این مورد با انجمن گروه تماس بگیرید؟

با احترام،

اساف بنیامینی- ساکن مسکن سرپناه خوابگاه “آویویت”.

پست اسکریپتوم 1) شماره شناسنامه من: 029547403.

2) پیوند به وب سایت “انجمن گروه”:  https://hakvutza.org 

3) در گفتگوی ما پرسیدید که آیا وب سایت من آنلاین است؟ خب، وب سایت من در disability5.com قطعا آنلاین است.

4) از آنجایی که پیامی را که سعی کردم به آدرس ایمیل sarahstora26@gmail.com ارسال کنم، این پیام را اینجا در واتس اپ برای شما ارسال می کنم و به مقصد، یعنی به شما تحویل داده نشده است. من سعی کردم این پیام را از آدرس ایمیل خود assaf197254@yahoo.co.il ارسال کنم.

 

O. مکاتبات من از شبکه اجتماعی لینکدین در زیر آمده است:

برای نوشتن این نامه

مشولام گوتلیب در ساعت 16:24 پیام های زیر را ارسال کرد

نمایه مشولام را مشاهده کنید

 

Mehulam Gotlieb 4:24 بعد از ظهر

اگرچه من از کار شما بسیار قدردانی می کنم، اما دولت اسرائیل در عرصه بین المللی به اندازه کافی مشکلات دارد، مراجعه به روزنامه نگاران خارجی برای پخش لباس های کثیف ما تنها دستان دشمنان اسرائیل را تقویت می کند.

امیدوارم تجدید نظر کنید و به مبارزه طاقت فرسا در داخل مرزهای کشور ادامه دهید

امروز

اساف بنیامینی در ساعت 10:33 پیام های زیر را ارسال کرد

نمایه Assaf را مشاهده کنید

 

اساف بنیامینی 10:33 صبح

همانطور که قبلاً توضیح دادم، من قبلاً تلاش کرده ام تا سال ها مبارزه را در داخل مرزهای کشور انجام دهم – و از آنجایی که هیچ مقام یا اداره دولتی حاضر به کمک نیست و با توجه به اینکه دولت اسرائیل برای بسیاری اصرار داشته است. سال‌ها پس از رها کردن افراد معلول در موقعیت خود بدون هیچ آدرس مرتبطی در مورد بسیاری از مسائل، در واقع هیچ انتخاب یا گزینه دیگری برایم باقی نمانده است. به این دلایل، نقد شما را قاطعانه رد می‌کنم، و فکر می‌کنم درجات زیادی از ریاکاری نیز وجود دارد: بالاخره اگر شما در این موقعیت بودید، شما هم دقیقا همین کار را می‌کردید (اگر نه خیلی بدتر و آشکارتر از آن). )… اما چرا حتی می خواهید به این موضوع فکر کنید؟ بالاخره اینطور نیست به شما مربوط نمی شود و به شما ربطی ندارد – و در واقع به هیچ کس ربطی ندارد – و تا زمانی که این سیاست ادامه داشته باشد، من تا آنجا که ممکن است با مکان های بیشتری تماس خواهم گرفت. در این مورد من سفارش نمی پذیرم – شما به من نخواهید گفت که با چه کسی تماس بگیرم و با چه کسی تماس نگیرم!! با احترام، آصاف بنیامینی.

 

ص. در زیر ایمیلی که برای کارگردان فیلم تالی اوهیون فرستادم آمده است:

 

اساف بنیامین< assaf197254@yahoo.co.il >

به: تالی اوهایون.

جمعه 28 مهر ساعت 23:02

سلام به خانم تالی اوهیون:

از مکاتباتی که یکی دو روز پیش در شبکه اجتماعی فیس بوک داشتیم، متوجه شدم که یک خبرنگار با شما تلفنی تماس گرفته است که من از طریق شبکه اجتماعی لینکدین با او تماس گرفتم.

بعد از مکالمه مان سعی کردم بفهمم که آن روزنامه نگار کیست (من تعداد بسیار زیادی مخاطب در شبکه اجتماعی لینکدین دارم) – و وقتی پیامی را در فیس بوک برای شما ارسال کردم که در حال رانندگی هستید و به دلایل کاملاً قابل درک نتوانستید در آن لحظه آن را بررسی کنید

دیدم که این پیام توسط روزنامه نگاری به نام هدر هیل در فیس بوک برای شما ارسال شده است – آیا اوست؟ و اگر نه، آیا می توانید به من بگویید خبرنگاری که با شما تماس گرفته کیست؟

با احترام،

آساف بنیامینی

 

س. در زیر پیامی که از طریق شبکه اجتماعی لینکدین برای روزنامه نگار آمریکایی هدر هیل فرستادم آمده است:

 

هدر هیل

اتصال درجه 2

  • 2n.d

نویسنده، کارگردان، تهیه کننده فیلم و تلویزیون در Heather Hale Productions

امروز

اساف بنیامینی در ساعت 21:56 پیام های زیر را ارسال کرد

نمایه Assaf را مشاهده کنید

 

assaf benyamini 9:56 بعد از ظهر

نامه من به هدر هیل

اخیراً در مورد مشکلات افراد معلول برای شما نوشتم. پس از تماس شما با تالی اوهایون – فیلمساز بسیار حرفه ای و با استعداد اسرائیلی، او برایم نوشت شاید بخواهید با من مصاحبه کنید.

به هر حال می توانید به من ایمیل بزنید assaf197254@yahoo.co.il

من عبری صحبت می کنم و گاهی اوقات در زبان انگلیسی با مشکل مواجه می شوم – اما سخت تلاش خواهم کرد زیرا موضوع افراد معلول برای من بسیار مهم است.

بنابراین در هر زمان با من تماس بگیرید یا به من ایمیل بزنید.

عساف بنیامینی.

 

R. در اینجا برخی از پیوندهای من وجود دارد:

 

جنبش به سمت بانکداران می آید

 

آماده کردن که نسیم در او

 

تالی اوهایون – فیلمساز بسیار با استعداد اسرائیلی

 

Print Friendly, PDF & Email

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *